دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غفلت

وای به حال کسی که غفلت بر او غالب شود و در نتیجه کوچ و سفر را فراموش کند و خود را برای سفر آماده نکند.
غفلت
غفلت

غفلت

قال علی(ع): «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الْغَفْلَةُ فَنَسِیَ الرِّحْلَةَ وَ لَمْ یَسْتَعِدَّ»(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ، حدیث2656)

در علم اخلاق غفلت به عنوان مانع و بیداری به عنوان شرط لازم برای تهذیب نفس و سیر و سلوک شمرده شده، در سیر و سلوک و خود سازی، انسان باید توجه کند که ناقص است و باید کامل شود و مسافر است و به  زاد و توشه و راهنما نیاز دارد و بدون تردید کسی که غافل باشد و نداند که مسافر است در جای خود می‌ماند و از حرکت باز می‌ایستد. سعدی می‌گوید:

حرم در پیش است و حرامی در پس    اگر رفتی، بُردی و اگر خُفتی مُردی

کسی که عازم سفر است اگر نداند که مسافر است و حرامی و راهزنان در کمین او هستند قطعاً گرفتار راهزنان خواهد شد. شیطان صریحاً اعلام کرده که در کمین انسان نشسته است تا انسان را از راه مستقیم به در کند و او را گمراه سازد.[1] اگر انسان علم داشته باشد که مسافر است قهراً به فکر حرکت است و در نتیجه به فکر زاد و توشه‌ی مطابق با مسیر و مقصد خواهد بود.[2] در مناجات شعبانیه نیز درباره بیداری از خواب غفلت آمده است:

«إِلَهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلاّ فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ فَکَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخَالِی فِی کَرَمِکَ وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَة»[3]

خدایا من غافل بودم و هیچ توفیق حرکت نداشتم مگر آنگاه که تو مرا بیدار کردی؛ اما برای این بیداری تلاش و کوشش لازم است. از مناجات شعبانیه استفاده می‌شود که غفلت چرک جان آدمی است. امام در این دعا می‌فرماید: خدایا تو را شکر می‌کنیم که دلهایمان را از چرک غفلت پاک کردی. البته این تعبیر کنایه نیست. بعضی خیال می‌کنند که تعبیر از فضیلت و رذیلت اخلاقی به طهارت و وَسَخ [چرک] کنایه و مجاز است، اما این خیالی باطل است؛ زیرا انسان علاوه بر ظاهر، دارای باطنی است که در روز قیامت این باطن‌ها ظهور می‌کند. در قیامت برخی نورانی، سفید رو و رو سفید و برخی سیه رو و رو سیاه و چرکین هستند و غسلین (چرکابه) که غذای جهنمیّان است از همین غفلت‌ها نشأت می‌گیرد؛ منشأ هر آفتی که از بیرون دامنگیر ما می‌شود غفلت درون ما است و گرنه اگر انسان در درون خود دارای اعتقاد و توجّه باشد هیچ آسیبی به او نمی‌رسد.[4] از همین رو در روایات به شدت انسان، از غفلت باز داشته شده و غفلت، سر آغاز و عنوان هر بدبختی و نحسی معرفی شده است. حضرت علی(ع) در این باره می‌فرمایند:

«الْغَفْلَةُ ضَلالُ النُّفُوسِ وَ عُنْوَانُ النُّحُوسِ»[5]

غفلت گمراهی نفوس و سرآغاز هر گونه پلیدی و نحسی است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS