دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مکاتب اخلاقی غایت گرا /قسمت اول

از جمله مسائل مهم در فلسفه اخلاق، تعیین ارزش فعل اخلاقی است که نظریات مختلفی را چه در غرب و چه در بین متفکّرین اسلامی به سوی خود جلب کرده است.
مکاتب اخلاقی غایت گرا /قسمت اول
مکاتب اخلاقی غایت گرا /قسمت اول
نویسنده: علی مهدوی

از جمله مسائل مهم در فلسفه اخلاق، تعیین ارزش فعل اخلاقی است که نظریات مختلفی را چه در غرب و چه در بین متفکّرین اسلامی به سوی خود جلب کرده است. این نوشتار بر آن است تا با نظری به مبحث غایت گرایی، اقوال نظریه پردازان غرب را مطرح ساخته، و با تکیه بر مبانی اسلامی مورد ارزیابی قرار دهد.

انسان در این جهان موجودی است که با اراده و اختیار و با عقل آفریده شده است، به همین جهت انسان دو نوع افعال انجام می‌دهد؛ فعل طبیعی و فعل اخلاقی. فعل طبیعی فعلی است که انسان در طول زندگی روزمره اش آن را انجام می‌دهد و انگیزها و محرّکهای مختلفی دارد. مثلاً انسان وقتی گرسنه می‌شود، غذا می‌خورد یا یک کسی او را مورد اهانت قرار می‌دهد، در مقابلش از حق خود دفاع می‌کند. در کارها و افعال طبیعی و عادی، انسان و حیوان هر دو مشترکند، ولی بعضی کارها هستند که مافوق افعال طبیعی‌اند. گاهی این سری افعال را «کار انسانی» می‌گویند؛ به دلیل اینکه مافوق کارهای حیوانی‌اند. مثل شکر و سپاسگزاری. این چنین کارها را افعال اخلاقی می‌نامند.

شهید مطهری در مورد ارزش اخلاقی و تفاوت آن با دیگر انواع ارزش می‌گوید: «کارهایی را ما به آنها کار اخلاقی می‌گویم، می‌بینم که فرقشان با کار عادی این است که قابل آفرین و ستایش و تحسین اند. به عبارت دیگر بشر برای این گونه کارها ارزش قایل است. تفاوت کار اخلاقی با کار طبیعی این است که کار اخلاقی در وجدان هر بشری دارای ارزش است، یعنی یک کار ارزشمند و گرانبها است، نه از نوع قیمت و ارزشی است که برای یک کارگر قایل است که ارزش مادی به اصطلاح ایجاد می‌کند و استحقاق مبلغی یا پول یا کالا در مقابل کار خودش پیدا می‌کند، بلکه یک نوع ارزش مافوق این ارزشها است که با پول و کالای مادی قابل مقایسه نیست. کارهای اخلاقی در ذهن و وجدان دارای ارزش و قیمت گرانبها است ولی نوع ارزشش با ارزشهای مادی، متفاوت است، و آن یک ارزش دیگری است، مافوق این ارزش‌های مادی».

حال سخن اینجاست که معیار و ملاک فعل اخلاقی چیست و ارزشی و اخلاقی بودن آنها را از کجا می‌توان اخلاق نامید؟ در پاسخ به این سئوال دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است. بعضی بر این باورند که معیار فعل اخلاقی این است که آن عمل برای غیر باشد و هدفش، غیر از خود باشد. طبق این نظریه هر فعلی که هدفش خود انسان باشد، غیر اخلاقی است و هر فعلی که برای غیر از خود انجام شود، اخلاق نامیده می‌شود. بعضی دیگر گفته‌اند که فعل اخلاقی فعلی است که ناشی از احساسات نوع دوستانه باشد. طبق این نظریه منشا یک فعل، عاطفه نوع دوستی بود، آن فعل اخلاقی است. نظریات و مکاتب اخلاقی در مورد تعیین معیار ارزش اخلاقی افعال را در یک تقسیم بندی کلی می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. نظریه‌های غایت گرایانه و نظریه‌های وظیفه گرایانه. در ادامه به مکتب غایت گرایی در اخلاق، نظری خواهیم افکند.

غایت گرایی و مباحث مربوط به آن

این دیدگاه‌ها به هدف و غایت رفتار نظر دارد و ارزش اخلاقی کار را براساس غایت و نتیجه خارجی آن تعیین می‌کنند. لذت، سود، قدرت، رفاه و کمال، هر یک ممکن است غایت و نتیجه اخلاقی کارها و معیار ارزش‌های اخلاقی به حساب آیند. در این دیدگاه ها، ملاک درستی یا نادرستی و بایستگی و نبایستگی یک رفتار همان ارزش‌های بیرونی و خارج از حوزه اخلاق است که به وجود می‌آورد. نظریات غایت گرا، درستی یک عمل را صرفاً به وسیله تعیین میزان فایده حاصل از آن قابل تشخیص می‌دانند. یک عمل در صورتی از لحاظ اخلاقی درست است که نتایج آن بیشتر مطلوب باشد تا نامطلوب. نظریات غایت گرا، در ابتداء نتایج خوب و بد عمل را محاسبه می‌کنند، سپس تعیین می‌کنند که آیا مجموع نتایج خوب بر نتایج بد غلبه دارد یا نه. اگر نتایج بد بیشتر بود در این صورت عمل مورد نظر از لحاظ اخلاقی نادرست و اگر نتایج خوب بیشتر بود، در این صورت، این عمل از لحاظ اخاقی درست است.‌ ویلیام کی فرانکنا معتقد است: «در اینجا این نکته حائز اهمیت است که در غایت گرایی، ارزش اعمال اخلاقی، وابسته به ارزش غیر اخلاقی نسبی آن چیزی است که به وجود می‌آورند یا به دنبال ایجاد هستند. ابتنای کیفیت یا ارزش اخلاقی چیزی، بر ارزش اخلاقی، نتیجه اش، دوری است. پس غایت گرا، کار درست، الزامی و اخلاقاً خوب را به چیزی بنا می‌نهد که از لحاظ غیراخلاقی خوب است»(2).‌

برخی مکاتب اخلاقی که آنها را می‌توان غایت گرا به حساب آورد، عبارتند از لذت گرایی شخصی 2- سودگرایی اخلاقی 3- کمال گرایی. ‌

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS