دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عواقب زیانبار بی حجابی

انسان موجودی اخلاقی است و همین ویژگی اخلاقی است که انسان را از دیگر آفریده‌های الهی متمایزمی کند.
عواقب زیانبار بی حجابی
عواقب زیانبار بی حجابی

عواقب زیانبار بی‌حجابی

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 15 اسفند ماه 1396

انسان موجودی اخلاقی است و همین ویژگی اخلاقی است که انسان را از دیگر آفریده‌های الهی متمایزمی کند. در روایات بسیاری به جلوه‌های اساسی اخلاق یعنی دینداری، حیا و عفت ‌اشاره شده است؛ زیرا دینداری از نظر آموزه‌های قرآن، چیزی جز اخلاق مداری و اخلاق محوری نیست؛ چرا که همه آموزه‌های آن در قالب بایدها و نبایدها یا نبایدها و شایدها، به چیزهایی ‌اشاره دارد که در یک کلمه بیانگر عدالت در مرتبه مقابله به مثل، احسان در مرتبه عفو و گذشت و اکرام در مرتبه ایثار از حق و حقوق است. از همین رو پیامبر(ص) می‌فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام.(بحارالانوار، ج 16، ص 210)

از آنجا که دین اسلام، دین مطابقت فطرت غیرقابل تبدیل و تحویل است(روم، آیه 30)، به طور طبیعی احکام آن ناظر به فطرت انسانی است؛ زیرا احکام آنچه را که مصلحت تمام دارد در قالب واجب و آنچه مصلحت ناقص دارد، در قالب مستحب قرار داده است؛ چنانکه حرام و مکروه چیزی است که مفسدت تمام یا ناقص دارد.

بنابراین، وقتی خدا حکم یک هنجاری چون حجاب را در راستای تأمین حیا و عفت فردی و عمومی واجب می‌کند، در آن مصلحتی تمام را دیده که در آیات قرآن از آن سخن گفته است.(نور، آیه 30؛ احزاب، آیات 23 و 33 و 59 )

از مهم‌ترین مصالحی که قرآن به عنوان آثار حجاب یاد کرده، اموری چون خیر و صلاح فرد و اجتماع(نور، آیه 60)، مصونیت از تعرض و اذیت و آزار(احزاب، آیه 59)، طهارت درونی و قلبی زنان و مردان(احزاب، آیه 53)، تمایز زنان آزاده از کنیز و بردگان (احزاب، آیه 59)، آمرزش الهی(همان) و مانند آنها است.

بنابراین، کسانی که به جای حجاب و پاکدامنی و عفت و حیا، به سراغ بی‌حجابی و بی‌عفتی و بی‌حیایی می‌روند، خود را در شرایطی قرار می‌دهند که نخستین آسیب را به خودشان وارد می‌سازند.

با توجه به اینکه چنین رفتار ضد شرعی و اخلاقی موجب ناپاکی فرد و خروج از مسیر طهارت قلبی و فطرت سالم است، به طور طبیعی قلب و دل او به زنگار گناه آلوده شده و سپس طبیعت اصلی خود را از دست می‌دهد و طبیعت ثانوی به خود می‌گیرد. از این رو از انسانی طیب به انسانی پلید تبدیل می‌شود و به طور طبیعی کسانی که خبیث و پلید هستند به سوی آنان کشیده می‌شوند. بنابراین، تعرض و اذیت و آزار نسبت به زنان بی‌حجاب و خبیث از سوی خبیثان انجام می‌شود. خدا می‌فرماید: الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ؛ زنان پلید براى مردان پلیدند و مردان پلید براى زنان پلید و زنان پاک براى مردان پاکند و مردان پاک براى زنان پاک.(نور، آیه 26)

براین اساس مترفان و بی‌دردان جامعه اعم از سرمایه‌داران و رفاه زدگان بدمست، بزرگ‌ترین مجرمان اجتماع هستند (انعام، آیه 123)، این افراد برای هوسرانی به سراغ زنان خبیث و پلید می‌روند و نسبت به آنان تعدی و رفتارهای سوء روا می‌دارند، چرا که این زنان خود خواسته‌اند که با آنان همچون عروسک‌های جنسی رفتار شود. بنابراین نباید از اجتماع و نیروهای حافظ امنیت توقع داشته باشند که آنها را از گزند مترفان و ‌اشرار حفظ کنند و وقتی به آنان تعرضی صورت گرفت نباید اعتراض کنند و شکایتی داشته باشند؛ زیرا خود چنین خواسته‌اند و به دست خویش امنیت خود را در معرض حراج و خطر و نابودی قرار داده‌اند.(احزاب، آیه 59)

به سخن دیگر، زنان بی‌حجاب در محیط جامعه خود را همانند بردگان و کنیزکان جنسی قرار داده و با رفتارهای نابهنجار خویش فضایی را ایجاد می‌کنند تا افراد خبیث اجتماع متعرض آنان شوند؛ زیرا زنان آزاده اجازه نمی‌دهند تا در اجتماع مشهور به رفتاری شوند که بیانگر علاقه به فساد جنسی است تا ‌اشرار و خبیثان متعرض آنان شوند. (همان) در حقیقت خود کرده را تدبیر نیست.

به هر حال، زنانی که در دوران حاکمیت انقلاب اسلامی علیه آن انقلاب عامدانه و کینه توزانه، ناهنجاری بی‌حجابی یا بدحجابی راه می‌اندازند، در خیابانی دو طرفه به جای صعود و سلامت، دنبال سقوط و بیماری و شقاوت هستند. اینان به طور طبیعی باید خود را برای جرم و جنایت از سوی ‌اشرار و مردان خبیث آماده کنند؛ و هیچ گاه نباید تقاضا و یا انتظار امنیت از سوی دولت و امت داشته باشند؛ زیرا کسی که خود را بی‌حجاب می‌کند، مانند مرداری است که لاشخورها را به سوی خود جلب و جذب می‌کند.

نکته قابل توجه اینکه عده‌ای حکم نماز را با حکم حجاب یکسان می‌دانند و آن دو را در یک ردیف قلمداد می‌کنند، در حالی که حکم نماز، فردی و ترک آن مجازات اخروی دارد، اما حکم حجاب یک حکم قانونی در راستای تأمین امنیت فردی و جمعی افراد اجتماع است و میان این دو حکم تفاوت ماهوی وجود دارد؛ از این رو مخالفت با حکم نماز، مجازات دنیوی به دنبال ندارد، اما مخالفت با حکم حجاب همانند حکم دزدی و رشوه گیری و ربا خواری، مجازات دنیوی و اخروی به دنبال خواهد داشت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS