دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مرگ رهبر اصلاحات در شوروی

No image
مرگ رهبر اصلاحات در شوروی

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: 20/6/1396

نيكيتا سرگئي يوويچ خروشچف، رهبر پيشين اتحاد جماهير شوروي سابق و پدر اصلاحات سياسي و اقتصادي اين كشور، 11 سپتامبر 1971 در 77 سالگي درگذشت. خروشچف زاده اوكراين بود. وي پس از طي تحصيلات خود، در جريان انقلاب اكتبر 1917م در كنار لنين و يارانش قرار گرفت و از 1929م دبير حزب كمونيست در مسكو شد. خروشچف در سال‌های بعد، مدارج ترقي در حزب كمونيست را پيمود و پس از مرگ استالين، در سال 1953م به مقام دبير اولي حزب كمونيست شوروي سابق و در واقع رهبري اين كشور نائل آمد، مقامي كه استالين، 30 سال در اختيار داشت.

شهرت خروشچف در تاريخ شوروي، بيشتر به سبب افشاگري مهمي بود كه پس از مرگ استالين عليه او در اين كشور كرد و پرده از جنايات بي‌رحمانه‌اش برداشت. خروشچف در كنگره بيستم حزب كمونيست به تشريح جزئيات وحشتناك شكنجه و قتل عام مردم بي‌گناه در دوران استالين پرداخت و قساوت‌هايى را كه استالين سال‌ها در انكار آن كوشيده بود مطرح كرد. او در ادامه سياست استالين‌زدايى، بسياري از اردوگاه‌هاي كار اجباري را تعطيل كرد و صدها هزار زنداني دوران استالين را گروه گروه آزاد ساخت. در آن نشست هیات‌های نمایندگی احزاب کمونیست و کارگری از ۵۵ کشور خارجی و در مجموع ۱۴۳۶ نفر حضور داشتند. حزب توده هم «احمد قاسمی»، «غلامحسین فروتن» و «رضا رادمنش» را به کنگره بیستم فرستاده بود. خروشچف در دوران زمامداری خود بودجه نظامي را كاهش داد و به تأمين رفاه و آسايش سياسي و اجتماعي مردم پرداخت. همچنين به مطبوعات نيز آزادي نسبي اعطا كرد و به آنان اجازه داد تا از دولت انتقاد كنند. در ادامه سياست استالين‌زدايى، خروشچف بيش از نيمي از دبيران اول حزب كمونيست شوروي را از كار بركنار كرد.

او با طرح دكترين هم‌زيستي مسالمت‌آميز با غرب، جنگ سرد را تخفيف داد ولي مخالفت چين را برانگيخت كه به‌ ويژه با ممانعت صدور تكنولوژي هسته‌اي شوروي به چين، دامنه آن بالا گرفت. ادامه اختلافات خروشچف با حاكميت چين، ضربه بزرگي بر اقتدار وي وارد آورد. همچنين سازش خروشچف با آمريكا بر سر بحران موشكي كوبا و نيز شكست برنامه‌هاي توسعه كشاورزي او، موقعيت وي را بيش از پيش تضعيف كرد. با تضعيف موقعيت داخلي و بين‌المللي خروشچف و تشديد حملات چيني‌ها به رهبر شوروي كه ديگر علناً او را به تجديدنظرطلبي و خيانت به آرمان كمونيسم متهم مي‌ساختند، از اواسط سال 1964م، توطئه‌اي عليه خروشچف در كميته مركزي حزب كمونيست شوروي شكل گرفت و هنگامي كه خروشچف در اكتبر 1964م براي استراحت به سواحل كريمه رفته بود در 15 اكتبر 1964م در جريان جلسه حزب كمونيست شوروي از همه مشاغل حزبي و دولتي‌اش بر كنار شد و پس از وي لئونيد برژنف كه تمام نفوذ و قدرت خود را مرهون حمايت‌هاي ويژه خروشچف بود، به دبير كلي حزب كمونيست شوروي و رهبري اين كشور منصوب شد. به این ترتیب خروشچف تا پایان عمر از سیاست رسمی برکنار ماند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS