دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر حجت الاسلام على حجتى کرمانى درباره آیت الله سید محمد باقر سلطانی

No image
نظر حجت الاسلام على حجتى کرمانى درباره آیت الله سید محمد باقر سلطانی

حجت الاسلام على حجتى کرمانى در باره این شخصیّت والامقام علمى و معنوى مى نویسد:

«از تشریفات «آقایى» و مظاهر ریاست، نه تنها به دور که متنفّر بود و در همین رابطه، طى سال هاى متمادى، تنها سه و یا چهار مرتبه توانستم با اصرار و الحاح و حتّى التماس آن وارسته مرد را در مناسبت هایى چون عید نوروز و یا عید غدیر... وادار به جلوس نموده و اذن تشرف به حضورش را به نیابت از شاگردان و ارادتمندانش کسب کنم. هیچ گاه محبّت هاى پدارانه و خدمات ارزشمندش را فراموش نخواهم کرد.

وى انسانى شریف، نجیب، اصیل، والاتبار و با فضیلت بود. قامتى رسا و بلند و چهره اى تابناک و فروزان داشت. آرام و خرامان و در عین حال استوار گام مى زد. متواضعانه و همراه با متانت راه مى رفت. عظمت و آقایى و اصالت و بزرگ منشى، در همه رفتار و کردار و اطوار و چهره جذّاب و نگاه هاى نافذش مشاهده مى شد. بحقّ که تجسمى بارز و درخشان از مفهوم بلندى بود که آن مهر گستر جهانیان در وصف «عباد الرحّمن» ارائه نموده است(و عباد الرّحمن الّذین یمشون على الارض هوناً [22]) و در عین حال، نمادى بس با شکوه و مصداقى روشن از کلام على (علیه السلام) بود که «کونوا دعاة النّاس بغیر السنتکم» من به یاد ندارم که حتّى براى یک بار هم بر اریکه درس اخلاق به مفهوم کلاسیک آن تکیه زده باشد و حتّى در قبال پافشارى شاگردانش به هنگام پایان سال تحصیلى، مبنى بر راهنمایى و ارشاد مى گفت: من خود بیش از همه کس، نیازمند ارشاد و موعظه ام.

در فروردین ماه سال 1357 شمسى در خدمت ایشان سفرى به مکّه و مدینه و سوریه و لبنان (براى دیدار امام موسى صدر) و مصر رفتیم و مقیّد بودم مناسک عمره مفرده و نیز زیارت قبر مطهّر رسول اکرم (صلى الله علیه وآله) و قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) را با همراهى و پیشوایى این شخصیّت ممتاز روحانیت تشیّع به انجام برسانم و چنین شد. حالات و توسّلات و قطرات اشکى که به همراه سکوت پر رمز و رازش بر گونه هایش جارى مى شد، بیش از صدها مقاله آگاهى بخش و خطابه هاى پر طمتراق، راهگشا و سازنده و حتّى گشاینده برخى از معضلات فکرى و مبهمات عقیدتى بوداین است نقش روشن و تعیین کننده عالم عامل.

از ویژگى هاى متعالى و خصلت هاى ممتاز استاد بزرگوارم، مرحوم آیت الله سلطانى این بود که دقیق و ظریف مى اندیشید و آرام و لطیف سخن مى گفت. بر مطالب و مفاهیم مورد بحث، تسلّطى کامل و همه جانبه داشت و از هوشى سرشار و حافظه اى سطح بالا برخوردار بود.

آن چه فرا گرفته بود، با فهم و درکى نیرومند به یاد داشتبر واژه ها و جملات زیبا و پر محتوا مسلّط بود. هیچ گاه براى بیان مقصود، دنبال جمله و یا واژه اى نمى گشت. پیچیده ترین و دشوارترین مفاهیم در ذهن وقّاد و بیان سحر آمیزش، چونان آب روان بود. خیر خواه و درد آشنا بود و بدون هر گونه تکلّفى با فرزند و شاگرد مى نشست و با او سخن مى گفت و یا به سخنان وى با گشاده رویى و سعه صدرى ممتاز گوش فرا مى داد. هماره اهل مطالعه و تحقیق بود. مقالات و پژوهش هاى نویسندگان. پژوهشگران جدید را به دقّت مطالعه مى کرد و نسبت به مکتب ها و جهان بینى هاى مدرن آگاهى داشت. روح حاکم بر زمان را مى شناخت و نسبت به مسائل روز آشنائى داشت و خود نه تنها در فقه و اصول که در بسیارى از زمینه ها اهل نظر بود[23]...».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS