دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراتب انگیزه های مخاطبان پیام دین

وقتی اعضای یک خانواده در برابر تلویزیون قرار می‌گیرند، واکنشی متفاوت و متضاد در برابر پخش مستقیم یک بازی حساس فوتبال از خود نشان می‌دهند.
مراتب انگیزه های مخاطبان پیام دین
مراتب انگیزه های مخاطبان پیام دین
نویسنده: اسماعیل نجفی

وقتی اعضای یک خانواده در برابر تلویزیون قرار می‌گیرند، واکنشی متفاوت و متضاد در برابر پخش مستقیم یک بازی حساس فوتبال از خود نشان می‌دهند. دست کم می‌توان چهارنوع واکنش را شناسایی کرد. یکی از اعضا ممکن است به شدت نسبت به آن واکنش نشان دهد و بخواهد برنامه‌ای دیگر غیر از فوتبال را تماشا کند.

نفر دوم، به تماشای فوتبال می‌نشیند و از آن لذت می‌برد، ولی به تکنیک‌ها و روش‌هایی که در فوتبال به کار گرفته می‌شود، اصلا توجه ندارد و تنها می‌خواهد وقتش را پرکند و سرگرم شود و تفریحی داشته باشد.

نفر سوم، از تماشای فوتبال لذت می‌برد و به تکنیک‌های آن هم توجه دارد، ولی بر این باور است که کلاس تکنیک‌های آنان بسیار فراتر از آن است که بتوان آموزش دید و انجام داد.

نفر چهارم، نه تنها از تماشای فوتبال لذت می‌برد و به تکنیک‌های آن توجه دارد، بلکه چنان به آن تکنیک‌های اعمال شده دربازی می‌نگرد که از آن درس بگیرد و در مدرسه آن را به کار برد.

رستگاران قرآنی

کسانی که با پیام دین مواجه می‌شوند، از نظر سطوح انگیزه ای به این چهار دسته تقسیم می‌شوند. برخی اصولاً با هر آن چه نام دین دارد، مخالفت می‌ورزند و راه‌های شنیدن و گوش دادن برپیام‌های دین را می‌گیرند و در مقام انکار بر می‌آیند. این دسته کافرانی هستند که اصولاً دین ستیزی بدون هیچ دلیل و انگیزه‌ای منطقی و عقلانی در آنان، اصل عمل و حرکت است.

دسته دوم کسانی هستند که به ظواهر دینی چون مراسم عاشورایی و تسبیح و زیارت و مانند آن که هزینه‌ای هم ندارد و به زندگی آنان خللی وارد نمی‌سازد وحتی آنان را سرگرم و اوقات فراغت شان را پر می‌کند، می‌نگرند و زیارت برای ایشان چیزی جز مفهوم سیاحت را ندارد.

دسته سوم، کسانی هستند که دین را دوست دارند، ولی وقتی به الگوها و اسوه‌های آن می‌نگرند، با یک جداسازی منطقی آنان را از دایره توان و هدف خویش خارج می‌کنند و می‌گویند: فاطمه فاطمه است وعلی علی است ما را چه رسد به اینان. بنابراین، آنان را نه تنها بشری همانند خود نمی‌دانند که متاله و خدایی شده‌اند، بلکه معجزه و استثناهایی می‌شمارند که از بالا انتخاب شده‌اند و از دایره اسوه والگو خارج می‌شوند.

دسته چهارم براین باورند که سبک زندگی آنان همان سبکی است که به عنوان اسوه و الگو معرفی شده است. (احزاب ، آیه 21) بنابراین، نه تنها به همه جزئیات زندگی و سنت و سیره و آموزه‌های گفتاری و رفتاری و تقریری آنان توجه دارند، بلکه می‌کوشند تا آن‌ها را به عینه در زندگی خویش به کار گیرند.

به نظر می‌رسد که از نظر قرآن تنها این دسته چهارم هستند که رستگار می‌شوند و به سبب انگیزه قوی می‌توانند خدایی و متاله شده و از سبک زندگی رهبرانی چون رسول الله و امامان (ع) سود برند. امید آنکه با این انگیزه، درد دین داشته باشیم نه مانند سه گروه نخست که یا گمراهند یا مغضوب و یا از دایره هدایت و صراط مستقیم الهی دورند.

مقاله

نویسنده اسماعیل نجفی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS