دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فتنه و مصادیق آن (4) (پرسش و پاسخ)

بر اساس آموزه‌های وحیانی چه افراد و جریان‌هایی از مصادیق فتنه و فتنه‌گران به حساب می‌آیند؟
فتنه و مصادیق آن ʄ) (پرسش و پاسخ)
فتنه و مصادیق آن (4) (پرسش و پاسخ)

پرسش:

بر اساس آموزه‌های وحیانی چه افراد و جریان‌هایی از مصادیق فتنه و فتنه‌گران به حساب می‌آیند؟

پاسخ:

در سه بخش قبلی پاسخ به این سؤال به مفهوم شناسی فتنه و چهار مورد از مصادیق بارز فتنه‌گران از نگاه قرآن شامل: ظالمین و منحرفان و هنجارشکنان، کافران و منافقان پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی‌می‌گیریم.

  1. متخلفان: از ديگر مصاديق فتنه انگيزان می‌توان به متخلفان از دستورهاي خداوند و رسول‌اشاره كرد. كساني كه برخلاف دستور صريح رهبر جامعه عمل می‌كنند و به خود اجازه می‌دهند تا راه ديگري را درپيش گيرند از كساني هستند كه خداوند آنان را به سبب اين رفتار فتنه انگيزشان سرزنش می‌كند؛ زيرا تخلف از فرمان رهبر مسلمين به معناي ايجاد اخلال در نظم عمومی‌جامعه و فتنه فراگيري است كه ديگران را نيز به سوي تخلف از قانون و رهبري سوق مي‌دهد. اين گونه است كه خداوند در آيات 24 و 25 سوره انفال هرگونه تخلف از فرمان رهبري را تخلف از فرمان الهي دانسته كه موجبات فتنه در جامعه و آشوب و فقدان امنيت و آرامش آن مي‌شود.

بنابراين برهمگان است كه درحوزه فرمان هاي اجتماعي رهبري چون جهاد و مشاركت فعال سياسي و مانند آن، از رهبري اطاعت كرده و هيچ گونه تخلف و سرپيچي نداشته باشند؛ زيرا اين گونه رفتار موجب بحران در اطاعت از ولايت شده و به عنوان اخلال درنظم عمومی‌و فقدان امنيت، فتنه انگيزي تلقي می‌شود. هرگونه تخلف از احكامی‌كه فصل الخطاب است می‌تواند به معناي فتنه انگيزي بوده و مجازات خاص آن را به دنبال داشته باشد.

  1. جاسوسان: از ديگر مصاديقي كه قرآن براي فتنه انگيزان برمي‌شمارد، جاسوسان هستند. اين گروه به سبب آن كه اطلاعاتي از مراكز حساس كشوري و امت و رهبري و نظام در اختيار دشمن قرار مي‌دهند، زمينه بسياري از بحران هاي اجتماعي را فراهم می‌آورند. از اين رو از ايشان به عنوان فتنه‌انگيزان در آيات 47 و 48 سوره توبه سخن به ميان آمده است.
  2. اعتمادكنندگان به خبر فاسق: امروز چون ديروز، دشمنان از جنگ رواني به خوبي سود می‌برند. نقش رسانه‌ها به ویژه فضای مجاری در دنياي امروز بيش از آن كه اطلاع‌رساني باشد، ابزارهاي جنگ رواني است. بنگاه خبرپراكني بي‌بي‌سي و مانند آن در دنياي امروز از مصاديق مخبران فاسقي هستند كه ديروز جامعه اسلامی‌عصر نبوي را تهديد مي‌كردند و امروز جامعه اسلامی‌را تهديد می‌كنند. فاسقان به سبب خصلتشان، همواره باطل خويش را در لفافه حقيقت مي‌پيچند و با تکنیک‌های متعدد جنگ روانی مخاطبین خود را در مسیر اهداف شوم خود سوق می‌دهند.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 26 دی ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS