دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الباقر (علیه السلام): «کان الحَسَنُ کَثیرَ الاجتهاد فِی العِبادةَ وَالتصدقِ»

امام باقر (علیه السلام) فرمود: «امام حسن مجتبی (علیه السلام) در عبادت و صدقه دادن بسیار جدی و سخت‌کوش بود» (نظم درر السمطین، ص 196)
قال الباقر (علیه السلام): «کان الحَسَنُ کَثیرَ الاجتهاد فِی العِبادةَ وَالتصدقِ»
قال الباقر (علیه السلام): «کان الحَسَنُ کَثیرَ الاجتهاد فِی العِبادةَ وَالتصدقِ»

قال الباقر (علیه السلام):

«کان الحَسَنُ کَثیرَ الاجتهاد فِی العِبادةَ وَالتصدقِ»

(نظم درر السمطین، ص 196)

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

«امام حسن مجتبی (علیه السلام) در عبادت و صدقه دادن بسیار جدی و سخت‌کوش بود»

توضیح:

«صدقه برای سلامتی امام زمان (عج)»

امام حسن مجتبی (علیه السلام) سرچشمه جود و کرم و سخاوت بود، تا جایی که به کریم اهل بیت (علیهم السلام) معروف گشت. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی برنمی‌گشت و هیچ آزرده‌دلی، بدون مرهم‌گذاری آن حضرت، از آستان او باز نمی‌گشت. آن حضرت، در اوج عظمت و غنای نفس، 2 بار در طول عمر خود، تمام اموال خویش را در راه خدا انفاق کرد و سه بار نیمی از تمام ثروت خویش را در راه خدا صدقه داد.

اسوه‌پذیری از روح سخاوت و کرامت آن حضرت، وظیفه ما است. یکی از وظایف ما در دوران غیبت، صدقه دادن برای سلامتی و حفظ وجود امام زمان (ارواحنا فداه) از جمیع خطرات ارضی و سمائی است. آنچه در این عرصه مهم است، خلوص نیت و درخواست قلبی برای سلامتی آن حضرت است که خود از بهترین عوامل رشد و تکامل روح سالک است؛ وگرنه حضرتش در پناه حفظ و امان خداوندی است و هیچ نیازی به صدقات ما ندارد، بهتر است این صدقه به فراخور حال خود به طور روزانه پرداخت نماییم و سلامتی آن حضرت را از خدای منان خواستار شویم.[1]

«کودکی که به اذن خدا زبان به حق گشود»

در سال ششم هجری میان پیامبر و کفار مکه قرار دادی امضا شد که در آن هر دو طرف صلحی به مدت ده سال را پذیرفته بودند دو سال از این پیمان گذشته بود که روزی یکی از کفار هم‌پیمان قریش با سرودن شعری توهین آمیز، بر پیامبر اسلام اهانت کرد. این عمل بر قبیله خُزاعه که هم‌پیمان پیامبر بودند، گران آمده و موجب درگیری میان دو طرف گردید. ابوسفیان به ناچار برای میانجی‌گری نزد امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) رفت و از او خواست که پیش پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) شفاعت نماید.

علی (علیه السلام) در جواب فرمود: پیامبر خدا با شما پیمانی بست و هرگز از پیمانش برنمی‌گردد... در این هنگام، حضرت فاطمه (علیها السلام) در پشت پرده ایستاده بود و امام حسن (علیه السلام) که کودک چهارده ماهه‌ای بیش نبود پیش او بود، ابوسفیان خواست که حضرت فاطمه اجازه دهد امام حسن، نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از ابوسفیان شفاعت کند. با شنیدن این سخن، امام حسن نزد ابوسفیان رفت و با یک دست بر بینی او و با دست دیگر بر محاسن او زد و خداوند، او را به زبان آورد تا بگوید:

«ای ابوسفیان! بگو جز خدای یکتا خدایی نیست و محمد رسول خداست، تا من (برایت) شفاعت کنم.»

علی (علیه السلام) فرموند:

«سپاس و ستایش خداوندی را که در خاندان محمد از میان خودشان کسی را مانند “یحیی بن زکریا"[2] قرار داد»[3]

    پی نوشت:
  • [1] . سیوطی، تاریخ الخلفا، ص 190.
  • [2] .که در کودکی به اذن خدا زبان به حق گشود و آیه 12 سوره مریم را تلاوت نمود.
  • [3] . علامه مجلسی؛ بحار الأنوار، ج 43، ص 326.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS