دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی آیت الله محمد کوهستانی

No image
فعالیت های اجتماعی آیت الله محمد کوهستانی

اهتمامى با اهمیت

هنگام بازگشت آیت الله کوهستانى به وطن خویش، ایران به سبب تعدّى اجانب و ستم رضاخان، در وضع آشفته و نگران کننده اى به سر مى برد. علما با مشاهده این اوضاع نابسامان به شدّت در هاله اى از تأثّر و رنج روزگار مى گذرانیدند. تمامى حوزه هاى علمیّه، مساجد و حسینیه ها بسته بود و از اقامه مجالس مذهبى و مراسم دینى به طور جدّى جلوگیرى مى شد.آیت الله کوهستانى به زادگاه خویش برگشت و براى جلوگیرى از اجراى نقشه هاى ضدّ دینى رضاخان، به آبادى هاى گوناگون مسافرت نمود و به ارشاد مردم پرداخت و آنان را از این توطئه هاى خطرناک، آگاه ساخت. وى در سال 1316 هـ .ق. کلنگ احداث حوزه علمیّه کوهستان را بر زمین زد و براى تحقّق این هدف پاک، بخشى از املاک شخصى خود را که در جنب منزل مسکونى اش قرار داشت، به این امر اختصاص داد وبا تلاشى مستمر و توأم با تدبیر و مشى حکیمانه، 5 دستگاه ساختمان گِلى بسیار ساده که هر یک شامل چند حجره بود، براى اسکان طلاّب احداث کرد. سرانجام حوزه علمیّه کوهستان گشایش یافت. پس از تکمیل بناى مدرسه، آیت الله کوهستانى براى نامگذارى حوزه، به قرآن تفأّل زد که این آیه آمد: (قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ، مِمَّا یَجْمَعُونَ)([25])و با الهام از کلام وحى، این پنج مدرسه را «فضل»، «رحمت»، «فرح»، «خیر» و «جمع» نام نهاد.([26])

در اندک زمانى، دانش پژوهان علم و فضیلت از هر سو براى تحصیل علوم دینى در این مکان گرد آمدند و بدین ترتیب دوران حیات علمى ـ دینى در مازندران، از روستاى کوهستان آغاز گردید.

آیت الله کوهستانى دریافت که به دلیل اختناق حاکم وقت، بهتر است خدمات خویش را از همان دهکده کوچک آغاز کند و سختى هاى ناشى از جارى کردن این جویبار فضیلت را به تنهایى بر دوش کشد و به پرورش طلاّب بپردازدتا آنان با توشه اى توأم با تزکیه و به دور از هواى نفس، در مسیر گسترش معارف و علوم اسلامى گام بردارند. بدین گونه حدود 200 نفر طلبه در آن جا مشغول تحصیل و پیمودن قله هاى رفیع علم و معنویت شدند و روح تشنه خویش را از زمزم کمال آیت الله کوهستانى سیراب کردند.([27])

پیر پارساى کوهستان با دقّت کامل، بر تحصیل و تهذیب طلاب نظارت مى نمود. او هیچ گاه مدیریت حوزه را به عهده دیگرى نگذاشت. وى هرگونه امکاناتى را که در رشد علمى و تزکیه طلاّب مؤثّر بود، در اختیارشان قرار داد و آنان را به زندگى ساده و حفظ زىّ طلبگى سفارش مى کرد. گسترش این حوزه به لحاظ علمى و تدارکاتى و نیز شهرتى که به دست آورد، مرهون حُسن مدیریت، صفاى باطن و اخلاص آیت الله کوهستانى بود که همچون حکیمى حاذق و درد آشنا، امور طلاّب را با فروتنى سامان مى داد و همچون پدرى مهربان با آنان رفتار مى کرد و با نشاط روحى خویش همگان را در جهت ادامه تحصیل و پیمودن مسیر تزکیه مصمم مى ساخت. آیت الله کوهستانى در مدرسه تدریس مى نمود و شاگردان را به مباحثه علمى، کنجکاوى، پرسش و موشکافى وادار مى کرد.

در اندک مدتى، روستاى گمنام کوهستان مرکز توجه دانش پژوهان و محل رفت و آمد مشاهیر علمى حوزه، خطیبان خردمند، نویسندگان و محققان عرصه هاى دینى و اعتقادى قرار گرفت. بسیارى از علماى بهشهر، هزار جریب، نکا، رستم کلا و دیگر مناطق مازندران از جمله افرادى هستند که در این حوزه به مقامات علمى دست یافته اند.([28])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS