دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماه رمضان و تخلّق به اخلاق الهی

هر گاه سرپیچی کنید ، خداوند گروه دیگری را به جای شما می آورد، پس آنها مانند شما نخواهد بود(و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می کنند). (برگرفته ازحکمت عبادات: آیت الله جوادی آملی)
ماه رمضان و تخلّق به اخلاق الهی
ماه رمضان و تخلّق به اخلاق الهی

ماه رمضان و تخلّق به اخلاق الهی

فرمود: "هو شهرٌ دُعیتم فیه إلی ضیافة الله[1]" در این ماه شما مهمان خدا هستید. میهمان باید کاری کند که صاحب‌خانه می‌کند. روزه‌‌دار، میهمان خدایی است که "یُطعِمُ ولا یُطعَم"[2]اطعام می‌کند ولی خود اطعام نمی‌شود؛ پس او هم می‌تواند "یُطعِمُ ولا یُطعَم" باشد. اگر خدای سبحان می‌بخشد و نمی‌گیرد، انسان هم بایستی در این ماه خویی پیدا کند که ببخشد و نگیرد؛ چون هیچ دستی بهتر از دست بخشنده و هیچ دستی هم بدتر از دست بگیر نیست. خوی گدامنشی را خداوند ناپسند دارد و خوی بخشش را می‌پذیرد. اگر کسی تلاش و کوشش کردکه دیگران در کنار سفره‌ی‌ او به بهشت بروند، دست او دست بخشنده است و اگر کسی تلاش کرد که به برکت دیگران به بهشت برود، او دست گیرنده دارد.

یکی از کلمات بلندی که قبل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) کسی نگفته است این است که: "الید العُلیا خیرٌ من الید السُفلی"[3]. دست بالایی بهتر از دست زیرین است؛ زیرا انسانی که می‌بخشد دستش بالاست، وقتی می‌گیرد دستش پایین است.

در ضمن دعاهای شبهای ماه مبارک رمضان، داشتن چنین روحی بلند را به انسان توصیه می‌کنند که به خدا عرض کنید: "خدایا تو که دینت را حفظ می‌کنی و ممکن نیست دست از آن برداری، توفیق بده تا دین تو به دست من زنده شود" نه اینکه دیگران دین تو را زنده کنند و من کنار سفره‌ی‌ دین بنشینم. بگذار، نماز و روزه به دست من و با خون من زنده شود که دیگران میهمان من باشند؛ نه اینکه دیگران بجنگند و خون بدهند و دین را احیا کنند و من نماز بخوانم و روزه بگیرم. "واجْعلنى ممّن تنْتصر به لدینک ولا تسْتبدل بى غیرى"[4].

خدای سبحان عده‌ای را تهدید کرده می‌فرماید: من از دینم حمایت می‌کنم و دست از آن بر نمی‌دارم، شما توفیق اجرای این فیض را نیافتی به دست دیگری انجام خواهم داد: "إنْ تتولّوا یسْتبدلْ قوماً غیْرکم ثمّ لا یکونوا أمثالکم"[5]. چنین نیست که اگر دیگران در برابر اسلام صف بستند خداوند دست از اسلام بکشد. به طور یقین خدا دینش را حفظ می‌کند. حال اگر حفظ دین با شما ممکن نشد، و خلوص را از دست دادید، شما را می‌برد و دیگران را جای شما می‌آورد.
بر اساس این تهدید و تعلیم قرآن کریم است که فرموده‌اند: در شبهای ماه مبارک رمضان بگویید: خدایا تو که دینت را حفظ می‌کنی، این توفیق را بده که دین تو به دست من حفظ و زنده شود. این را دست بخشنده و همّت بلند می‌گویند.
در دعاهای این ماه صاحب‌خانه را به ما معرفی کرده‌اند که: "وهو یُطعِم ولا یُطعَم ویُجیر ولا یجار علیه"[6]یا: "یُهلک ملوکاً ویَسْتخلف آخرین"[7]). سپس به ما گفته‌اند که شما میهمان چنین خدایی هستید).

    منبع: حکمت عبادات نوشته آیت الله جوادی آملی
    پی نوشت :
  • [1] .اربعین شیخ بهایی ص 179، ح 9
  • [2] . امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: هنگام غذا خوردن نام خدا را ببر، آنگاه که دست کشیدی بگو: "الحمد لله الذى یُطْعِم ولا یُطْعَم" (کافی، ج 6، ص 294.)
  • [3] . مفاتیح الجنان، اعمال شبهای ماه رمضان، دعای سیزدهم.
  • [4] . کافی، ج 4، ص 11.
  • [5] . سوره‌ی‌ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه‌ی‌ 38.
  • [6] . بحار، ج 63، ص 381.
  • [7]. از فقرات دعای افتتاح.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS