دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشارکت آگاهانه و مستمر

No image
مشارکت آگاهانه و مستمر

مشاركت آگاهانه و مستمر

علی خانی

مشارکت مردم و حضور آنها در عرصه‌های مختلف ادارة جامعه یکی از اساسی ترین پایه‌های ثبات و استواری هر نظام سیاسی، است. تفکیک نظام‌های سیاسی حاکم بر جوامع بشری به «دموکراتیک» و «غیردموکراتیک»، بر اساس میزان مشارکت و نقش مردم در حکومت و امور جامعه و عدم آن، قابل ارزیابی است. محصور نبودن اسلام در بعد فردی و تاکید فراوان این دین توحیدی بر مسئولیت اجتماعی هر فرد مسلمان، اهتمام ویژه به فریضة امر به معروف و نهی از منکر، لزوم پاسخگو بودن زمامداران در برابر مردم، توجه به شورا و مشورت در تصمیم گیریهای حکومتی و ... در نهادینه کردن حضور مردم در عرصه‌های مختلف اجتماعی، زمینه و فضای بسیار مساعدی را فراهم نموده است. بینش سیاسی اسلام، با تبیین این حقیقت که «حکومت به خود مردم تعلق دارد و حاکمان، امانتدارانی بیش نیستند»، مردم را بیگانه از حکومت و حکومت را تافته جدا بافته از مردم نمی‌داند و به هر یک از آحاد مردم، به دید مسئول نگریسته، حضور و مشارکت همه جانبه آنها را در تعیین سرنوشت خود و حفظ و حراست از آن، الزامی می‌داند.

در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز که مبتنی بر مردمسالاری دینی و بر پایة اندیشه و تعالیم اسلامی بنا شده است، حق مردم در تعیین سرنوشت خویش، از اصول مسلم و غیر قابل انکار است، که البته استیفاء این حق، مستلزم مشارکت مردم و حضور آنها در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی می‌باشد. در اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز، دارا بودن حق تعیین سرنوشت، از جمله اصولی است که مورد تاکید و توجه ایشان بوده است: «از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد. ... ماهیت حکومت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومت قرار داده است، با اتکا به آرای عمومی ملت، حکومت تشکیل شده و مجری احکام اسلام می‌باشد.

تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم نقشی در تعیین سرنوشت خود نداشتند. رژیم پهلوی چه در قانون و چه در عمل، نقش قابل توجه و موثری برای مردم در نظر نگرفته بود و آرا و نظرات مردم برای آنها ارزشی نداشت. اصولادر رژیم‌های سلطنتی مردم نقش و جایگاه موثری در ساختار حکومتی و تعیین مقامات بلندپایه کشور و نیز تصمیم گیریهای مهم و کلان حکومت ندارند.

اما به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به این سیاست و بینش پایان داده شد. این دستاورد بزرگ انقلاب موجب گردید، مردم نقش اصلی و تعیین کننده ای در مهمترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه پرسیها و نیز اداره کشور داشته باشند.

اصل اول قانون اساسی که بیان کننده نوع حکومت می‌باشد، تصریح به جمهوریت نظام دارد. در مورد جمهوریت و نقش اساسی مردم در اداره امور کشور قانون اساسی دولت را ملزم به مشارکت دادن مردم در سرنوشت خود کرده است. در بند 8 اصل سوم قانون اساسی که وظایف کلان دولت را مشخص کرده است، چنین آمده است: «مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش». در همین رابطه اصل ششم قانون اساسی نیز مقرر می‌دارد: «در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آرای عمومی اداره شود از راه انتخابات، انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد».

به برکت پیروزی انقلاب اسلامی این دستاورد ارزشمند حاصل شد که حکومت و دولت برای حل مشکلات مهم کشور، متکی به مردم باشد. تجربه عملی سه دهه گذشته نیز نشان می‌دهد که حضور آگاهانه مردم در صحنه‌های مختلف، ضمن تقویت ارکان نظام، موجب رفع مشکلات و احیاناً بحران‌های حادث شده بوده است.

حضور مردم در جبهه‌های جنگ تحمیلی، حضور جدی در انتخابات، مقابله با تحریمهای اقتصادی، رفع غائله 18 تیر، حضور در راهپیمایی 9 دی امسال و حضور میلیونی در راهپیمایی 22 بهمن 88 تنها نمونه‌هایی از مشارکت مردم و حضور مستمر آنان در حمایت از ولایت فقیه، نظام مقدس جمهوری اسلامی و آرمانهای امام و انقلاب است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS