دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

كوچك بودن دنيا در برابر آخرت

No image
كوچك بودن دنيا در برابر آخرت

رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ اَميرِالمُوْمِنينَ (ع) قالَ:كُلُّ شَئٍ مِنَ الدُّنْيا سَماعُهُ اَعْظَمُ مَنْ عِيانهِ وَ كُلُّ شَئٍ مِنَ الاخِرَةِ عِيانُهُ اَعْظَمُ مِنْ سمَاعِهِ فَلْيَكْفِكُمْ مِنَ الْعِيانِ السَّماعُ وَ مِنَ الْغَيْبِ الخَبَرُ وَ اعْلَموُا اَنَّ ما نَقَصَ مِنَ الدُنْيا وَ زادَ فِي الاخِرَةِ خَيْرٌ مِمّا نَقَصَ مِنَ الاخِرَةِ وَ زادَ فِي الدُّنيا، فَكَمْ مِنْ مَنْقُوصٍ رابِحٍ و مَزيدٍ خاسِر[1]ٍ

     ترجمه روايت: حضرت امير المومنين علي (ع) فرمودند:شنيدن هر چيزي از امور دنيايي بزرگ تر از ديدن آن است و هر چيزي از امور اخروي، ديدنش بسيار بزرگ تر از شنيدنش مي‌باشد. پس شنيدن، شما را كفايت از ديدن كند و اينكه خبر غيب را مي شنويد براي شما كافي باشد. بدانيد آنچه از دنياي شما كاسته شده و به آخرت شما اضافه گردد، بسيار بهتر از آن است كه از آخرت شما كاسته شده و به دنياي شما اضافه گردد. پس چه بسا كسي كه چيزهايي را (از دنيا) از دست داده است ولي سود فراوان (در آخرت) برده است و چه بسا كسي كه چيزهاي زيادي (در دنيا) به او رسيده است، ولي ضرر و زيان فراوان (درآخرت) كرده است.

     شرح: انسان در امور دنيايي اين طور است وقتي چيزي را مي شنود، خيال مي كند خيلي بزرگ است؛ ولي وقتي به آن رسيد، مي بيند خبري نبوده و چنگي به دل نمي زند. ولي وقتي به گوش انسان رسيد هوس او برانگيخته مي شود و مي‌رود تا به او برسد و نعوذبالله ممكن است حتي خطا هم انجام دهد؛ و چه بسا اگر نتيجه را مي دانست، اين همه خود را بي جهت به مشقّت نمي انداخت.

     در مقابل، آنچه را درباره آخرت گفته اند چه بهشت و التذاذات آن و چه جهنم با آتش و درد و الم آن، قابل لمس و درك نمي باشد. شنيدن كي بود مانند ديدن؟! پس خبر غيب كه انبيا و اوليا عليهم السلام به انسان رسانده‌اند كه گناه باعث عذاب جهنم و گرفتاري شده و درمقابل، اعمال خير و صالح نعمت‌هايي را در بهشت و رضوان الهي نصيب او مي كند كافي است و مي پذيرد.

     در روايت مقايسه زيبايي بين دو مطلب است: دنيا اين طور است كه شنيدن آن بهتر از ديدنش مي باشد و مخالف آن آخرت است كه ديدنش بهتر از شنيدن آن است. پس اگر از دنياي انسان كم شود و به آخرت او افزوده شود، بهتر از اين است که از آخرت او کم و به دنيايش افزوده شود. چه بسا چيزهايي که از کسي کم مي شود و انسان سود می برد و چيزهايي که براي او افزوده می شود و ضرر مي برد؛ مانند مرض و بيماري كه بالاترين بيماري براي انسان تعلقات دنيايي است، اگر كم شود سود و اگر افزوده شود، ضرر و زيان مي بيند.

    _____________________

    [1]نهج البلاغه، خطبه 113

   

   

 

 

 روزنامه كيهان، شماره 21024 به تاريخ 15/1/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

نویسنده آيت الله شيخ مجتبی تهرانی(ره)
جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS