دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرق اساسی حلم و صبر

No image
فرق اساسی حلم و صبر

صبر حالت نفساني و رفتاري است که انسان در هنگام شدائد و مشکلات و مصيبت ها و سختي ها در پيش مي گيرد. براساس روايات معتبر صبر در سه جا خودش را نشان مي دهد: اَلصَّبرُ ثَلاثَةٌ: صَبرٌ عِندَ المُصيبَةِ، وَ صَبرٌ عَلَي الطّاعَةِ وَصَبرٌ عَنِ المَعصيَةِ؛(الکافي ج2، ص91)

  1. الصبر «عِنْدَ الْمُصِيبَةِ»: يعني وقتي مصيبت و بلايي بر انسان وارد شد صبر پيشه می‌کند و جزع و فزع ندارد؛ پس با استرجاع خودش را آرام مي کند؛ خداوند مي فرمايد: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الاَمَوَالِ وَالانفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا اَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ؛ و قطعاً شما را به چيزي از قبيلِ‌ ترس و گرسنگي و کاهش در اموال و جانها و محصولات مي‌آزمائيم و مژده ده شکيبايان و صابران را يعني همان کساني که چون مصيبتي به آنان برسد، مي‌گويند: «ما از آنِ خدا هستيم و به سوي او باز مي‌گرديم.»(بقره، آيه 156)
  2. الصبر «عَلَي الطَّاعَةِ»: يعني تکاليف سخت و شديد را با استقامت و پايداري انجام می‌دهد و از زير آن فرار نمی کند؛
  3. الصبر «عَنِ الْمَعْصِيَة»: يعني وقتي با معصيت مواجه شد صبر مي کند و خويشتنداری دارد. خداوند مي فرمايد: قُل لِّلْمُوْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ اَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ اَزْکَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ؛ به مردان با ايمان بگو: «ديده فرو نهند و پاکدامني ورزند، که اين براي آنان پاکيزه‌تر است، زيرا خدا به آنچه مي‌کنند آگاه است.» (نور، آيه 30)

اما حلم که صفت و حالت ديگر نفساني است با صبر تفاوت دارد؛ اگر براي شخص حادثه اي پيش آمد و او عصباني شد و با همه فشارها خودش را مهار و مديريت کرد و براساس خشم و عصبانيت خويش عمل نکرد، چنين شخصي حليم و بردبار است. او بار سنگين خشم را بر می‌دارد و مهار و مديريت مي کند و در آن حالت رفتار و سخني ندارد که خلاف حق باشد و موجبات پشيماني را فراهم آورد. چنين شخصي از درون استوار است و وزيرش ملکات وجودی‌اش است به طوري که بار سنگين و وزر فشار را تحمل مي کند و استوار بر روي پايش ايستاده است. حليم کسي است که بر پاي خودش ايستاده و وزر و سنگيني را تحمل می‌کند. اينکه گفته شده حلم وزير علم است مراد همين است که انسان عالم بايد حليم باشد و وزير خودش باشد و بر پاي خود بايستد و فشارهاي سهمگين را تحمل کند و کظم غيظ کرده و خشمش را بخواباند. حليم خشمگين مي شود ولي مهار خشم خودش را دارد و براساس هيجان و واکنش هاي عاطفي شديد رفتار نمي کند، بلکه آتشفشان خشم خودش را فرو مي کشد و براساس عقل و علم رفتار مي کند نه هيجان و عواطف و احساسات.

   

   

           روزنامه كيهان، شماره 21112 به تاريخ 1/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS