دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الامام علی (علیه‌السلام):«عبد الشهوة اسیرٌ لاینفکّ اَمْرُهُ»

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: «بنده شهوت، اسیری است که هرگز آزادی نخواهد داشت» (غررالحکم، ص 499 و 765)
قال الامام علی (علیه‌السلام):«عبد الشهوة اسیرٌ لاینفکّ اَمْرُهُ»
قال الامام علی (علیه‌السلام):«عبد الشهوة اسیرٌ لاینفکّ اَمْرُهُ»

قال الامام علی (علیه‌السلام):

«عبد الشهوة اسیرٌ لاینفکّ اَمْرُهُ» (غررالحکم، ص 499 و 765)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

«بنده شهوت، اسیری است که هرگز آزادی نخواهد داشت»

توضیح:

سعادت جامع و کامل نصیب انسانی است که بر وفق قانون آفرینش زندگی کند و از هیچ یک از خواهش‌های مادی و روحانی خود غافل نباشد، برنامه اعمال خویش را طوری تنظیم نماید که غرائز طبیعی و تمایلات عالیۀ انسانیش با یکدیگر موزون و هم‌آهنگ گردند و هر یک در جای خود با اندازه‌گیری صحیح ارضاء شوند و این کار جز با تعدیل خواهش‌های غریزی و محدود ساختن شهوات نفسانی میسر نیست، زیرا آزادی بی‌قید و شرط غرائز، تمایلات عالیۀ بشری را می‌میراند و فروغ فضیلت و مکارم اخلاق را در نهاد آدمی خاموش می‌سازد و در نتیجه عواطف انسانی و سجایای اخلاقی فدای تمایلات غریزی و زندگی حیوانی می‌شود و این عمل، خود مخالف نظام آفرینش بشر و منافی با سعادت واقعی انسان است.

هر انسانی می‌تواند از دو راه یکی را برگزیند: یا احیاء تمایلات عالیه و زندگی انسانی و یا آزادی بی‌قید و شرط غرائز و حیات حیوانی. به عبارت دیگر یا آدمی مسخّر و مطیع شهوات خود باشد یا شهوات را مطیع و مسخّر عقل و انسانیت خویش سازد.

آنان که آزادی غرائز را انتخاب می‌کنند و پیرو بی‌قید و شرط شهوات خود می‌شوند نه تنها از سجایای انسانی و سعادت واقعی محرومند بلکه در نظر اولیاء گرامی اسلام با این عمل به بدترین اسارت‌ها و پست‌ترین بردگی‌ها تن داده‌اند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS