دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قدرت و انسداد اجتماعی

در اندیشه پارکین ، 3 نظام معنایی عمده مربوط به قشربندی طبقاتی در جوامع غربی وجود دارد که هر یک از آنها از منبع اجتماعی متفاوتی سرچشمه می گیرند و تفسیر اخلاقی متفاوتی از نابرابری طبقاتی را پیش می برد...
No image
قدرت و انسداد اجتماعی
قدرت و انسداد اجتماعی در اندیشه پارکین ، 3 نظام معنایی عمده مربوط به قشربندی طبقاتی در جوامع غربی وجود دارد که هر یک از آنها از منبع اجتماعی متفاوتی سرچشمه می گیرند و تفسیر اخلاقی متفاوتی از نابرابری طبقاتی را پیش می برد. خدمت بزرگ پارکین به تفکرات جامعه شناختی مربوط به نابرابری های اجتماعی احیای مفهوم انسداد اجتماعی وبر است. پارکین 2 شکل اساسی برای انسداد اجتماعی فرض می کند: تحریم و غضب. وی تاکید می کند که فرآیندهای انسداد اجتماعی ، عواملی هستند که در ورای تمامی ساختارهای نابرابری وجود دارند، ساختارهایی که علاوه بر روابط طبقاتی ، استثمارهای قومی ، دینی و جنسی و دیگر انواع استثمار را شامل می شوند. پارکین معتقد است کنترل دارایی مولد، مهمترین شکل انسداد اجتماعی در جامعه است. علاوه بر این ، نظام طبقاتی جامعه به طور فزاینده ای از طریق دومین نوع کلیدی تحریم ، یعنی کاربرد مدارک رسمی - خاصه گواهینامه های تحصیلی که دیگران را از جایگاه های ممتاز محروم می کند - شکل می گیرد. (بویژه در حوزه هایی مانند طب وحقوق) پارکین معتقد است این مدارک به قدری مهم اند که افرادی که آنها را به دست می آورند، لایه ثانویه طبقه متوسط را می سازند و درست در سطح پایینی ، کسانی هستند که کنترل انحصاری دارایی مولد را در اختیار دارند. خارج از حیطه طبقه مسلط، ساختار طبقاتی در آرای پارکین شکل مدرجی را از افراد تشکیل می دهد که هر رده آن نفوذ غاصبانه متفاوت و خاصی دارد که گاهی با ظرفیت جزیی تحریم دیگران همراه می شود.کارگران بدون دارایی یا مدارک ، طبقه تحت سلطه را می سازند. او در فاصله بین طبقه مسلط و طبقه تحت سلطه ، مجموعه ای از گروه های میانی را می بیند که اشکال ناقص تحریم وغضب را دارند که او آن را انسداد دوگانه می خواند. قسمت پایین این رده میانی ، شامل تجار ماهر و کارگرانی است که متحد شده اند و می توانند انسداد تحریمی محدودی را از طریق نظام های کارآموزی و دیگر سازوکارهای مربوط به مدرک اعمال کنند. جایگاه های دیگر باقیمانده در رده میانی را افراد نیمه حرفه ای یقه سپید تشکیل می دهند که ترکیبی از معلمان ، پرستاران ، مددکاران اجتماعی و جز اینها هستند. ممکن است رده های بالای این طبقه ، تفاوت جزیی با مشاغل حرفه ای داشته باشند، ولی معمولا از انسداد تحریمی که پزشکان و وکلا از آن برخوردارند بی نصیب هستند. چنین افراد نیمه حرفه ای اغلب کارکنان دولت اند و انحصاری واقعی بر دانش یا خدماتی که ارائه می کنند، ندارند.وی 3 نظام معنایی عمده مربوط به قشربندی طبقاتی در جوامع غربی را از هم تفکیک می کند که هر یک از آنها از منبع اجتماعی متفاوتی سرچشمه می گیرند و تفسیر اخلاقی متفاوتی از نابرابری طبقاتی را پیش می برد. این سه نظام عبارتند از: 1- نظام ارزشی مسلط که منبع اجتماعی آن نظم نهادی اصلی است. این نظام چارچوبی اخلاقی است که بر نابرابری موجود صحه می گذارد. این چارچوب در بین طبقه فرو دست و تابع به تعریف یک ساخت پاداش فرق گذار یا آرمانی و جاه طلبانه منجر می شود. 2- نظام ارزشی تابع که منبع اجتماعی یا محیط پیدایش آن ، اجتماع محلی طبقه کارگر است. این نظام چارچوبی اخلاقی است که تامین پاسخ های سازش دهنده و همسازگردان به واقعیت های نابرابری و پایگاه پایین را به عهده دارد. 3- نظام ارزشی رادیکال یا ریشه نگر که منبع آن حزب سیاسی توده ای متکی به طبقه کارگر است. این نظام چارچوبی اخلاقی است که تفسیری مخالف از نابرابری طبقاتی عرضه دارد. آنتونی گیدنز: گیدنز معتقد است که نابرابری محصول ساخت یابی نظمی توزیع ثروت و قدرت است. گیدنز به وجود یک رابطه متقابل میان قدرت و نابرابری اعتقاد دارد. او قدرت را ناشی از ثروت می داند و معتقد است که ثروت ، قدرت به همراه می آورد و اعضای طبقه بالا به طور مناسبی در سطوح بالای قدرت حضوردارند. نفوذ آنها تا اندازه ای از کنترل مستقیم بر سرمایه صنعتی و مالی و تا حدی از دسترسی شان به مواضع فرماندهی در حوزه های سیاسی ، آموزشی و... سرچشمه می گیرد. وی استدلال می کند که سه نوع حقوق یا ظرفیت یعنی دارایی ، آموزش یا مهارت و نیروی کار یدی بنیان اصلی ساختار طبقاتی سه گانه ای است که در تمام جوامع سرمایه داری یافت می شود. به طورعمده به دلیل این که این سه بنیان قدرت در قلمرو اقتصادی غالب است ، ارتباطات اجتماعی بر اساس طبقه بالایی که بر دارایی مولد کنترل دارند و طبقه میانی که دارایی نسبتا زیادی دارند، ولی دارای تحصیلات ویژه و مهارت های بالا هستند و می توانند آن را در بازار مبادله کنند و طبقه پایینی یا کارگری که فقط نیروی کار یدی خود را می فروشند، صورت می گیرد؛ البته او استدلال می کند امروزه چنین طبقه بندی ای امکان پذیر نیست ، زیرا گروه هایی وجود دارند که همزمان به یکی از این انواع سه گانه قدرت یا ظرفیت دسترسی دارند که از آن جمله می توان از تحصیلکردگان سطح بالا، متخصصان حرفه ای ، پزشکان و... نام برد. گیدنز عقیده دارد جنسیت یکی از مهمترین زمینه های نابرابری است و هیچ جامعه ای وجود ندارد که در آن مردان در بعضی جنبه های زندگی اجتماعی ، ثروت ، منزلت و نفوذی بیشتر از زنان نداشته باشند. به عقیده او، نابرابری های جنسی از منظر تاریخی بسیار ریشه دارتر از نظام های طبقاتی است. وی می گوید: ساختار طبقه را باید پدیده ای متغیر بدانیم که به طور معمول متشکل از 3 طبقه است ، ولی برحسب میزان ساخت یابی تغییر می یابد. منظور گیدنز از میزان ساخت یابی این است که تا چه اندازه طبقات در طول زمان و درمکان های متفاوت به مثابه دسته های اجتماعی مشخص و متمایز پدید می آیند و باز تولید می شوند. یکی از بازتاب های روشن نظریه ساخت یابی گیدنز در رویکرد نظری به نابرابری های اجتماعی ، مساله فرصت های تحرک در جوامع نوین است ؛ اگرچه عموما عقیده دارند که در جوامع امروزی فرصت های تحرک طبقاتی بسیار فراهم است و بسیاری از مردم گمان می کنند هر کسی که سختکوش و با پشتکار کافی باشد می تواند به بالاترین موقعیت ها برسد؛ اما گیدنزبا استنتاج از آمارها نتیجه می گیرد که در واقعیت تحرک طبقاتی در جوامع نوین بسیار دشوارتر و فرصت های تحرک بسیار کمتر از آن است که اغلب تصور می شود. به عقیده او حتی در یک جامعه کاملا سیال که هر کس دقیقا فرصت برابر برای رسیدن به بالاترین موقعیت ها را داشته باشد تنها اقلیت کوچکی خواهند توانست ، موفق شوند. نظم اجتماعی اقتصادی در بالا به شکل هرمی و فقط با تعداد نسبتا اندکی از موقعیت های قدرت ، منزلت یا ثروت است. به عقیده گیدنز، نتیجه بسیاری از سیاست های اقتصادی و توسعه ای دهه های اخیر و ازجمله سیاست تعدیل ساختاری ، خواه به توسعه اقتصادی شتاب دهند یا ندهد، عامل گسترش شکاف میان فقرا و ثروتمندان بوده و در عمل شمار افرادی را که در فقر مطلق زندگی می کنند، افزایش می دهند. سید حسین امامی
روزنامه جام جم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS