دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الامام علی (علیه‌السلام): «مَنْ کَرُمَتْ علیه نَفْسُهُ لَمْ یُهْنِها بالمعصیتهِ»

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: «کسی که نفس شرافتمند و با عزّت دارد هرگز آن را با پلیدی گناه، خوار و پست نخواهد داشت» (غررالحکم، ص 677)
قال الامام علی (علیه‌السلام): «مَنْ کَرُمَتْ علیه نَفْسُهُ لَمْ یُهْنِها بالمعصیتهِ»
قال الامام علی (علیه‌السلام): «مَنْ کَرُمَتْ علیه نَفْسُهُ لَمْ یُهْنِها بالمعصیتهِ»

قال الامام علی (علیه‌السلام):

«مَنْ کَرُمَتْ علیه نَفْسُهُ لَمْ یُهْنِها بالمعصیتهِ» (غررالحکم، ص 677)

امام علی علیه‌السلام فرمودند:

«کسی که نفس شرافتمند و با عزّت دارد هرگز آن را با پلیدی گناه، خوار و پست نخواهد داشت»

توضیح:

عزّت نفس برای همۀ مردم در کلیۀ شئون زندگی فردی و اجتماعی، مادی و معنوی و همچنین در تمام ادوار حیات از دوران کودکی و جوانی تا ایّام میان‌سالی و پیری یکی از ارکان اساسی خوشبختی و سعادت است.

خانواده‌هایی که اعضاء آن با عزت نفس و شرافت اخلاقی خو گرفته‌اند و به پستی و فرومایگی آلوده نشده‌اند از بسیاری از گناهان و پلیدی‌های اخلاقی که منشاء فساد و تیره روزی است منزّه و مبرّی هستند.

کشوری که افراد آن با عزّت نفس بار آمده‌اند و در نظر مردم و حکومت، شرافت اخلاقی مهم و لازم الرعایه شناخته شده است دروغ و تملق‌گوئی، دزدی و رشوه‌خواری، خدعه و فریبکاری و خلاصه بسیاری از گناهان و ناپاکی‌های اخلاقی در آن کشور راه ندارد. عزت نفس و شرافت دوستی، خودبخود مردم را به راه وظیفه‌شناسی سوق می‌دهد و از اعمال ضد اخلاقی بر حذرشان می‌دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS