دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال رسول الله (ص): «کَفّارَةُ مَنْ اِغْتَبْتَ أنْ تَسْتَغْفِرَ لَهُ».

رسول خدا (ص) فرمودند:‌«کفارۀ کسی که غیبت وی کرده‌ای این است که برای او آمرزش بخواهی».(کنزالعمال: 3/8036588)
قال رسول الله (ص): «کَفّارَةُ مَنْ اِغْتَبْتَ أنْ تَسْتَغْفِرَ لَهُ».
قال رسول الله (ص): «کَفّارَةُ مَنْ اِغْتَبْتَ أنْ تَسْتَغْفِرَ لَهُ».

ثواب رد غیبت .

ـ پـیامبر خدا(ص ) : هر کس در مجلسى بشنود که از برادرش غیبت مى شود و آن را از او دفع کند, خداوند هزار باب بدى را در دنیا و آخرت از او دفع کند .

ـ هرگاه در حضور کسى از برادر مسلمانش غیبت شود و او بتواند یاریش دهد اما به یارى (ودفاع از) او برنخیزد, خداوند در دنیا و آخرت تنهایش گذارد.

ـ امام باقر(ع ) : کسى که در حضور او از برادر مؤمنش غیبت شود و او به یاریش برخیزد,خداوند در دنـیـا و آخـرت او را یـارى دهد و کسى که در حضور او از برادر مؤمنش غیبت شود واو ـ با آن که مـى تـوانـد یاریش کند ـ به یارى او برنخیزد و از وى دفاع نکند, خداوند او را در دنیا وآخرت پست گرداند.

ـ پـیـامـبـر خـدا(ص ) : هـر کـس در مـجلسى غیبتى راجع به برادر خود بشنود و آن را از او دفع کـنـد,خـداوند عزوجل هزار باب شر و بدى را در دنیا و آخرت از او دفع سازد و اگر غیبت را از او دفع نگرداند و خوشحال هم بشود, گناهش همچون گناه کسى است که غیبت کرده است .

ـ هر کس در پشت سر برادرش از آبروى او دفاع کند, بر خداست که او را از آتش برهاند.

ـ کسى که در حضورش از برادر مسلمان او غیبت شود و با آن که مى تواند به یارى او برخیزدیاریش ندهد, گناهش در دنیا و آخرت دامنگیرش شود.

ـ اگـر در مـیـان جـمـعـى بـودى و از کـسـى غیبت شد, به یارى آن مرد برخیز و آن جمع را از غیبت کردن باز دار و از میانشان برخیز و برو.

کفاره غیبت کردن .

ـ پـیـامـبر خدا(ص ), در پاسخ به این سؤال که کفاره غیبت چیست , فرمود : کفاره اش این است که هرگاه به یاد کسى که از او غیبت کرده اى افتادى , از خداوند برایش آمرزش بخواهى .

ـ کفاره غیبت این است که براى شخصى که از او غیبت کرده اى , آمرزش بطلبى .

ـ کفاره (گناه ) کسى که غیبتش را کرده اى , این است که برایش آمرزش بطلبى .

ـ هرگاه یکى از شما غیبت برادرش را کرد, از خداوند آمرزش بطلبد, زیرا این کفاره گناه اوست .

ـ از جمله کفاره غیبت , این است که براى شخصى که غیبتش را کرده اى آمرزش بطلبى .

ـ هر کس از برادر مسلمان خود غیبت کند, برایش آمرزش بطلبد که این خود کفاره اى است .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS