دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نتیجه و پیامد گناه

و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!
نتیجه و پیامد گناه
نتیجه و پیامد گناه

نتیجه و پیامد گناه

قال الله تعالی: «مَن أعرَضَ عَن ذِکرِی فإنّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً و نَحشُرُه یَومَ القیَامَهِ أعمَی» (سوره طه/124)

گناه در لغت فارسی به‌معنای بزه، جرم، نافرمانی و امثال این الفاظ آمده است و در لغت عرب از آن به ذنب و اثم و معصیت تعبیر شده است. معنایی که در هردوی آنها صادق و بلکه جامع همه معانی است، همان نافرمانی و انجام عملی برخلاف قانون و یا سرپیچی از آن است. بنابراین گناه، یعنی نافرمانی و سرپیچی از قانون چه قانون طبیعی و اجتماعی و چه قانون الهی و دینی و تخلّف از آن، موجب عقوبت و کیفر است؛ هم در عالم دنیا و هم در روز جزا؛ با این تفاوت که گناه و تخلّف از قوانین طبیعی و اجتماعی با گناه و تخلّف از قوانین  الهی و دینی از جهاتی باهم فرق دارد.[1]

از احادیث استفاده می‌شود کارهای خوب و بد ما روی آینده زندگی‌مان تأثیرگذار است. البته ممکن است ما به‌حسب ظاهر، ارتباط بین عمل و اثر آن‌را درک نکنیم؛ ولی آنچه مسلّم است این است که بسیاری از امور مادی ومعنوی در این جهان وجود دارند که میان آنها ارتباط بر قرار است ولی نحوه ارتباط آنها و خود آن از قلمرو درک و فهم ما خارج است.[2] در این میان، یکی از چیزهایی که روی آینده و سرنوشت انسان تأثیر می‌گذارد گناه است؛ همانطوری که متقابلاً کار نیکو بر روی آینده و سرنوشت انسان تأثیرگذار است. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«مَن یَمُوتُ بالذّنُوبِ أکثر ممَّن یَمُوتُ بالآجالِ و مَن یَعِیشُ بالإحسَانِ أکثر مِمَّن یَعِیشُ بِالأعمَارِ»[3]

کسانی که به‌واسطه گناهان می‌میرند، بیشتر از کسانی هستند که با مرگ طبیعی از دنیا می‌روند و کسانی که به‌واسطه احسان و نیکوکاری زنده می‌مانند و زندگی می‌کنند، بیشتر از کسانی هستند که با عمر طبیعی زنده می‌مانند.

آری گناه نتایج زیان باری را به‌دنبال دارد؛ اگرچه ما از نتایج آن غافل باشیم. یکی از اصحاب امام حسن(ع) می‌گوید: مردی خدمت امام حسن(ع) آمد و از خشکسالی شکایت کرد. امام حسن(ع) به آن مرد فرمودند: از گناه توبه کن و استغفار کن، بعد از آن مَرد، شخصِ دیگری آمد و از فقر و تنگ‌دستی شکایت کرد. امام به آن مرد نیز فرمود: استغفار کن! باز شخص دیگری آمد و به امام عرض کرد از خدا بخواه که به من فرزندی عنایت کند. امام به آن شخص نیز فرمود: استغفار کن! راوی می‌گوید به امام عرض کردم: افراد مختلفی با حاجت‌های متفاوتی خدمت شما رسیدند و شما به همه آنها یک دستور دادید و همه را به استغفار توصیه وسفارش نمودید!! امام در جواب به من فرمودند: من این جواب را از پیش خودم به آنها نگفتم، بلکه آن را از کلام خدا که از پیامبرش نوح حکایت می‌کند، استفاده کردم. خداوند در قرآن از زبان نوح می‌فرماید:

«فقلتُ إستَغفِرُوا رَبَّکُم إنُّه غَفَّارَاً یُرسِلُ السّماء علیکُم مِدرَاراً وَ یُمدِدکُم بأموَالٍ وَ بَنِین و یَجعَل لکُم جَنّاتٍ و یَجعَل لکُم أنهَاراً»[4]

به آنها گفتم: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا بارانهاى پر برکت آسمان را پى در پى بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد![5]

در حقیقت امام حسن(ع) با بیان خویش ما را متوجه این نکته می‌کنند که گناه، دارای نتایج و پیامدهایی است که در درجه اوّل، گریبان شخص گنهکار را می‌گیرد. برخی از افراد خیال می‌کنند که با گناه و معصیت خداوند زودتر می‌توانند به هدف خود دست یابند ولی این افراد از نتایج دنیوی واخروی کار خویش غافل هستند.

امام صادق(ع) در روایتی می‌فرمایند: شخصی به امام حسین نامه نوشت که: با دو کلمه مختصر، مرا پندی بده. حضرت به او نوشت: کسی که از راه معصیت و نافرمانی خدا در صدد چیزی برآید، آنچه را امید دارد، زودتر از دست می‌دهد، و آنچه را بیم دارد، زودتر سر می‌رسد.[6]

    پی نوشت:
  • [1]. رسولی محلاتی، سیدهاشم؛ کیفر گناه، تهران، کتابخانه صدر، 1368، چاپ دهم، بخش اول، ص2و4.
  • [2]. همان، بخش پنجم، ص19.
  • [3] مجلسی، علامه محمدباقر؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404هق ، ج 5، ص140، باب4
  • [4]. نوح/10-12.
  • [5]. حر عاملی، محمدبن حسن؛ وسایل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، 1409هق ، ج7، ص177
  • [6]. گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ فرهنگ جامع سخنان امام حسین، تهران، امیر کبیر، 1384، چاپ سوم، ص839.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS