دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله روح الله خاتمی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله روح الله خاتمی

مبارزات سیاسى

امام خمینى درباره ایشان فرموده اند:

«... برادر عزیزم خاتمى زنده دل، چهره تابناک مبارزات خستگى ناپذیر روحانیت روشن ضمیر در دهه هاى اخیر این مرز و بوم بود... .»([23])

آیت الله خاتمى قبل از نمایندگى از طرف امام در اردکان، از امام اجازه نامه اى در مورد امور حسبیّه و جمع آورى وجوهات شرعى داشت. به گفته خود آن مرحوم آشنایى او با امام از همان دوران طلبگى در اصفهان شروع شد. وى مى گوید:

«یکى از هم بحثهاى امام ـ که بعدها از علماى بزرگ شد و الان مرحوم شده است ـ از ویژگى ها و بلوغ و اخلاقیات امام به قدرى براى من تعریف کرده بود که دورادور شیفته امام شده بودم»([24])

این آشنایى ادامه پیدا کرد و بعد از جریان 15 خرداد آیت الله خاتمى به عنوان رابط امام در اردکان به حساب آمد. وى اطلاعیه هایى را که از طرف حضرت امام صادر مى شد در میان مردم توزیع مى کرد و در آگاهى مردم نسبت به امام و اسلام مى کوشید.

یکى دیگر از فعالیتهاى سیاسى آن مرحوم قبل از انقلاب حمایت از امام و ارسال نامه در دفاع از امام بر علیه انجمن هاى ایالتى و ولایتى بود که بعدها حتّى حضرت امام به نقش ایشان و دیگر علما اشاره نمودند.

در تمامى صحنه هاى انقلاب مى توان حضور ایشان را مشاهده نمود به طورى که حضرت امام او را یک مبارز خستگى ناپذیر خطاب نمود.

وى در رسیدگى به وضع عالمان و در ایجاد اتّحاد بین آن ها سخت کوشید. ایشان در زمانى که حضرت امام در نجف بودند نامه اى به امام نوشت و از تفرقه بین علما گلایه کرد و در این زمینه راه حلّى به حضرت امام پیشنهاد نمود که حضرت امام از آن استقبال نمودند. دیدار ایشان با عالمان تبعیدى در همین راستاست. مقام معظم رهبرى در خاطره اى در این زمینه مى فرمایند:

«زمانى که در ایرانشهر تبعید بودم در اوج تنهایى و اندوه در شهر غریب، روزى حضرت آیت الله خاتمى با آن کهولت سن، با اتوبوس به دیدنم آمد و یک روز، صبح تا غروب، در کنار هم بودیم و ایشان بعد از سرکشى و رسیدگى مادّى و معنوى به تبعیدیان، عازم یزد شدند.».([25])

آیت الله خاتمى در ابتداى ورود حضرت امام به ایران، به استقبال ایشان آمدند و تا هنگام پیروزى انقلاب اسلامى، حضرت امام را در مبارزات یارى مى نمودند. بعد از پیروزى انقلاب نیز عمل به فرامین و رهنمودهاى امام را بر خود فرض مى دانستند به نحوى که تخلّف از آن را گناه کبیره مى شمردند.

آیت الله سیّد عباس خاتم یزدى در مورد رابطه ایشان با حضرت امام مى گوید:

«نسبت به حضرت امام یک دید وسیعى داشت و نظریات مبارک ایشان را چنان مطابق با واقع مى دانست که مى گفت: تمام مردم بالاخص روحانیت باید از آن متابعت کنند و تخلّف از نظریات حضرت امام را از گناهانى نابخشودنى مى دانست.».([26])

آیت الله العظمى فاضل لنکرانى مى گوید:

«در رابطه انقلاب و خط امام نه تنها کوچکترین تردیدى نداشت بلکه او را بعنوان یک قدم مترقّى و یک دفاع واقعى از اسلام و مقاومت در برابر ظلم نگاه مى کرد.»([27])

ایشان در طول 8 سال دفاع مقدّس، بارها به جبهه هاى حقّ علیه باطل عزیمت نمودند و از کمکهاى مادّى و معنوى خود به سربازان اسلام دریغ نکردند. محافظ ایشان([28]) خاطرات بسیارى را از سفر آن مرحوم به جبهه هاى غرب و جنوب نقل نموده است.

آیت الله خاتمى از طرف حضرت امام، به امامت جمعه اردکان و پس از شهادت شهید محراب آیت الله محمدعلى صدوقى به امامت جمعه یزد منصوب شد.([29]) وى تا آخرین لحظات عمر خود در راه خدمت به انقلاب و اسلام کوشید.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS