دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا(ع)

No image
منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا(ع)

يكي از سؤالاتي كه پيرامون واقعه كربلا وجود دارد، علت کم بودن یاران و سربازان حضرت سيدالشهدا (ع) در برابر دشمنان دين بود. از یک سو وجود هجده هزار نامه شيعيان كوفه در بيعت با حضرت سيدالشهدا (ع) و از سوي ديگر قدرت ولايت و معنویت ايشان بر اين شبهه دامن زده بود؛ اما با كمي تأمل در اوضاع سياسي و اجتماعي عصر حضرت سيدالشهدا (ع) مي‌توان به این سؤال پاسخ گفت. پس از تشكيل سقيفه بني‌ساعده، خلافت و حكومت ظاهري به سمت مقام‌خواهان و شهوت‌پرستان منحرف شد؛ آنان با سوء استفاده از عناوين مذهبي، مردم را در جهل و ناداني فرو برده بودند. سردمداران و حاكمان اموي با حيله‌هاي فراوان توانستند ساليان بسياري بر مردم حكومت كنند. سردمداران در اين راستا از دو روش به طور ماهرانه استفاده كردند. اول: از فقر مردم سوء استفاده كرده و آنان را با ثروت فراوان تطميع ‌كردند. دوم: از قدرت نظامي خود نهايت بهره را برده و اجازه قيام يا شورش را به مردم نمي‌دادند و در دل‌هاي آنان رعب و وحشت ايجاد مي‌كردند.با اين شرایط اسفناك، تنها هفتاد و دو تن از شيعيان حقيقي بودند كه از ثروت و مقام دنيوي كناره‌گيري كرده و به جاي آن به بالاترين مقامات اخروي می‌اندیشیدند. از ميان اين هفتاد و دو نفر، تنها هفده نفر از فرزندان و خاندان حضرت سيدالشهدا(ع) و بقيه افرادي بودند كه بر حسب ظاهر و نَسَب، با حضرت نسبتي نداشتند؛ اما در واقع همچون نور واحدي شده بودند كه در آسمان معرفت مي‌درخشيدند و عالم را با نور خود روشن مي‌ساختند.

اوضاع فرهنگی عصر امام حسین (ع)

يكى از بهترين و مؤثرترين روش‌ها براى به دست آوردن حكومت و در اختيار گرفتن زمام امور مردم جوامع، تغيير و دگرگونى در فرهنگ آنهاست؛ زيرا مردم نمى‌توانند حكومتى كه با فرهنگ آنان ناسازگار است را به رسميت بشناسند. اين نكته از ديد عناصر فاسد و بيمار پنهان نمانده است و بدان توجه می‌کنند. افرادى كه بيماردل، جاه طلب و با هدايت و رستگاری انسان‌ها مخالف بودند؛ مى‌دانستند که براى خارج كردن خلافت اسلامى از مسير صحيح آن و جلوگيرى از هدايت مردم تنها نفوذ در صفوف مسلمانان كافى نيست؛ بلكه بايد فرهنگ آنان را دگرگون كنند تا بتوانند در باورهاى مردم تغييرات اساسى ايجاد نمايند. آنها همچنين آگاه بودند كه كار مشكلى پيش رو دارند؛ زيرا هنوز صحابه‌ پيامبر اكرم (ص) ميان مردم حضور داشتند و احكامى را كه از حضرت رسول (ص) اخذ نموده بودند براى مردم بيان مى‌كردند، لذا آنان نمى‌توانستند بپذيرند که غاصبان حق ولایت و امامت زمام جامعه‌ اسلامى را به دست گيرند. معاويه تا سال هشتم هجرى در مقابل مسلمانان قرار داشت و عليه مسلمانان مى‌جنگيد. در جنگ احزاب و خندق معاويه، پدرش، عمو و همه قبيله‌اش عليه مسلمانان مى‌جنگيدند، پس مسلمانان چگونه مى‌توانستند به آسانی بپذيرند! بسیار عجیب است که چنين شخصى خلافت و عمارت را به عهده گيرد؟!تبديل و تبدل عقايد به حدى ميان مردم شايع شد كه به يك اصطلاح تبديل شده بود؛ لذا اگر شخصى كه با پيامبر (ص) مخالف بود و پس از مدتى در صفوف مسلمانان ديده مى‌شد، در مورد او مى‌گفتند:«انّه بدّل وأحدث»پس از رحلت جانگداز رسول خاتم (ص) و تشكيل سقيفه بني ساعده، شرایط سختي در جامعه اسلامي حكم‌فرما بود. به عبارت ديگر زمينه پيدايش واقعه جانگداز كربلا از سقيفه بني ساعده آغاز شد و ولايت را از اميرمؤمنان علی (ع) غصب كرده و دين اسلام را به انحراف كشاندند؛ در روز سقيفه تيري از دشمنان دين پرتاب شد كه در سرزمين كربلا به قلب نازنین امام حسين (ع) اصابت كرد.آنان عذاب الهي را به جان خريده و لعنت ابدي شيعيان را تا روز قيامت به همراه دارند. در طول تاريخ همواره مرداني بوده‌اند كه مدافع پيامبران و اديان الهي بوده و با بذل جان و مال خود توانستند رضايت الهي را براي خود به ارمغان بياورند. اما بعضي از افراد به مقاماتي رسيده بودند كه امامان معصوم، مي‌توانستند گوشه‌اي از اسرار و حقايق را به آنان بگويند. از اين افراد مي‌توان به سلمان فارسي، ابوذر، كميل بن زياد و زراره بن اعين اشاره نمود که در اين ميان عده‌ای به اوج معرفت رسيده و در شرایط حساس، امام زمان خود را تنها نگذاشتند. آنان شيرمرداني بودند كه در عرصه عرفان و امام‌شناسي، گوي سبقت را از همگان ربوده و به قله رفيع سعادتمندي و رستگاري رسيدند. بدون ترديد، ياران و اصحاب حضرت سيدالشهدا (ع) جزو اين افراد بودند.آنان با استقامتی بی‌نظیر، درون و نفس خود را با آتش عشق امام حسين (ع) شعله‌ور كرده و تا روز قيامت شجاعت و رادمردي را به انسان‌هاي آزاده آموختند.

ياران ابی عبدا... (ع) در قله افتخار

يكي از مسائلی كه عقول بشری را متحير و سرگردان كرده است، جان‌فشاني یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا بود. بعد از آنكه حضرت سيدالشهدا (ع) شب عاشورا را براي انجام عبادت الهي از دشمن مهلت گرفتند، اصحاب خود را جمع نمود و در ضمن خطبه‌اي غراء به آنان فرمود: «من بيعتم را از شما برداشتم؛ شما آزاد هستيد، از تاريكي شب استفاده كنيد و به جاهاي دور دست فرار كنيد؛ آنان مرا مي‌خواهند و با شما كاري ندارند.» حتي حضرت دستور دادند شمع‌ها و چراغ‌ها را خاموش كنند تا كسي براي فرار خجالت نكشد. اما تك تك اصحاب، وفاداري خود را به حضرت نشان داده و هرگز از ياري امام خویش دست برنداشتند؛ آنگاه که مسلم بن عوسجه به حضرت عرض كرد: «اگر دشمن سلاح‌هاي مرا از من بگيرد، با سنگ به آنان حمله مي‌كنم تا كشته شوم.» سپس سعيد بن عبدا... حنفي برخاست و به حضرت عرض كرد: «اگر مرا هفتاد مرتبه سوزانده و زنده كنند، هرگز از ياري شما دست برنمي‌دارم.» آنان با ايمانی راسخ و استقامتی بي‌نظير به پرتوي از نور الهي تبديل شدند كه به کهکشان نور پروردگار (حضرت سيدالشهدا (ع) ) پيوستند.

معرفت، رمز استقامت یاران امام حسین (ع) در شب عاشورا

امام حسین (ع) خطبه‌اي غرّاء در شب عاشورا ايراد نمود و نور را کم کردند تا اصحاب به راحتي بتوانند فرار كنند؛ اما عشق جوشان و معرفت یاران، به آنها اجازه ترک یاری حضرت را نمي‌داد.بعد از گذشت مدتی كوتاه، حضرت دستور داد چراغ‌ها را بياورند؛ وقتي فضاي مجلس روشن شد، حضرت مشاهده كرد كه هيچ يك از اصحاب ايشان فرار نكرده و همه حضور دارند. به اين دليل حضرت در مورد اصحاب خود مي‌فرمايد: «اصحاب من از ياران ديگر امامان معصوم: والاتر و برتر هستند.» معرفت اصحاب حضرت همان فضل الهي است كه در قرآن به آن اشاره شده است: (فَلَوْ لا فَضْلُ ا... عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ) در اين آيه واژه(فَضْلُ) به معناي احسان و واژه(رَحْمَتُهُ)به معناي مهرباني و رأفت است. با توجه به اين معاني مي‌توان گفت اگر احسان و رأفت الهي شامل مؤمنان، به ويژه ياران خالص و خاص سيدالشهدا (ع) نمي‌شد، به طور يقين آنان جزو زياكاران مي‌شدند. اين خسران و زيانكاري، محصول تبعيت از شيطان و هواهاي نفساني است: (لاَتَبَعْتُمُ الشَّيْطانَ). به عبارت ديگر اگر اصحاب امام حسين (ع) در شب عاشورا معرفت خود را از دست داده بودند و از شيطان پيروي مي‌كردند عذاب الهي را به جان مي‌خريدند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS