دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

كشاورزی خدا و كشتكاری انسان

No image
كشاورزی خدا و كشتكاری انسان

بر اساس آموزه هاي قرآني مسئوليت انسان، آباداني زمين است:واستعمرکم فيها.(هود، آيه 61) و يکي از مسئوليت هاي او در ارتباط با آباداني زمين، کشت گياهان و نباتات است. در اين زمينه انسان تنها مسئوليتي که بر عهده دارد، شخم زدن و دانه پاشيدن است که از آن در عربي به «حَرث» تعبير مي شود. خداوند در آيه 63 سوره واقعه مي فرمايد: اَفَرَاَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ؛ آيا آنچه را کشت مي کنيد، ديده ايد؟

    پس کار انسان همان کشت کردن است؛ اما کشاورزي کار خداوند است؛ زيرا اين خداوند است که اين کشت و دانه بي جان و بي حيات را جان و حيات مي بخشد و آن را به شکل زراعت در مي آورد.لذا خداوند انسان را «حارث» (کشتکار)و خود را «زارع» (کشاورز)معرفي مي کند و مي فرمايد:ا اَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ اَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ؛ آيا شما آن را مي‌رويانيد يا ما روياننده‌ايم؟

    در حقيقت مسئوليت انسان تنها انتقال جمادي به نام دانه و کشت آن در زمين است و آن کسي که به آن حيات مي دهد و زنده مي کند، خداوند است. پس حيات بخشي و به فعليت درآوردن اين دانه و تبديل جماد به نبات و گياه کار خداوند است.(واقعه، آيه 64)

   

          روزنامه كيهان، شماره 21029 به تاريخ 20/1/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS