دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عيادت از بيمار

No image
عيادت از بيمار

كسى كه به عيادت بيمار مى‌رود، مى‌تواند با گفتار و رفتارش تأثير به سزايى در بهبودى و سلامتى او داشته باشد. برخى از وظايف عيادت‌كننده به اختصار عبارت است از:

دلجويى: نشستن در كنار بيمار، پرسيدن حال او و اينكه شب و روز را چگونه گذرانده، موجب آرامش خاطر و تسكين دردش خواهد شد. رسول خدا (ص) مى‌فرمايد: كمال عيادت بيمار در آن ‌است كه دست بر [سر] او نهاده، حالش‌ را بپرسى و از اينكه شب و روز خود را چگونه مى‌گذراند سؤال كنى.

همدردى: پيامبر اكرم (ص)، ضمن اشاره به جامعه اسلامى و تشبيه آن به يك‌ پيكر، همدردى با بيمار را مورد تأكيد قرار داده است: همانا مؤمنان در مهربانى و عطوفت به يكديگر همانند يك پيكرند كه وقتى عضوى از آن به درد آيد، ساير اعضا در تب‌دارى و بيدارى با او همراهى و همدردى مى‌كنند.

هديه‌دادن: امام صادق (ع) در سخنى با يارانش كه قصد عيادت بيمارى را داشتند؛ اهميت هديه و تأثير آن را بازگو مى‌كند: يكى از ياران امام مى‌گويد: ما به عيادت فردى از دوستان ايشان كه بيمار بود، مى‌رفتيم در بين راه، آن حضرت به ما برخورد و فرمود: كجا مى‌رويد؟ گفتيم: به عيادت فلانى. فرمود: بايستيد! چون ايستاديم، فرمود: آيا قدرى سيب، گلابى، بالنگ يا اندكى عطر و عود به همراه داريد؟ گفتيم: خير، چيزى از اينها را با خود نداريم، فرمود: آيا نمى‌دانيد كه بيمار به خاطر آنچه كه برايش مى‌آورند، خوشحال مى‌شود؟

دعا: از ديدگاه اسلام، استفاده از پزشك و دارو براى بهبودى بيمار، كارى مقدماتى و به عنوان ابزار و وسيله است و در حقيقت، سلامتى واقعى و شفاى كامل به دست خداست. امام كاظم (ع) با توجه به تأثير دعاى عيادت‌كننده، از بيمار مى‌خواهد كه اجازه دهد تا مردم به ديدارش آمده، جهت شفا و سلامتى‌اش دعا كنند: هر زمان كه يكى از شما بيمار شد، به مردم اجازه دهد تا به ديدارش بيايند؛ زيرا كسى (از عيادت‌كنندگان) نيست مگر آنكه دعاى اجابت شده‌اى (براى بيمار) در پيشگاه خدا دارد.

اطعام بيمار: مرض و بيمارى از سويى سبب ضعف و ناتوانى فرد در انجام كارهاى شخصى‌اش مى‌شود و از سوى ديگر دست او را از فعّاليت و امرار معاش كوتاه مى‌كند، در چنين وضعيتى غذادادن به بيمار و خوددارى از خوردن چيزى در نزد او از جمله وظايف و رفتارهاى پسنديده‌اى است كه در پيشگاه خداى تعالى‌ پاداش بزرگى دارد. رسول خدا (ص) در این باره مى‌فرمايند: منْ اطْعم مريضا شهْوتهُ، اطْعمهُ‌ا... مِنْ ثِمارِ الجنّهِ هر كس، بيمارى را طبق خواسته‌اش اطعام كند، خداوند با ميوه‌هاى بهشت او را پذيرايى خواهد كرد.

رعايت زمان عيادت: استراحت و آرامش از جمله نيازهاى اساسى و نخستين يك بيمار بوده، در بهبودى‌اش تأثير قابل توجه و شايانى دارد. پيامبر اكرم (ص) با اشاره به سنگينى و سبكى بيمارى، زمان عيادت را مشخّص كرده است: اغِبُّوا فِى الْعِيادهِ و ارْبعُوا يك روز در ميان (در صورتى كه بيمارى سخت و سنگين باشد) يا هر سه روز، يك بار، بيمار را عيادت كنيد. اميرمؤمنان على (ع) نيز بيشترين پاداش را براى كسى مى‌داند كه زمان عيادتش كوتاه باشد، مگر آنكه خود بيمار از او درخواست ماندن كند: همانا پاداش عيادت‌كننده‌اى در پيشگاه خدا بيشتر است كه هنگام عيادت از برادر دينى‌اش، تنها اندكى نزد او بنشيند، مگر آنكه خود بيمار آن را دوست داشته، از او بخواهد كه زمان بيشترى را در كنارش باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS