دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبانی مشروعیت حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

در این نوشتار سعی خواهیم کرد به صورت اجمالی، با طرح مسأله و تعاریف و دیدگاه‌های مربوط به مشروعیت سیاسی، مبنای مشروعیت نظام سیاسی مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف را شناسایی و تعریف نماییم...
No image
مبانی مشروعیت حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)
مبانی مشروعیت حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) اشاره: در صدد هستیم به تبیین مبانی مشروعیت حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بپردازیم. هر چند در این مجال، فرصت کافی برای بحث مبسوط درباره مشروعیت سیاسی حکومت آن حضرت، وجود ندارد، اما سعی خواهیم کرد به صورت اجمال و با بیانی ساده، کلیات نگرش اسلامی به مشروعیت سیاسی آرمان‌شهر مهدوی را به تصویر بکشیم. طرح مسأله مشروعیت سیاسی از جمله مفاهیم کلیدی در مباحث سیاسی است. این مسأله به مبانی یک نظام سیاسی بر می‌گردد و به آن، اعتبار می‌دهد. یک نظام سیاسیِ فاقد مشروعیت، اعتبار خود را از دست داده و فرامین و احکام وی برای مردمان خویش، الزامی نخواهد بود. در این صورت، یک نظام سیاسی نیز نخواهد توانست ادعای استفاده انحصاری از قدرت را در یک جامعه، داشته باشد. هنگامی که ما از نظام سیاسی مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن می‌گوییم، مسأله مشروعیت این نظام نیز مطرح می‌شود. مسأله مشروعیت نظام سیاسی مهدوی نیز به اعتبار آن برمی‌گردد؛ اما اعتبار و حقانیت قدرت سیاسی در این نظام از کجا نشأت می‌گیرد؟ در این نوشتار سعی خواهیم کرد به صورت اجمالی، با طرح مسأله و تعاریف و دیدگاه‌های مربوط به مشروعیت سیاسی، مبنای مشروعیت نظام سیاسی مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف را شناسایی و تعریف نماییم. تعریف مشروعیت سیاسی مشروعیت از ریشه "شرع" گرفته شده است و این امر غالباً موجب سوء تفاهم می‌شود. چنین وضعیتی در زبان لاتین نیز مطرح است؛ چراکه معادل مشروعیت سیاسی واژه legitimacy می‌باشد که ریشه آن به معنای قانون است واز آن ریشه گرفته شده است و سبب می‌گردد ناخواسته بین قانون و اعتبار یک نظام سیاسی پیوند ذهنی برقرار شود. برخلاف ریشه‌های لغوی، این اصطلاح در مطالعات سیاسی لزوماً ارتباطی با شرع یا قانون ندارد. بلکه شرع و قانون یکی از معیارهای مختلف و چندگانه مشروعیت سیاسی هستند. در یک نگاه اجمالی، می‌توان مشروعیت سیاسی را چنین تعریف کرد: "مشروعیت سیاسی عبارتست از مبنا و معیاری که یک نظام سیاسی برای استفاده قهرآمیز از قدرت و زور داشته و حاکمان آن می‌توانند ادعای انحصار اطاعت مردم را از آنها داشته باشند. وجود چنین معیار توجیه‌کننده، سبب می‌شود مردم از فرامین حکومت اطاعت نمایند."[1] گونه شناسی مشروعیت سیاسی در طول تاریخ، نظریه‌های مختلفی برای مشروعیت سیاسی مطرح شده است. علت این اختلافات، پاسخ‌های مختلفی است که برای پرسش از حق حکمرانی بر دیگران داده شده است. در یک نگاه اجمالی این نظریه‌ها عبارتند از: 1.مشروعیت الهی. مشروعیت الهی بر حق الهی حاکمان برای حکومت بر مردم دلالت می‌کند. طبق این اصل، خداوند به عنوان خالق جهان هستی و پروردگار جهانیان، فرد یا افراد خاصی را برای حکومت بر مردم برگزیده است. هر چند در باره تفصیل این نظریه، دیدگاه‌های مختلفی شکل گرفته است، اما حق الهی انبیای الهی و بویژه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام، مصداق بارز این گونه از مشروعیت سیاسی در تفکر اسلامی است. 2. برتری ذاتی حاکمان. در برخی از نظریه‌های اشراف سالاری (آریستوکراسی) در یونان باستان، بر برتری ذاتی اشراف و حق آنها بر حکومت بر دیگران تأکید شده است. 3.مشروعیت مبتنی بر تغلب و زور. در این نوع مشروعیت، حاکم حق حکمرانی خویش را صرفاً با قهر و غلبه بر دیگران و به زور شمشیر به دست می‌آورد و دیگران را مطیع خویش می‌گرداند. 4.مشروعیت مبتنی بر سنت. در اینجا حاکمان صرفا بر اساس سنتهای رایج جامعه، حق حکمرانی را به دست می‌آورند. به عنوان نمونه حق فرزند ارشد ذکور در جانشینی شاه قبلی یکی از سنت‌های رایج در نظام‌های سلطنتی بوده است. 5.مشروعیت قراردادی. در نظام‌های مردم سالار غربی، مبنای مشروعیت حکومت‌ها صرف پذیرش عمومی و قرارداد اجتماعی است. در این نظام‌ها، خواست و اراده مردم، محور بوده و حاکمان از طریق انتخابات و با کسب رأی اکثریت در چارچوب قوانینی که مورد تأیید اکثریت جامعه باشند، حق حکومت می‌یابند. مبنای مشروعیت نظام سیاسی مهدوی بر اساس ادلّه متقن عقلی و دینی، مبنای مشروعیت نظام سیاسی مهدوی، "مشروعیت الهی" است. نظام سیاسی مهدوی، براساس اراده الهی شکل گرفته و نظام موعود الهی برای سعادت بشر می‌باشد. برخی از مهمترین ادله مطرح برای این مشروعیت عبارتند از: الف) دلیل عقلانی مشروعیت الهی نظام مهدوی: براساس مبانی فکری توحیدی، خداوند خالق جهان هستی بوده و با علم مطلق و حکمت خویش به تدبیر جهان هستی می‌پردازد. توحید، عرصه بسیار گسترده‌ای داشته و در نتیجه انسان موحد در تمامی امور خویش، دل به خداوند متعال می‌سپارد. یک موحد، علاوه بر توحید ذاتی، توحید را در عرصه‌های مختلفی چون توحید افعالی، توحید در تشریع و توحید در حاکمیت می‌پذیرد.[2] بر این اساس، حکومت جهانی موعود ـ به عنوان حکومتی که مظهر تام پیروزی حق بر باطل می‌باشد ـ از منظر تفکر توحیدی، مبتنی بر اراده و حاکمیت الهی خواهد بود و چنین مبنایی جز با مشروعیت الهی سازگار نیست. این مسأله در نظریه امامت شیعی کاملاً پذیرفته شده است. ب) دلایل نقلی مشروعیت الهی نظام مهدوی: درباره دلایل نقلی مشروعیت الهیِ نظام سیاسی مهدوی، ادله بسیار زیادی در متون اسلامی می‌توان یافت. تمام ادلّه‌ای که از سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم برای امامت اقامه شده‌اند، بر چنین مشروعیتی دلالت دارند. اما مهمترین ادلّه را در این اختصار اینگونه می‌توان ذکر کرد: خداوند متعال در قرآن کریم، امامت و وراثت صالحان را بر روی زمین، یک اراده تخلف ناپذیر الهی خوانده است: وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین؛ "ما مى‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم"[3] همچنین در جای دیگری از قرآن، این امر، یک وعده الهی معرفی شده است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْض‌[4]. طبق این آیه، خداوند وعده داده است که مؤمنانِ دارای عمل صالح را حاکم بر زمین قرار دهد. در احادیث اسلامی نیز بر این امر تصریح شده است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث مشهور خویش، برانگیخته شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به خداوند نسبت داده است: "اگر از دنیا فقط یک روز باقی ماند خداوند مردی از اهل بیتم را برانگیخته ، زمین را از عدل و داد آکنده سازد ..".[5] به لحاظ عملکردی نیز، عملکرد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس احیای کتاب الهی و سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم و متحد کردن ملت‌ها و امت‌ها تحت دین اسلام خواهد بود. امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: "به خدا سوگند ای مفضل که او (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ) اختلاف میان ملت ها و ادیان را بر می‌چیند و دین، "واحد" می شود همان گونه که خدا فرموده است: دین (حقیقی) در نزد خدا، اسلام است".[6] *.استاد یار علوم سیاسی دانشگاه باقر العلوم علیه السلام. 1. "جین همپتن" با تمرکز بر مسأله حق فرمانروایی، مشروعیت سیاسی را در ذیل حق فرمانروایی به شیوه‌ای مشابه تعریف کرده است. نک: جین همپتن، فلسفه سیاسی، ترجمه خشایار دیهیمی، تهران، طرح نو، 1380. [2]. نک: آیت الله جوادی آملی، توحید در قرآن، قم، نشر اسراء، 1385. .[3]سوره قصص،آیه 5. [4] .سوره نورآیه55. [5].علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 36، ص 368. [6]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 4. ...................................................................................... منبع: مجله امان ، شماره 8
مجله امان ، شماره 8

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS