دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى درباره آیت الله مجتبی قزوینی

No image
نظر مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى درباره آیت الله مجتبی قزوینی مقام معظم رهبرى آیت الله خامنه اى ایشان از مرحوم قزوینى بعنوان استاد بزرگ حوزه و عالم نام آور بى نظیر حوزه مشهد یاد کرده مى فرماید:

«آن مقام علمى، آن قدس، آن معنویت، آن جوهره ارزشمند روحى ـ که بنده مکرر گفته ام نظیر آن را در بین همه بزرگان و علماى شیعه، شاید من یک مورد دیگر دیده باشم! آن فلز گرانبها و جوهر روحى این مرد بى نظیر، مؤثر بود.»

معظم له در جاى دیگر مى گوید:

مرحوم حاج شیخ مجتبى قزوینى، ملاى عمیق عریق در یک جهت فکرى، آن وقتى که احساس کرد حوزه ها و عالم اسلام، به این مبارزه و به این تحول نیاز دارد، ایشان یک انتخاب بزرگ انجام داد. حالا مجال نیست ـ شاید مناسب هم نباشد ـ که خیلى جزییات این قضیه را بگویم کسانى که آن روز بودند، مى دانند. و مى شود شما هم بفهمید و بدانید که این بزرگوار چه کرد.

از لحاظ مکتب فکرى و فلسفى، ایشان مکتب دیگرى بود، و امام بزرگوار ما مکتب دیگرى بود. مرحوم آقا حاج شیخ مجتبى قزوینى، خیلى هم در آن ممشاى خودش متصلّب بود. آن فکر و آن ممشا و روحیه، اصلاً اقتضا نمى کرد که فردى مثل ایشان، به کسى مثل امام بزرگوار ما بگرود اما زمانى که شناخت... .

احترام کرد، قم رفت و با امام بیعت کرد، حالا تعبیر بیعت که مى کنم، نه این که بیعت اصطلاحى، یعنى حقیقتاً بین خود و امام، قلباً پیوند ایجاد کرد. و ما که آن وقت در این صراط بودیم، اطراف این بزرگوار جمع شدیم و استقبال کرد و مرکزیت ایجاد کرد. همیشه انسانهایى که باز مى اندیشند، یک قدم جلو مى گذارند. بنده فراموش نمى کنم، آن وقتى که مرحوم آیت الله میلانى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ که حق عظیمى برگردن این حوزه دارند، و من امروز با خودم فکر کردم که وظیفه دارم اسم شریف آن بزرگوار را با تجلیل و عظمت در این جا یاد کنم. این حوزه، بهره زیادى از ایشان برد ـ وارد شهر مشهد شدند و حوزه مشهد را با آثار علمى خودشان مزین و مباهى کردند، انصافاً حوزه احتیاج به ترمیم داشت. فراموش نمى کنم، آن روزهایى که علما به دیدن ایشان مى رفتند، من هم با مرحوم پدرم، دیدن ایشان رفته بودیم ـ من خیلى جوان بودم ـ استاد بزرگ این حوزه و عالم نام آور و بى نظیر حوزه مشهد، مرحوم آیت الله شیخ مجتبى قزوینى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ جلوى ایشان نشسته بود و طلبکارانه از ایشان مى خواست و اصرار مى کرد که شما در مشهد بمانید. در واقع مرحوم شیخ مجتبى، ایشان را در مشهد نگه داشت. مرحوم آقاى میلانى در مشهد ماند حوزه مشهد رونقى پیدا کرد. قبل از آن بزرگانى بودند اما حوزه مشهد حوزه اى نبود که بتواند متخرّجین خود را در میان حوزه هاى بزرگ شیعه در بیاورد و نشان بدهد. با آمدن آقاى میلانى این کار شد.([12])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS