دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظریات گرین در باب مجازات، مالکیت و انترناسیونالیسم

توماس هیل گرین حقوقدان، سیاستمدار و فیلسوف قرن نوزدهم انگلستان می‌باشد.
نظریات گرین در باب مجازات، مالکیت و انترناسیونالیسم
نظریات گرین در باب مجازات، مالکیت و انترناسیونالیسم

نویسنده: یحیی روشندل

توماس هیل گرین حقوقدان، سیاستمدار و فیلسوف قرن نوزدهم انگلستان می‌باشد. او در باب مسائل حقوقی، سیاسی و مباحث مربوط به دولت، عقاید و اندیشه‌های مهمی را بیان کرده است. گرین به تحلیل مجازات و نتایج مثبت و منفی آن در جامعه پرداخته و نظرات خود را در باب مالکیت و جنگ بیان می‌دارد، او به شدت با جنگ مخالفت می‌کند. خلاصه دیدگاه او در زمینه این مسائل آورده می‌شود.

دولت و مجازات

بی تردید دولت حق دارد فردی را که به حقوق دیگران تجاوز کرده است مجازات کند. گرین معتقد بود هدف از مجازات باید اخلاقی باشد، زیرا اخلاق ماهیت واقعی جرم را آشکار می‌کند و از نظام حقوقی که شعور اخلاقی جامعه به وجود آورده است حمایت می‌کند. بنابراین مجازات اثرهای منفی و مثبت دارد. از لحاظ اثر منفی زوری باز دارنده در برابر زوری است که با آزادی مخالفت می‌کند، و از نظر مثبت هدف مجازات اصلاح مجرم است.

در پیوند با عرصه فعالیت دولت هدف از مجازات حفظ وضع و برداشتن مانع‌ها از سر راه زندگی اخلاقی مردم است. مانند همه اقدامات دولت، مجازات هم تا آنجا که هدف نهایی آن تامین آزادی عمل برای اراده اخلاقی اعضای جامعه وگستردن اراده خوب در ذهن مجرمان باشد، هم اخلاقی است و هم صفت اخلاقی دارد.

مالکیت خصوصی

گرین هم مانند لاک از مدافعان بزرگ نهاد مالکیت خصوصی بود و وجود آن را برای هر نوع حقوق دیگر ضروری دانست. همین طور مانند ارسطو، مالکیت را ابزاری لازم و مفید برای به وجودآوردن بهترین زندگی جامعه دید. او گفت بدون مالکیت هیچ کس نمی‌تواند به اراده آزاد خود امکان تاثیر گذاری بدهد و در بهتر کردن زندگی اجتماعی مشارکت نماید. ویژگی‌های برجسته اندیشه گرین در باره مالکیت را می‌توان چنین بر شمرد:

1. مالکیت شرط ضروری است برای عملی کردن آزاد استعدادها و توانایی‌ها در راه سود همگانی: مالکیت وسیله تحقق اراده‌ای است که از هر جهت به خیر اجتماع نظر دارد.

2. گرین تاکید کرد که مالکیت نباید برابر باشد. او گفت که خیر اجتماع ایجاب می‌کند افراد متفاوت نقش‌های متفاوتی در جامعه داشته باشند و موقعیت‌های متفاوت مستلزم ابزار‌های متفاوت است و از این راه تفاوت مالکیت‌های بالقوه به خیر جامعه است، و به همین دلیل وجدان و شعور اجتماعی به درستی می‌تواند آن را بپذیرد.

3. گرین ضمن توجه به مناسبات متداول عصر خود، بر اندیشه نظارت دولت بر مالکیت خصوصی اراضی تاکید کرد، اما سرمایه خصوصی را از حوزه مقررات دولتی کنار گذاشت.

4. وی اعتقاد داشت که نظارت دولت بر مالکیت خصوصی اراضی لازم می‌باشد، اما سرمایه خصوصی می‌باید از محدوده قوانین دولتی به دور باشد.

جنگ و انترناسیونالیسم

گرین از انترناسیونالیسم طرفداری می‌کرد. او عقاید و رویکردهای مربوط به جنگ را مورد نقد قرار داده و تاکید داشت که صلح و آرامش لازمه جوامع جهان است و سازمان جهانی باید امنیت بین المللی را حفظ کند. یگانه استدلال او در این زمینه این بود که اقدامات مربوط به جنگ جزئی از حقوق دولت تلقی نمی‌شود و دولتها نباید حق توسل به جنگ را داشته باشند، زیرا جنگ اثرات و نتایج نامطلوب زیادی در زندگی انسان دارد. جنگ حیات بشری را نابود می‌سازد و حق زندگی را سلب می‌کند. جنگ اشتباه و گناه اخلاقی است.

گرین، به شدت با جنگ مخالفت می‌کند و بیان می‌دارد که با اقدامات و اصول مختلف باید از وقوع آن جلوگیری کرد. اما اگر هیچ راه حلی وجود نداشته باشد و توسل به جنگ به یک ضرورت تبدیل شود، می‌توان برای دفاع از سرزمین جنگید. گرین این نوع جنگیدن را ظلم ضرور می‌نامد. در هر صورت گرین جنگ را نابودگر حیات بشر می‌داند که فضیلت‌های ملی و انسانی را تباه می‌کند. عقاید انترناسیونالیستی گرین، جنگ را قبول نمی‌کند و بر لزوم تامین صلح جهانی و برقراری روابط مسالمت آمیز بین المللی تاکید می‌کند. او پیشنهاد می‌نماید که برای حل اختلافات بین المللی و جلوگیری از وقوع جنگ یک دادگاه بین المللی تشکیل شود.

مقاله

نویسنده یحیی روشندل

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS