دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشاور امین و کاردان

No image
مشاور امین و کاردان

مشاور امین و کاردان

آیت الله سلطانى علاوه بر قرابت نسبى با آیت الله بروجردى، در برخى از امور اجتماعى، سیاسى و حوزوى، مشاورى امین، لایق، دلسوز و کاردان براى آن مرجع والامقام شیعه به شمار مى آمد. سلامت نفس، ابتکار و نواندیشى، خلاّقیت، مسئولیت پذیرى و امانت دارى همراه با تقواى فوق العاده، وى را در شمار برجسته ترین اصحاب و یاران نزدیک آیت الله بروجردى در آورده بود. او در بسیارى ازمسائل و معضلات اجتماعى و سیاسى نیز از مشاوران امین آن مرجع به شمار آمده و در حلّ آن مشکلات، به وى کمک و مدد مى رسانده است کمک به طلاّب مستعد و نیازمند، شناسایى عالمان متّقى و برجسته و آشنا به متون و زمان، جهت اعزام به مناطق گوناگون، رسیدگى به امور امتحانات طلاّب و ساماندهى حوزه، ملّى شدن صنعت نفت و کیفیت برخورد وى با آن، فدائیان اسلام، وحدت شیعه و سنى و... نمونه اى از این مسائل است. وى درباره فدائیان اسلام مى گوید:

«موضوع دیگرى که به نظر من مسئله بغرنجى است و شاید براى برخى چندان روشن نباشد، موضع آیت الله بروجردى در برابر فدائیان اسلام است یعنى چگونه با بودن ایشان. یک عدّه از سادات که به حمایت دین قیام کرده بودند، دستگیر و کشته شدندآیا تمکن آن را نداشت که جلوى کشته شدن آنان را بگیرد؟ آیا در این رابطه تلاش کرد و موفق نشدیا خیر اصلاً تلاش نکرد؟ اینها سئوالاتى است که بسیارى از افراد دارند. براى این که واقعیت روشن شود، توضیح مى دهم حضرت امام براى کمک به آنان، مخصوصاً آزادى شان خیلى مى کوشید. من یک شب ماه مبارک رمضان، از سر شب تا صبح، با مرحوم نوّاب صفوى صحبت کردم و آنچه را آیت الله بروجردى نمى پسندیدند، به ایشان تذکر دادم. از فدائیان اسلام، پیش آیت الله بروجردى شکایت زیادى مى شدالبتّه معلوم نبود همه این نامه ها واقعیت داشته باشدخصوصاً راجع به کمک مالى و نیز فدائیان اسلام، مدرسه فیضیه را محل سخنرانى و فعالیّت خود قرار داده بودند. هر چه به ایشان تذکّر داده مى شد که مدرسه محلّ تحصیل است نه جاى این کارها، اثر نمى کرد. از ایشان، بسیار شکایت مى شد. این امور براى بدبین کردن آیت الله بروجردى نسبت به ایشان بسیار مؤثر بود. خلاصه به ایشان گفتم: بعضى از کارها، باعث انزجار از شما مى شودلذا آیت الله بروحردى از شما رنجیده اندبه صلاح شما نیست که با آیت الله بروجردى مخالفت کنید. این مثل آن مى ماند که در داخل کشتى، با ناخداى کشتى در بیفتید. فدائیان اسلام در برخى از کارها دخالت مى کردند و بعضى از اقدام هایى را انجام مى دادند که به نظر آیت الله بروجردى مصلحت نبود.

خلاصه در این رابطه با آیت الله بروجردى زیاد صحبت کردم. حال دشمنان دانا و یا دوستان نادان به ایشان باورانده بودند که دولت این آقایان را نمى کشد و یا قدرتش را ندارد و یا این که مصلحت دولت اقتضاء نمى کندلذا آیت الله بروجردى یقین داشت که این آقایان را نمى کشند. من هم، در اثر شدّت اطمینان ایشان، احتمال چندانى نمى دادم که چنین کارى بشودالبتّه مسائلى پیش مى آمد که براى بد بین کردن آیت الله بروجردى به ایشان مؤثّر بودحال واقعیت داشت یا نه، کار دسیسه دیگران بود یا نه، درست روشن نیست. در امر فداییان اسلام بسیار کوشا بودم البته مقدارى هم به خاطر امام خمینى. در هر فرصتى که خدمت آیت الله بروجردى مى رسیدم، راجع به این موضوع صحبت مى کردم. بسیار اظهار مى کردم که دولت ممکن است این آقایان را بکشدامّا آیت الله بروجردى ذرّه اى احتمال این را نمى دادند و اگر کمترین احتمال را مى دادند، حتماً اقدام مى کردند. ایشان چون هرگز احتمال کشتن آنان را نمى داد، لذا مى فرمود: نیازى به اقدام نیست به هر حال این اشتباه در ذهن ایشان رفته بود. خلاصه قتل آنان به وقوع پیوست و جاى بسیار تأسف دارد[13]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS