دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لوازم سفر معنوی

و همچنان که در سفر صورى جسمانى، کسى که راه نداند به مقصد نمى‌رسد، در سفر معنوى روحانى نیز کسى که بصیرت در عمل ندارد به مقصد نمى‌رسد؛ چنان که در حدیث آمده:
لوازم سفر معنوی
لوازم سفر معنوی
نویسنده: علامه فیض کاشانی

بصیرت و بینایى

و همچنان که در سفر صورى جسمانى، کسى که راه نداند به مقصد نمى‌رسد، در سفر معنوى روحانى نیز کسى که بصیرت در عمل ندارد به مقصد نمى‌رسد؛ چنان که در حدیث آمده:

«الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ لاَ یَزِیدُهُ کَثْرَةُ السَّیْرِ[1] إِلاَّ بُعْداً»[2]؛ یعنى مَثَل کسى که عبادت کند و بینایى نداشته باشد در آنچه مى‌کند، مَثل کسى است که بر غیر راه رود؛ هر چند مى‌رود از مطلوب دورتر مى‌شود.

مرکب راهوار

و همچنان که اگر کسى در سفر جسمانى مَرکب[3] را سر دهد تا خودسر مى‌چریده باشد، راه او طى نمى‌شود، در سفر روحانى نیز اگر بدن و قوا را ـ که به منزله مَرکب است ـ و روح را بگذارد تا هر چه مشتهیات آن‌هاست به فعل آورند و به اعمال حسنه شرعیه و سنن سنیّه نبویّه مقید نگرداند و لِجام[4] هر یک را در دست نداشته باشد، راه حق طى نمى‌شود.

رهنمایان راه

و راهنمایان این راه پیغمبراناند ـ سلام اللّه‌ علیهم ـ که راه نموده‌اند و سنن و آداب وضع کرده‌اند و از مصالح و مفاسد راه خبر داده‌اند و خود به این راه رفته‌اند و امت را به پیروى خود امر فرموده‌اند.

حق‌تعالى مى‌فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »[5]؛ یعنى: به تحقیق شما راست در شأن رسول خدا پیروى نیکو. و مى‌فرماید: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ »[6]؛ یعنى: بگو اى محمد به امت که اگر شما خدا را دوست مى‌دارید پس پیروى من کنید تا خداى، شما را دوست داشته باشد. و مى‌فرماید: «أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ »[7]؛ یعنى: به درستى که این راه من است در حالتى که راست است، پس پیروى کنید آن را و پیروى مکنید راه‌هاى دیگر را که شما را از راه حق متفرّق و جدا مى‌سازد.

مصاحبت با عالمان ربانى

و راهنمایان بعد از پیغمبران، امامان معصوماند  علیهم‌السلام. و بعد از ایشان، علما که به علم خود عمل کنند و از خدا و آخرت سخن گویند و محبت دنیا در دل ایشان نباشد ـ رضوان اللّه‌ علیهم ـ . اگر کسى با ایشان صحبت دارد و از ایشان سؤال و استفاده کند و علمى بر علم خود فزاید و به اشارت ایشان بر عیوب خود مطلع گردد، این راه را زود طى تواند کرد. و اگر چنین عالمى یابد، باید که صحبت او را غنیمت شمرد و از امر او تجاوز نکند. و اگر چنین کسى یافت نشود، با کتاب صحبت دارد و با مردم نیکو سیرت که از ایشان کسب اخلاق حمیده کند. و هر صحبت که او را خوش‌وقت گرداند و یاد خداى و آخرت آورد از دست ندهد.

مقاله

نویسنده علامه فیض کاشانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS