دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشروعیت Iegitimacy

No image
مشروعیت Iegitimacy

كلمات كليدي : مشروعيت، حاكميت، مشروعيت عقلايي – قانوني، مشروعيت سنتي، مشروعيت كاريزمايي

مشروعیت یعنی کیفیت ارزیابی شدن مثبت، اعتبار قانونی یافتن و مورد قبول قرار گرفتن از جانب یکایک حکمرانان، نهادها و نهضت‌های سیاسی و از طریق نظام‌های مرجعیت به واسطه انطباق این‌گونه نهادها و نظام‌های مرجعیت با قانون، اصل یا منبع ایجاد مرجعیت و اقتدار است.

مشروعیت، استحقاق یا اجازه حکومت کردن است که مورد قبول عام باشد. ماتید دوگان در توضیح معنای مشروعیت می‌گوید:

«مشروعیت، باور بدین امر است که اقتدار حاکم بر هر کشور مفروض، محق است فرمان صادر کند و شهروندان موظفند به آن گردن نهند»

موضوع مشروعیت، در بحث از تداوم و بقای یک حاکمیت مطرح می‌شود یعنی باور به حاکمیت، موظف بودن به اطاعت، حق داشتن حاکمیت در اعمال سلطه و وظیفه مردم در قبول سلطه. بنا به تعبیری، مشروعیت هم در پیدایش و هم در مرحله بقای حاکمیت مورد توجه است که باور و پذیرش مردم در آن شرط است.

به‌طور نظری چگونگی تحقق یک نظام سیاسی، بر پایه باورها و هنجارهای رایج و شایع در جامعه، شقّ دیگری از مسأله در آن نظام است و معنا و مفاد مشروعیت، شامل باورها و ارزش‌های یک جامعه نسبت به نحوه مقبول به ظهور رسیدن آن نظام سیاسی نیز می‌گردد. بنابراین مشروعیت بیش از آن‌که امری عینی باشد، امری ذهنی است و بنا به باروها و ذهنیت‌های گوناگون حکومت شوندگان در جوامع مختلف، اشکال گوناگونی به خود می‌گیرد.

قائل شدن به پایه‌های عینی و مورد قبول همگان برای مشروعیت امری است که تنها به نحو انتزاعی متصور است و در مقام تحقق خارجی و در وجه انضمامی متصور است، زیرا در تتحقق خارجی، مبانی ارزشی مورد توافقی وجود ندارد و تنها فرایند مشروعیت‌یابی و سنجش میزان تعهد پیروان (Commit ment) و بررسی علل از میان رفتن مشروعیت و ...... قابل بازشناسی است. دیگر آن‌که مشروعیت مفهوم مطلق و متصلب نیست، بلکه امری تشکیکی و ذومراتب است. بحث از وجود و عدم وجود مشروعیت در جوامع کمتر است؛ بلکه بحث بر سر فزونی و کاستی و حداقل و حداکثر آن است.

انواع مشروعیت

مشروعیت با توجه به نوع باروهای پدید آمده نسبت به حاکمیت و بنیاد اعتقادات جامعه نسبت به نظام سیاسی به انواع و دسته‌هایی تقسیم پذیر است. ماکس وبر به سه نوع مشروعیت قائل است:

1- مشروعیت عقلایی – قانونی: که مبتنی بر اعتقاد به قانونی بودن مقررات موجود و حق اعمال سیادت کسانی است که مقررات مزبور، آن‌ها را برای اعمال سیادت فرا خوانده‌اند.

2- مشروعیت سنتی: که مبتنی بر اعتقاد متداول به تقدس سنت‌هایی است که از قدیم اعتبار داشته‌اند و مشروعیت کسانی که این سنت‌ها آنان را مأمور و مجاز به اعمال سیادت کند.

3- مشروعیت کاریزمایی: که مبتنی است بر فرمانبرداری غیر عادی و استثنایی از یک فرد به خاطر تقدس، قهرمانی و یا سرمشق بودن وی و اطاعت از نظامی که او ایجاد کرده یا به شکل وحی بر او نازل شده و ایثار در برابر او و نظامش.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS