دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

كدام سنت؛ عقلانی يا خرافی؟

No image
كدام سنت؛ عقلانی يا خرافی؟

پرسش:

آيين چهارشنبه سوری با توجه به اشکال و ساز و کارهای اجرايی آن در حال حاضر تا چه حدی با فرهنگ ايرانی و اسلامی انطباق دارد؟

پاسخ:

پاسخ اجمالی اين است که اشکال و سبک اجرای اين آيين در حال حاضر که با خشونت، ناامنی، رعب و وحشت و انواع خسارت های مالی و جانی همراه است، نه در ايران باستان و آيين زرتشتيان ريشه تاريخی دارد و نه با آموزه های عقلانی و اسلامی انطباق دارد. اما پاسخ تفصيلی به شرح زير است:

وجه تسميه و تاريخچه چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری از دو واژه «چهارشنبه» نام يکی از روزهای هفته و «سور» به معنای جشن و شادی ساخته شده است. سوری به يک معنی سرخی است و اشاره به سرخی آتشی دارد که در اين روز افروخته می شود.

در رابطه با پيشينه برپا کردن آيينی به نام چهارشنبه سوری در منابع کهن چيزی وجود ندارد و ابوريحان بيرونی هم که به دقت از مراسم زرتشتيان ياد می کند، نامی از آيين چهارشنبه سوری نمی برد. در گاه شمار ايران باستان و زرتشتيان اصلاً هفته وجود ندارد و هفت روز هفته در ميان نبوده بلکه هر ماه را به سی روز تقسيم می کردند و برای هر روز هم اسمی قرار داده بودند. و اسامی هفته بعد از ورود اسلام به فرهنگ ايران وارد شد. که برخی سرمنشأ آن را به قيام مختار ثقفی نسبت داده اند. که قول ضعيف و غير معتبری است. (مرتضی راوندی، تاريخ تحولات اجتماعی ايران)

تحريف آيين چهارشنبه سوری

قرائن و شواهد تاريخی نشان می دهد تمامی آيين ها و يادمان هايی که مردم ايران در هنگامه های گوناگون برپا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار مانده است با منش، اخلاق و خرد نياکان ما آميخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار يکتا، اميد به زندگی، نبرد با اهريمنان و بدسگالان در قالب نمادها، نمايش ها و آيين های گوناگون نمايشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه در هيچ کدام از اين آيين ها ديده نمی شود. اما متأسفانه امروز اين مراسم با پيرايه های خرافی و اشکال نابهنجار دستخوش تغيير شده و هر ساله در روزهای پايانی سال باعث بروز اتفاقات همراه با خسارات جانی و مالی، موجبات نگرانی خانواده ها را فراهم می سازد، به گونه ای که در غروب چهارشنبه پايان سال شهرها به خاطر نا امنی و احساس خطر به حالت تعطيل درمی آيد.

ديدگاه شهيد مطهری درباره چهارشنبه سوری

شهيد مطهری(ره) در بيان نفی سنت های غلط گذشتگان می فرمايد: قرآن منشأهايی برای فکرهای بی ريشه که آنها را به درختان بی ريشه تشبيه می کند ذکر می کند. يکی از آنها تقليد است. البته قرآن با کلمه تقليد مطلب را بيان نکرده است. با تعبير ديگر بيان کرده است. تعبير قرآن تبعيت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آبا و اجداد است. اين هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زياد تکيه کرده است و آن را منشأ لغزش و خطای بشر می‌داند و سخت انتقاد می کند. مثلاً می گويد: آنها چنين می گويند: انا وجدنا ابائنا علي امةً و انا علی آثارهم مقتدون» اينها می گويند: ما پدران خود را بر يک طريقه ای يافته ايم و ما هم همان طريقه پدران خودمان را می گيريم و می رويم. به تعبير امروز: «سنت گرايی»... (زخرف 23) به هر حال اين کلمه امروز رايج شده است. قرآن سنت گرايی را محکوم می کند. اما اشتباه نشود! ضد سنت گرايی را هم قرآن محکوم می کند. هر دو را محکوم می کند. چطور؟ قرآن فقط عقل گرايی و منطق گرايی را تأييد می کند. قرآن می گويد: هر امر به اصطلاح قديمی و هر سنت قديمی را به دليل آنکه گذشتگان ما چنين می کرده اند، نياکان ما چنين بوده اند، و ما بايد راه نياکان خودمان را برويم، انجام دادن، محکوم است، چرا؟ می گويد: ممکن است نياکانتان اشتباه کرده باشند، ممکن است نياکانتان عقل و شعور نداشته باشند. آن که دليل نمی شود. نياکان ما در گذشته چنين می کرده اند، ما هم چنين می کنيم! (مجموعه آثار، ج 27، ص 296)

بنابراين مراسم چهارشنبه سوری با سبک و سياق کنونی که همه ساله باعث هدر رفتن سرمايه های انسانی و اقتصادی زيادی شده، نظم و امنيت و آرامش عمومی را برای شهروندان مختل و خانواده های زيادی را در آغاز سال نو اندوهگين و داغدار می نمايد، سنتی کاملاً غلط، خرافی و تحريف شده است که از هيچ گونه پشتوانه عقلانی و وحيانی برخوردار نيست.

روزنامه كيهان، شماره 21585 به تاريخ 24/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS