دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید مجتهد موسوی لاری

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید مجتهد موسوی لاری

سبز سرخ

آیت الله سیّد مجتبى موسوى لارى در خانه جهاد و اجتهاد دیده به جهان گشوده بود و از همان اوان کودکى برخورد قاطعانه و عالمانه پدر بزرگوارش را با عوامل استعمار خارجى و استبداد داخلى از نزدیک شاهد بود اوّلین تجربه سیاسى سیّد مجتبى به یقین به حضور وى در سن 17 سالگى در دبیرستان لار باز مى گردد، زمانى که او تا آمدن استاد ا دبیات عرب با حضور در این دبیرستان و تدریس در کنار دبیران دیگر با نوع نگاه و گرایش سیاسى برخى دبیران وابسته به حزب توده از نزدیک آشنا شد و شیوه هاى آنان را در پیشبرد اهداف خود رصد کرد با هجرت ایشان از لار به قم در سن هجده سالگى براى ادامه تحصیل زندگى سیاسى او[4] وارد مرحله تازه شد، مأموریت یافتن از سوى پدر بزرگوارش براى رایزنى با صاحب نفوذان و صاحب منصبان منصف و دلسوز کشور و ملّت براى جلوگیرى از به قدرت رسیدن مجدد فرامرزى نماینده مجلس شوراى ملّى از لارستان که فتنه گریهاى او به شرح و تفصیل نیاز دارد، مى توان اوّلین تجربه جدّى زندگى او به شمار آورد، آقاى لارى در این خصوص مى گویند:

«تا مدتى هفته اى یک روز، روزهاى پنجشنبه به تهران مى رفتم و با شخصیت هاى محترم زمان و صاحب نفوذ ملاقات مى کردم. در این ملاقاتها ضمن ابلاغ پیام آقا به آنان پاسخ و گفت و شنودهاى ما بین را به اطلاع پدرم مى رساندم. محور بحث ها حول مسائل منطقه و کاندیدا شدن مجدد فرامرزى و تحمیل این فرد بر مردم و پیامدهاى ناگوار آن بر منطقه بود.[5]» نشست ها و رایزنى هاى آقاى سید مجتبى لارى آن هم در سنین جوانى با نمایندگان مجلس و انتخاب محل گفت و گوها به قدرى پخته بود که هنگامى که بنا به ملاقات با سردار فاخر حکمت رئیس مجلس شورا رسید، آقاى لارى خواستار ملاقات او در خانه سیّد ابوالحسن رضوى شد تا با رفتن خود به مجلس نوعى مشروعیت و مقبولیت براى این مکان قائل نشود، ملاقات در منزل رضوى انجام گرفت و لارى جوان با بیان مواضع روحانیت منطقه و مطالبات واقعى مردم پیامدهاى بازگشت فرامرزى به عرصه انتخابات لارستان را گوشزد کرد.[6]

آیت الله لارى در مسیر همین حرکت خود با یکى از شخصیت هاى متنفذ تهران و ارتباط او با سلیمان بهبودى رئیس تشریفات دربار زمینه ملاقات آقاى سید مجتبى لارى با شاه را فراهم نمود اما این عالم جوان با بیان غیر ضرورى خواندن ملاقات با شاه، از گام نهادن به دربار سرباز زد و منتظر پاسخ شاه ماند.

شاه با اطمینان دادن به مردم لار در عدم کاندیداتورى فرامرزى پاسخ خود را به بهبودى رساند[7] و آیت الله لارى موفق شد هوشمندانه و عزّت مدارانه به مقصود خود که همانا رضایت پدر بزرگوار و مردم خطه لارستان را در پى داشت، برسد.

رابطه سیاسى، آیت الله سیّد على اصغر لارى با فدائیان اسلام و حمایت فکرى و مالى این عالم از این گروه وفادار به اسلام و آیین آن به ارتباط معنوى سیّد مجتبى لارى با نواب انجامید به گونه اى که شهیدنواب با دیدن سیّد مجتبى موسوى لارى در محفلى او را از میان جمع جدا و به کنار خود فرا مى خواند:

«یادم مى آید شبى یکى از دوستان به من خبر داد که آقاى نواب صفوى براى ایراد یک سخنرانى به قم دعوت شده و شب در منزل ایشان جلسه اى هست و آقایان مى روند به دیدنشان. به من پیشنهاد داد بیا با هم برویم، من هم موافقت کردم و به اتّفاق آن دوست به ملاقات شهید نواب صفوى رفتیم، به منزلشان که وارد شدیم، شهید نواب در اتاقى نشسته بودند، همه طلاّب حوزه نشسته بودند و وسط اتاق هم پر بود و جایى براى نشستن در اتاق نبود، این دوست مرا نزدیک شهید نواب صفوى برد و مرا به ایشان معرفى کرد که ایشان فرزند فلانى هستند، شهید نواب خیلى من را تحویل گرفتند و اظهار محبت کردند. با مرحوم آقا رابطه نزدیکى داشتند. مرحوم آقا به ایشان کمک مى کردند و ایشان هم خیلى علاقه به آقا داشتند، شهید نواب به من گفتند: اگر آیت الله لارى والد بزرگوارتان قصد آمدن به تهران را داشتند شما به یک وسیله اى مرا خبر کنید تا براى استقبال از ایشان در فرودگاه، فدائیان اسلام را در تهران بسیج کنیم که از ایشان استقبال کنند.[8]»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS