دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم «لقاءالله» (پرسش و پاسخ)

ملاقات با خدا که در آموزه‌های وحیانی بسیار بر آن تأکید شده است چگونه حاصل می‌شود و منظور از آن چیست؟
مفهوم «لقاءالله» (پرسش و پاسخ)
مفهوم «لقاءالله» (پرسش و پاسخ)

مفهوم «لقاءالله» (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: چهارشنبه 19 اردیبهشت ماه 1397

پرسش:

ملاقات با خدا که در آموزه‌های وحیانی بسیار بر آن تأکید شده است چگونه حاصل می‌شود و منظور از آن چیست؟

پاسخ:

در آیات متعددی از قرآن مجید که اشاره به قیامت و رستاخیز می‌کند تعبیر به «لقاءالله» یا «لقاء رب» آمده است. این تعبیر بسیار پرمعنا و عمیق است، هر چند جمعی از مفسران با تعابیری بسیار ساده از کنار آن گذشته‌اند:

1- گاه گفته‌اند که منظور از «لقاءالله» ملاقات فرشتگان خدا در قیامت است.

2- گاه گفته‌اند منظور ملاقات حساب و جزا و ثواب او است.

3- و گاه گفته‌اند به معنی ملاقات حکم و فرمان او است.

و به این ترتیب هر کدام کلمه‌ای را در تقدیر گرفته‌اند، در حالی که می‌دانیم تقدیر برخلاف اصل است و تا دلیلی بر آن نباشد باید از آن پرهیز کرد.

بدون شک منظور از «لقاءالله» ملاقات حسی پروردگار نیست، چرا که ملاقات حسی تنها در مورد اجسام است که دارای مکان، زمان و رنگ و کیفیات دیگرند، به طوری که می‌توان آنها را با چشم ظاهر دید. بلکه منظور یک شهود باطنی و دیدار و ملاقات روحانی و معنوی با خداست، زیرا در قیامت حجاب‌ها کنار می‌روند و آثار خداوند چنان در عرصه محشر و تمام صحنه‌ها و مواقف قیامت ظاهر و آشکار می‌گردد که همه کس حتی کافران خدا را با چشم دل می‌بینند و او را دیدار می‌کنند (هر چند مراتب این دیدارها متفاوت (است) مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چنین می‌گوید: بندگان خدا (روز قیامت) در شرایطی قرار می‌گیرند که حجابی میان آنها و پروردگارشان نیست، زیرا طبیعت روز قیامت، بروز و ظهور حقایق است همان‌گونه که در آیه 25 سوره نور آمده است: «و یعلمون ان‌الله هوالحق المبین» در آن روز می‌دانند که خداوند حق آشکار است» (تفسیر المیزان، ج 15، ص 103) آری روز رستاخیز روز برطرف شدن حجاب‌ها و کنار رفتن پرده‌ها، و ظهور آیات حق و تجلی خداوند بر قلوب است، و هر کسی به فراخور حال خود مطلب را در سطوح مختلف درک می‌کند، و همان گونه که گفتیم شهود باطنی اولیاءالله در قیامت با افراد عادی بسیار متفاوت و مختلف است. فخر راضی در تفسیرش بیان جالبی در اینجا دارد و می‌گوید: انسان در این دنیا به خاطر غرق شدن در امور مادی و تلاش برای معاش غالباً از خدا غافل می‌شود، ولی در قیامت که همه این شواغل فکری برطرف می‌گردد، انسان با تمام وجودش متوجه پروردگار عالم می‌شود، و این است معنی «لقاءالله» (تفسیر نمونه، ج 17، ص 359)

البته این حالت ممکن است بر اثر پاکی و تقوا و عبادت و تهذیب نفس در این دنیا برای گروهی پیدا شود. چنانکه در نهج‌البلاغه می‌خوانیم: یکی از دوستان دانشمند امام علی(ع) به نام «ذعلب یمانی» از امام(ع) سؤال کرد: «هل رأیت ربک؟» آیا خدای خود را دیده‌ای؟ امام فرمود: آیا خدایی را که نبینم پرستش می‌کنم؟ و هنگامی که او توضیح بیشتری خواست، امام اضافه کرد: لاتدرکه العیون بمشاهدةً العیان و لکن تدرکه القلوب بحقایق الایمان» چشم‌های ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلبها به وسیله نور ایمان او را درک می‌نمایند. (نهج‌البلاغه- خطبه 179)

آری این حالت شهود باطنی در قیامت برای همگان پیدا می‌شود، چرا که آثار عظمت و قدرت خداوند در آنجا آن چنان آشکار است که هر کور دلی هم ایمان قطعی پیدا می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS