دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه معتزله Mu

No image
فرقه معتزله Mu

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : اعتزال، معتزله، واصل بن عطاء، واصليه، منزلة بين المنزلتين

تفکر واندیشه در مکتب اسلام اهمیت ویژه ای دارد.اما شیوع تفکرات افراطی اهل حدیث در اهل سنت و آسیبهای آن، متفکران اهل سنت را به سمت مباحث عقلی کشاند. بطوریکه برای حل مسائل دینی و اعتقادی به عقل رجوع می­کردند. البته درک عقل قطعی، حجت است ولی همانطور که استفاده افراطی، بدون میزان عقل آفت­زا است استفاده از عقل بدون توجه به شریعت و عناصر اعتقادی دینی نیز مضر است. آفت روش اول، مهجور ماندن عقل قطعی است وآفت روش دوم، قیاس گرائی است. به هرحال اعتدال و برداشت اجتهادی به طریق صحیح مانع از افراط و تفریط در بکارگیری از عقل است. بررسی مکتب معتزله به عنوان مکتبی عقل گرا موضوع بحث در این نوشتار است.

موسس معتزله

موسس مکتب اعتزال را واصل بن عطاء الغزال می­دانند.[1] کنیه وی ابو حذیفه المخزومی است.[2]متولد مدینه در سال هشتاد هجری است.[3]ابوالفتح ازدی درمورد او می­گوید: بد مردی است، کافراست.[4]وی یکی از طرفین قضیه جنگ جمل را فاسق می­دانست اما معین نمی­نمود کدامیک از طرفین فاسق­اند.[5]

واصل در مکتب حسن بصری کسب علم می­نمود و به سبب جدائی از رأی حسن بصری وحلقه درس او به معتزله مشهور شدند. وی بنیانگذار مکتب معتزله بصره می­باشد.[6] نظر او باعث اختلاف شدید در جامعه کلامی اهل سنت شد. با نظریات او و همفکرانش مکتب کلامی جدیدی در اهل سنت ظاهر شد که سرسختانه با اهل حدیث مقابله می­نمودند.

واصل درسال 131 هجری دار فانی را وداع گفت[7] ولی اساس مذهب معتزلی که بر مبنای خردگرایی و آزاد اندیشی و دوری از جمود است ادامه یافت. معتزله با همین مبنا به مخالفت با اهل حدیث و بسیاری ازنظریات ایشان دست زدند.

معتزله به اصحاب العدل و توحید شهرت یافتند ومُلقّب به عدلیه و قدریه بودند.[8]

وجه تسمیه

گفته شده چون واصل بن عطاء حلقهٔ درس حسن بصری را رها کرد و حلقهٔ درس جدیدی بر اساس اعتقادات خود تشکیل داد این فرقه را فرقهٔ اعتزال ( اجتناب و کناره‌گیری) نامیده‌اند.[9]

اولین مساله اختلافی

مسأله اختلافی واصل با آرای دیگران و بروز آن در مجلس درس حسن بصری این بود که آیا مسلمانی که مرتکب کبیره است، منافق است یا کافر؟ در این مساله دو نظر مطرح بود. عده­ای مورد سوال را کافر می­دانستند و عده­ای فتوی به نفاق داده بودند، اما واصل بن عطاء با طرح نظریه منزلة بین المنزلتین نه قائل به کفر این شخصیت است نه قائل به نفاق او بلکه بین کفر و ایمان و شرک و نفاق واسطه و منزلتی را برای او تعیین می­نمود.[10]این نظر اساس فکر و اندیشه معتزلی شد.

اصول مکتب اعتزال

گفته شده است که عقائد معتزله بر پنج اصل تحریر یافته است:[11]

1.التوحید

2.العدل

3.الوعد و الوعید

4.المنزلة بین المنزلتین

5.الامر بالمعروف و النهى عن المنکر

گسترش مکتب معتزله و فرق معتزلی

معتزله علاوه بر انقسام به دو منهج بزرگ به نامهای معتزله بغداد و معتزله بصره (که مراکز اصلی تدریس وتحصیل معتزلی بود) به بیش از بیست گروه در آمدند که جز در پنج اصل مکتب معتزلی، در اکثر مسائل با هم اختلاف دارند. این فرق عمدتاً کلامى بوده و اختلاف و افتراقشان با یکدیگر در مسائل اعتقادى می­باشد. ابو منصور بغدادى مهمترین مذاهب و فرق معتزله رابه این ترتیب بیان می­کند: [12]واصلیه، عمرویه، هذلیه، نظامیه، اسواریه، معمریه، اسکافیه، جعفریه، بشریه، مرداریه، هشامیه، ثمامیه، جاحظیه، خابطیه، حماریه، خیاطیه، صالحیه ،مریسیه، شحامیه، کعبیه، جبائیه و بهشمیه.

واکنش خلفاء

در زمان بنی­امیه، معتزله قدرت چندانی نداشت و خلفای بنی­امیه نیز خیلی متعرض معتزله نمی‌شدند بلکه بیشتر حامی جریان مرجئه بودند. بلکه با تحلیل تاریخ می توان بنی­امیه را از مخالفان معتزله محسوب کنیم. زیرا حُکام بنی­امیه مانند هشام بن عبدالملک دستور قتل غیلان دمشقی که یکی از رهبران معتزله بود را صادر نمود.[13] اما در زمان حکومت بنی­عباس، به دلیل اینکه عقاید معتزله هماهنگ با سیاست های بنی­عباس بود معتزله مورد حمایت دستگاه خلافت قرار گرفت و به ارج و منزلتی بالا دست یافت. در میان خلفای عباسی از جمله مأمون به حمایت صریح از عقاید معتزله پرداخت و مخالفان آن‌ها (اهل حدیث) را تحت فشار قرار داده و به زندان انداخت. معتصم و واثق نیز روش مأمون را ادامه دادند. اما متوکل به مخالفت به معتزله پرداخته و با تحت فشار قرار دادن جریان عقل گرایی و از جمله معتزله، این جریان را در انزوا فرو گزارد و این خود از عوامل سقوط معتزله شد.

عوامل سقوط و انزوای معتزله

الف. مهمترین عامل شکست نهضت­ها، انقلاب­ها و مذاهب فکرى و سیاسى، از درون خودشان نشاءت مى­گیرد. مهمترین عاملى که معتزله را در سراشیبى سقوط قرارداد خود آنها بودند. معتزله با ورود به دربار ماهیتی سیاسی را برای خود ترسیم نمود و در واقع مکتب علمی، کلامی معتزله به حزب سیاسی معتزله تبدیل شد. بی تردید رشد و شکست احزاب سیاسی به حامیان ایشان یعنی دربار بنی عباس، وابسته است. همانطور که بیان شد یکی از عوامل رشد معتزله حمایت دربار بود و واضح است که عدم حمایت خلفاء نیز تأثیر مهمی در منزوی شدن معتزله داشت.

ب.سرکوب مخالفین معتزله در ابتداء به رشد معتزله انجامید اما بعد از مدتی به یکی از عوامل براندازی معتزله منجر شد. معتزله با کمک حکومت عباسی بشدت مخالفانشان را سرکوب نمودند. سرکوب مخالفان براى آنان مظلومیتى بوجود آورد. تجلى بارز این حقیقت، برخورد آنان با احمد حنبل است که در دوره حاکمیت معتزله دائماً تحت فشار و آزار بود اما به هنگام افول قدرت معتزله وقتى احمد حنبل می­میرد بر جنازه او چندان مردم حاضر شدند که چنان جمعیتی بر جنازه هیچکس از گذشتگان دیده نشده بود.[14]

ج. فقها و محدثین با علوم عقلى و از جمله کلام و فلسفه میانه خوبى نداشته­اند. چنانکه شافعى گفته است اگر بنده­اى به همه منهیات خداوند غیر از شرک دچار شود بهتر از آنست که در علم کلام نظر کند. احمد بن حنبل گفته است که اهل کلام هیچگاه روى رستگارى نخواهند دید و همه علماى کلام زندیق هستند.[15]از سوی دیگر فقهاء نفوذ زیادی بر مردم و اجتماع داشتند. در واقع جایگاه اجتماعی و مردمی معتزله با مخالفت فقهاء از بین رفت.

د. از جمله عوامل شکست معتزله، مخالفتشان با شیعه بود. این مخالفت از همان آغاز شکل گیرى این مکتب کاملاً محسوس بود. واصل، غیر مستقیم، این مخالفت را ابراز مى­داشت. اما کسانى چون عمرو بن عبید، آشکار با شیعه و ائمه آن مخالفت مى کردند. به همین دلیل از طرف ائمه علیهم السلام رد علمی بر این افراد صورت می­گرفت.[16]

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS