دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی ملا عبدالله گیلانی مازندرانی نجفی

No image
فعالیت های سیاسی ملا عبدالله گیلانی مازندرانی نجفی

نقش مازندران در نهضت مشروطه

سیاست و تشریک مساعى در امور جامعه مسلمین و مصالح کلى آنان از بزرگ ترین وظایف فقهاى اسلام است و خداوند دخالت در این امور را بر عهده آنان گذاشته و آنان را متعهد ساخته است هرگز در برابر فزون خواهى ظالمان و ناله هاى ستمدیدگان سکوت ننمایند. در جریان مشروطیت وقتى فریاد مظلومیت مسلمانان به گوش مراجع نجف اشرف رسید، مرحوم مازندرانى همراه با آخوند خراسانى و میرزا خلیل تهرانى به نداى این مظلومان پاسخ مثبت دادند و فتاواى صریحى در مورد خلع محمدعلى شاه قاجار از سلطنت دادند و مشروطیت را که گامى به جلو براى استوارى عدالت بود، به وجود آوردند.

امام خمینى(قدس سره) فرمود:

«علماى اسلام در صدر مشروطیت در مقابل استبداد (قاجاریه) سیاه ایستادند و براى ملت آزادى گرفتند. قوانین جعل کردند قوانین که به نفع ملت است به نفع استقلال کشور است به نفع اسلام است. قوانین اسلام است این آزادى را با خون هاى خودشان، با زجرهایى که دیدند و کشیدند... گرفتند در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بود و اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علماء شروع شد و پیش رفت و...[35]

انقلاب مشروطه ایران در سال 1324قمرى به پیروزى رسید. نخستین مجلس شوراى ملى تأسیس و اختیارات شاه و دربار کاسته شد. مجلس شوراى ملى قوانین براى حل مشکلات سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و آموزشى کشور تدوین کرد. رهبران سه گانه نجف اشرف (آخوند خراسانى، میرزا حسین تهرانى و ملاعبدالله مازندرانى) به حمایت از علماى تهران از ابتداى مشروطه به پشتیبانى آن برآمدند. در سالهاى 1324-1329هـ .ق. حاج شیخ عبدالله مازندرانى و مرحوم آخوند خراسانى مسائل مهم ایران و هند وعراق را مشترکاً حل و فصل مى کردند و غالب فتاوى را هر دو امضاء مى نمودند. وى یکى از سه تن مرجع تقلید (1- شیخ عبدالله مازندرانى. 2- آخوند خراسانى. 3- حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى.) است که حکم مشروطیت ایران را تنفیذ کرد.

استبداد صغیر

محمد على شاه در صدد کودتا برآمد و به بهانه هاى مختلف به اذیت و آزار سران مشروطه پرداخت و با اعلام حکومت نظامى در تهران در تاریخ 2/4/1287، مجلس را به توپ بست و بسیارى از رهبران انقلاب شهید، تبعید یا زندانى شدند. ملاعبدالله مازندرانى و سایر مراجع تقلید در حوادث استبداد صغیر پیامهاى فراوانى براى مردم و رهبران مشروطه فرستادند.[37] آنان در بسیج مردمى براى انقلاب مشروطیت و ساقط کردن بساط استبداد نقش اول را داشتند و براى دفاع از اهداف انقلاب گاهى اعلامیه و نامه هایى خطاب به مجامع جهانى صادر مى کردند. ملاعبدالله مازندرانى و آخوند خراسانى طى اعلامیه هایى از نیروهاى مسلح دولتى خواستند از حمایت رژیم محمد على شاه قاجار دست بردارند و به سوى ملت انقلابى شلیک نکنند. یکى از اعلامیه ها به شرح زیر است:

«عموم برادران لشکرى و صاحب منصبان، قزّاقان و افواج سواره و پیاده و امراء توپ خانه و سایر اعوان ظلم و استبداد را اعلام مى داریم:

چه بعد از آن احکامى که سابقاً به همه نوشته و اعلام نمودیم که اطاعت حکم به قتل و شلیک بر ملت و مشروطه خواهان به منزله اطاعت از یزیدبن معاویه و با مسلمانى منافى است و معهذا تأثیر نکرد و با سرداران روس و اشباههم همراهى و چقدر دماءطیبه مسلمانان را ریخته، اموالشان را نهب و خواهران و برادران و اولاد فى الحقیقه بیوه و یتیم و بى صاحب گردید و این بدنامى و لعن ابدى را بر خود روا داشتید، و دیگر جاى سخنى باقى نماند لیکن همین قدر به شماها مى گوییم تا زود است البته از گذشته خود توبه کنید و در آینده از این شنایع احتراز و با ملت و برادران ایمانى خود متفق و همدست شوید تا گذشته آمرزیده و بدنامى ها به نیک نامى مبدل شود. ان شاءالله من الاحقر الجانى محمد کاظم الخراسانى، من الاحقر عبدالله مازندرانى.»[38]

این دو بزرگوار در اعلامیه اى دیگر با صدور یک فتوا مردم را به جهاد دفاعى در برابر رژیم جابر استبدادى و تحریم پرداخت مالیات به عوامل رژیم دعوت نمودند:

«عموم ملت ایران، حکم خدا را اعلام مى داریم:

الیوم همت در دفع این سفاک جبار و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمین از اهمّ واجبات و دادن مالیات به گماشتگان او را اعظم محرمات و بذل جهد و سعى بر استقرار مشروطیت به منزله جهاد در رکاب امام زمان است.

من الاحقر عبدالله مازندرانى، من الاحقر الجانى محمد کاظم الخراسانى»[39]

شیخ عبدالله مازندرانى به همراه یار دیرین خود در تمام مبارزاتى که مردم برضد محمد على شاه قاجار و دیگر مستبدان معمول مى داشتند، از آزادى خواهان حمایت و مردم را به مقاومت تشویق مى کردند. ازآن جمله است تشویق مردم به پایدارى در مقابل تشکیل نیروى جنوب به دست انگلیس، تحریم کالاهاى روسیه و فتواى جهاد علیه این دولت که به ایران اولتیماتوم داده و نیروى نظامى اش را در خاک ایران پیاده کرده بود. در ذى الحجه سال 1329ه. ق مجاهدان به عزم جهاد بیرون آمدند. رهبرى مجاهدان به عهده آخوند محمد کاظم خراسانى و ملاعبدالله مازندرانى بود. آخوند به صورت مشکوک در مسجد سهله درگذشت و مازندرانى به بیمارى سل گرفتار شد و به همین سبب حرکت مجاهدان به تأخیر افتاد ولى سرانجام مجاهدان پس از مدتى توقف در 11ذى الحجه سال 1290شمسى به رهبرى مازندرانى که بر تخت روان (درشکه) حمل مى شد، حرکت را آغاز کردند و چون روس ها چنین دیدند، از ایران عقب نشینى کردند.[

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS