دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منزلت والای بردباری

آنچه ذیلا بیان می‌شود گزیده‌ای از مواعظ جامع و وصایای بسیار سودمند پیامبر اعظم (ص) به ابوذر غفاری است.
No image
منزلت والای بردباری
نویسنده: مصطفی یاسینی

گزیده‌ای از وصایای پیامبر (ص) به ابوذر

آنچه ذیلا بیان می‌شود گزیده‌ای از مواعظ جامع و وصایای بسیار سودمند پیامبر اعظم (ص) به ابوذر غفاری است. متن این روایت با کمی تفاوت در کتابهای گرانسنگ «مکارم الاخلاق»، «امالی شیخ طوسی»، «مجموعه ورّام»، و در «بحارالانوار» ذکر شده است.

- یا اباذر؛ من لم یات یوم القیامه بثلاث فقد خسر. قلت: و ما الثلاث؟ فداک ابی و امی. قال: ورع یحجزه عما حرّم الله(عز و جل) علیه و حلم یردّ به جهل السفیه و خلق یداری به الناس...

ای ابوذر؛ هر کس در روز قیامت سه چیز به همراه نداشته باشد زیانکار است. ابوذر می‌گوید: پدر و مادرم فدایت باد آن سه چیز چیست؟ پیامبر در جواب می‌فرمایند: ورعی که او را از محرمات باز دارد، حلمی که با آن با نادانی سفیهان مقابله کند. اخلاق نیکو که با آن با مردم مدارا کند.

اولین ویژگی‌ای که اگر انسان به آن متصف نگردد در قیامت زیانکار می‌گردد، ورع است. ورع معمولابر ملکه تقوا اطلاق می‌گردد و نفس اجتناب از گناه را ورع نمی گویند. تعبیر حضرت در این فراز به وضوح بیان می‌کند که ورع بر ملکه نفسانی که مانع از دست یازیدن به گناه می‌شود اطلاق می‌گردد، بنابراین خاصیت ورع این است که انسان را از گناه باز می‌دارد و طبیعی است کسی که چنین ویژگی ای نداشته باشد، به گناهان آلوده می‌گردد و در نتیجه زیان می‌بیند و گرفتار جهنم می‌شود. ‌

دومین ویژگی ای که اتصاف به آن، انسان را از خسران و زیان روز قیامت حفظ می‌کند، حلم و بردباری است. در لغت آمده است که حلم کنترل کردن نفس از برانگیخته شدن قوه غضبی است. بی شک حلم و بردباری از صفات پسندیده و ارزنده است و از لشکریان عقل به شمار می‌رود، چه اینکه غضب که در برابر حلم قرار دارد، از لشکریان جهل است. معروف است که انسان در حال عصبانیت نه تصمیم بگیرد و نه تنبیه کند و نه اقدام کند که بعدا پشیمان خواهد شد زیرا آن سه در حال عصبانیت از کنترل عقل خارجند؛ چرا که در آن حال عقل انسان درست کار نمی کند؛ در حدیثی آمده است که قنبر از سوی نادانی مورد اهانت قرار گرفت و ناراحت شد و خواست جواب بدهد. حضرت علی(ع) فرمودند: «آهسته قنبر، دشنام دهنده خود را از روی بی اعتنایی رها کن تا خداوند رحمان خشنود و شیطان را غضبناک کنی و دشمنت را عقوبت کنی. قسم به خدایی که دانه را شکافت و انسانها را خلق کرد، مومن به چیزی بیش از حلم و بردباری پروردگارش را راضی نمی کند و به چیزی بیش از دم فرو بستن شیطان را ناراحت نمی کند و به چیزی بیش از سکوت احمق را عقوبت نمی کند»(بحارالانوار، ج71، ص 424). در بیان دیگری فرمودند: «لاشرف کالعلم و لاعز کالحلم؛ هیچ شرافت و بزرگی به مانند دانش نیست و هیچ ارجمندی مانند بردباری نیست»(نهج البلاغه، حکمت 109).‌

نظر به والایی صفت حلم و بردباری و نقش ارزنده آن در حفظ روابط صحیح اجتماعی و حفظ احترام متقابل انسانها، لازم است تک تک افراد جامعه به آن متصف گردند، بخصوص برای علما که نقش اصلاحی و تربیتی دارند عالمی که هدایتگر و اصلاح گر است اگر بخواهد در برابر رفتار ناشایست جاهلان مقابله به مثل کند برنامه‌های اصلاحی او بی اثر می‌ماند. از این جهت باید همواره علم خود را با حلم و بردباری قرین سازد تا به نتیجه درخور دست یابد. پس انسان باید در راه بیان حقایق دین و تبلیغ آن صبور و پرحوصله باشد و با توجه به این نکته که کارایی علم و تربیت بدون حلم میسر نیست، پیامبر (ص) می‌فرمایند: «ولذی نفسی بیده ما جمع شیء الی شیء من حلم الی علم؛ قسم به خدایی که جانم در اختیار اوست جمع و ضمیمه نشد چیزی با چیز دیگر بهتر از جمع شدن حلم با علم»(بحارالانوار، ج2، ص 46). آری، حلم و بردباری در زمره بالاترین کمالات نفسانی پس از علم است و چنانکه گفتیم علم بدون آن سود نمی‌بخشد. از این رو در برخی موارد وقتی از علم ستایش می‌شود، حلم نیز با آن ذکر می‌شود و در واقع، حلم و علم به عنوان دو عنصر ارزشمندی که قرین و مکمل همند ذکر می‌گردند، لذا پیامبر(ص) می‌فرماید: «اللهم اغننی بالعلم و زینی بالحلم؛ خداوندا مرا به سبب علم بی نیاز کن و با حلم زینت بخش»(همان، ج97، ص 368). مسلما کسی که حلم و بردباری را زینت خود قرار می‌دهد، در مراحل بحرانی که آتش کینه و عداوت از درون هر کسی شعله می‌کشد، بهترین شیوه رحیمانه و رافت آمیز را پیش می‌گیرد و حلم و بردباری او را از شعله ور ساختن آتش کینه و غضب باز می‌دارد.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS