دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الصادق (علیه السلام): «من وَجَدَ بَردَ حُبِّنا عَلی قَلبِهِ، فَلیَکثُرِ الدُّعاءَ لاُمِّهِ»

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس که نسیم دل فروز محبت ما را در قلبش دریابد، پس بر دامن پاک مادرش دعا کند» (بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، ص 9)
قال الصادق (علیه السلام):  «من وَجَدَ بَردَ حُبِّنا عَلی قَلبِهِ، فَلیَکثُرِ الدُّعاءَ لاُمِّهِ»
قال الصادق (علیه السلام): «من وَجَدَ بَردَ حُبِّنا عَلی قَلبِهِ، فَلیَکثُرِ الدُّعاءَ لاُمِّهِ»

قال الصادق (علیه السلام):

«من وَجَدَ بَردَ حُبِّنا عَلی قَلبِهِ، فَلیَکثُرِ الدُّعاءَ لاُمِّهِ»

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«هر کس که نسیم دل فروز محبت ما را در قلبش دریابد، پس بر دامن پاک مادرش دعا کند» (بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، ص 9)

توضیح:

«شیطان و محبت اهل بیت (علیهم السلام)»

جابر بن عبدالله انصاری می گوید با عده ای در منی همراه رسول خدا(ص) بودیم ناگهان شخصی توجّه مارا به خودجلب کرد، او گاهی سجده می نمود و گاهی رکوع می کرد و مشغول ناله و تضرّع بود.

گفتیم: ای رسول خدا(ص) چقدر نمازش زیبا است. فرمود:

«او همان است که پدر شما را از بهشت بیرون راند(شیطان)»

پس امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) بی مبالات به طرف او رفت و او را گرفته حرکت شدیدی داد، به طوری که دنده های راست و چپش در هم فرو رفت و فرمود:

«إن شاء الله تو راخواهم کشت»

او گفت: تا آن مهلتی که خداوند به من داده است پایان نپذیرد و آن وقت معلوم نرسد، این کار را نمی توانی کرد، و چرا می خواهی مرا بکشی؟به خدا قسم دشمنی نمی کند کسی با تو مگر اینکه نطفه من قبل از نطفه پدرش وارد رحم مادر او شده است، و با دشمنی تو در اموال و اولاد آنها شرکت دارم، و این فرمایش خداوند تبارک و تعالی است:

«وَ شارِکهم فِی الأمول ِوَالأولاد»

( سوره اسراء آیه 66)

جابر می گوید ما دوستی امیرالمؤمنین را بر فرزندانمان عرضه میکردیم، هر که او را دوست داشت، می فهمیدیم فرزند خودمان است و آنکه آن حضرت را دوست نداشت، به خودمان نسبتش نمی دادیم.[1]

«مهدی محبی؛ نشانه پاکزادی»

اول سرمایه قدم نهادن در هامون عشق مهدوی، اصلاب شامخه و ارحام مطهره است. از دامان پاک و نورانی مادران است که سودای عشق مهدوی در سرای دل نوزادان به ودیعت گذارده می‌شود؛ و آن قدم سلم ایشان است که منتهی به قدم صدق فرزند می‌شود. و آن که فرموده‌اند:

«بهشت زیر پای مادران است»[2]

شاید بدان معنی است، که پای عصمت این چشمه‌های صداقت و پاکی است، که بهشت محبت را برای فرزند به فرجام آورد.[3]

آری، جذبه عشق و محبت مهدوی، جاذب دل‌های پاکزادان و جمع کننده قلوب مؤمنان است. محبت ما، رشحه‌ای از محبت بی‌کران اوست. اول اوست که از ما یاد می‌کند و شراره عشق مهدوی را در قلوبمان شعله‌ور می‌سازد. این ماییم که باید شراره عشق و جذبه محبت او را لبیک گوییم؛ چرا که او همواره در انتظار لبیک ما است.

  • [1] . علل الشرایع 1 / 142 ،بحارالأنوار 27.
  • [2] . مستدرک الوسائل، ج15، ص 180.
  • [3] هوشنگی، رند عالم سوز،ص 27.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS