دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منصور قدر

No image
منصور قدر

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، منصور قدر، ساواك، امام موسي صدر، لبنان

نویسنده : مرتضي حسني نسب

منصور قدر فرزند کاظم، در سال 1302ه.ش به دنیا آمد؛ وی پس از طی تحصیلات مقدماتی و اخذ دیپلم ریاضی، برای ادامه تحصیلات به دانشکده افسری وارد شد و تا درجه سرهنگی در مشاغل مختلف نظامی به کار مشغول بود؛ در سال 1337ه.ش با درجه سرهنگی به ساواک رفت و در قسمت اطلاعات خارجی (اداره کل دوم) مشغول به کار شد.

حضور در سفارت‌خانه

منصور قدر پس از مدتی به عنوان مامور ساواک به سفارت ایران در دمشق رفت و سپس به عنوان دبیر اول سفارت ایران در بیروت برگزیده شد. همچنین وی توانست پس از یک سال حضور در سفارت ایران در بیروت، در سال 1340ه.ش به ریاست اداره خاورمیانه در سازمان اطلاعات خارجی ساواک برسد. در سال 1340ه.ش به مدیریت اداره کل دوم ساواک (اطلاعات خارجی) رسید. در سال 1342ه.ش دوباره به لبنان سفر کرد و به عنوان رایزن درجه دو سفارت ایران در شهر بیروت مشغول به کار شد. در همین زمان همزمان با کار در سفارت ایران در لبنان، مسئول اداره ساواک در کشور سوریه نیز بود. پس از مدتی وی توانست به رایزن درجه یک سفارت و همچنین کاردار سفارت ایران در لبنان برسد.

منصور قدر از سال 1346ه.ش تا 1352ه.ش به اردن رفت و به عنوان سفیر ایران در آن کشور مشغول به کار شد[1]. در سال 1352ه.ش به سفیری ایران در لبنان برگزیده شد و تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357ه.ش در این سمت مشغول به کار بود.

مخالفت با اقدامات امام موسی صدر در لبنان

یکی از مهم‌ترین برگه‌های زندگی منصور قدر در زمان حضور در لبنان به رابطه وی با امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان و رییس مجلس اعلای لبنان مربوط است.

امام موسی صدر در اواخر سال 1338ه.ش بنابر وصیت سیدعبدالحسین شرف‌الدین رهبر قبلی شیعیان لبنان و به توصیه علمای بزرگ شیعه از جمله مرحوم آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله حکیم از ایران به لبنان رفت و رهبری شیعیان این کشور را به عهده گرفت[2]. وی در این کشور به فعالیت‌های گسترده‌ای جهت سامان‌دادن شیعیان این منطقه و مقابله با رژیم صهیونیستی پرداخت.

یکی از اقدامات سفارت رژیم شاهنشاهی ایران در لبنان در آن زمان مخالفت با فعالیت‌های سیاسی امام موسی صدر در لبنان بود. به همین جهت منصور قدر سفیر ایران در این کشور به سلسله اقداماتی دست زد تا چهره این شخص بزرگوار را در آن کشور مخدوش نماید. یکی از مهم‌ترین اقدامات وی، تحریک برخی مجلات و مطبوعات لبنانی جهت نشر برخی مطالب در مجلات و روزنامه‌ها بود؛ به طور مثال در روزنامه الدیار لبنان مطلبی راجع به مخالفت مردم شهر «قضیه» با سخنرانی امام موسی صدر در این شهر چاپ نموده است که بنابر نقل برخی منابع، سفیر ایران منصور قدر در این حملات مطبوعاتی دست داشته است[3].

از دیگر اقدامات منصور قدر در این باره ملاقات با مخالفان امام موسی صدر در لبنان بود. یکی از بزرگترین مخالفان امام موسی صدر در کشور لبنان، کامل اسعد، رهبر پارلمان لبنان و یکی از رهبران شیعی لبنان بود که قصد داشت رهبری شیعیان لبنان را به دست گیرد. در اسناد آمده است که منصور قدر در برخی موارد، دوبار در هفته نیز به ملاقات وی رفته و با وی دیدار داشته است[4].

همچنین منصور قدر در ترجمه گفتار امام موسی صدر، به جای «دولت‌های عربی خلیج»، دولت‌های خلیج عربی در ترجمه «الدول الخلیج العربیة» می‌نوشت. در عبارت «الدول الخلیج العربیة»، کلمه "العربیة" صفت "الدول" که کلمه‌ای مونث است، می‌باشد، نه صفت برای کلمه "الخلیج"؛ وی این عمل را به این خاطر انجام می‌داد[5] تا نزد مردم ایران، امام صدر به عنوان شخصی شمرده شود که به جای استفاده از نام «خلیج فارس» از واژه «خلیج عربی» استفاده نموده است. این بحث در آن زمان بین کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران بسیار بالا گرفته بود و دولت ایران، این ماجرا را بسیار رسانه‌ای کرده بودند.

از دیگر اقدامات منصور قدر در زمان حضور در لبنان به عنوان سفیر، مخالفت با اقدامات نظامی شیعیان لبنان به رهبری امام موسی صدر در جهت حمایت از مبارزان فلسطینی و مبارزه با نظامیان رژیم صهیونیستی بود. امام موسی صدر در سال 1354ه.ش رسما ولادت جنبش مقاومت لبنان را اعلام نمود[6]. منصور قدر به همین جهت، مخالفت خود را با این عمل امام موسی صدر در ایجاد جنبشی نظامی، به دولت لبنان اعلام نمود[7].

برکناری از سفارت و فرار به لندن

منصور قدر با آشکار شدن انقلاب در ایران، در دیماه 1357ه.ش از سمت خود در لبنان از کار برکنار شد و به خاطر اینکه در محافل انقلابی لبنان به عنوان یکی از مسئولین ساواک و از عوامل بلندپایه سرویس‌های جاسوسی غرب شناخته شده بود، بیروت را به مقصد لندن ترک کرد[8]. وی پس از برکنار شدن از سفارت، به ایران بازنگشت و مستقیما به لندن رفت و در آنجا زندگی نمود[9]. درباره زندگی وی در اروپا و حیات و یا ممات وی اطلاعی در دسترس نیست.

مقاله

نویسنده مرتضي حسني نسب
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS