دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقد روشنفکری دینی

در دومین روز از همایش «روشنفکری دینی» که عصر روز دوشنبه، 26 آذر به همت کانون اندیشه جوان و همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه های امیرکبیر، علم و صنعت و صنعتی شریف در آمفی تئاتر شهید «بهرامی» دانشگاه علم و صنعت برگزار شد ؛ دکتر حسین کچوئیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، دکتر تقی آزادارمکی ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به ارائه سخن پرداختند...
No image
نقد روشنفکری دینی
نقد روشنفکری دینی در دومین روز از همایش «روشنفکری دینی» که عصر روز دوشنبه، 26 آذر به همت کانون اندیشه جوان و همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه های امیرکبیر، علم و صنعت و صنعتی شریف در آمفی تئاتر شهید «بهرامی» دانشگاه علم و صنعت برگزار شد ؛ دکتر حسین کچوئیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، دکتر تقی آزادارمکی ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به ارائه سخن پرداختند. دکتر کچوئیان در تعریف و تشریح روشنفکری دینی گفت: روشنفکری دینی در جامعه کارکرد و عملکرد اجتماعی دارد و روشنفکر کسی است که کار فکری عمده ای انجام داده باشد. روشنفکر، یک تیپ شغلی نیست و یک روشنفکربا توجه به توانایی ذهنی و فکری اش تعریف می شود، بنابراین باید نقش و کارکرد روشنفکر در جامعه امروز بررسی شود و براساس کارکرد معنابخشی به رفتار و عملکرد انسان ها، باید عملکرد روشنفکران مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه سخنانش در بررسی تاریخ روشنفکری دینی گفت: روشنفکری دینی در کشور ما، از اول روشنفکری بود و ما روشنفکر دینی به معنای امروزی آن را نداشتیم و فقط روشنفکرانی داشتیم که به خاطر حضور در یک کشور دینی و یا به لحاظ دینی بودن شخصی، وارد عرصه های دینی شدند. مترجم کتاب «جامعه شناسی علم معرفت» در بررسی و تشریح روشنفکری دینی در تاریخ غرب تاکید کرد: در غرب نیز از «ماکیاولی» تا «هابز» و تاکنون وضعیت همین طور بود.... ما اگر لفظ روشنفکری دینی در غرب آن زمان را داشتیم، می توانستیم «توماس هابز» و «جان لاک» را روشنفکر دینی بدانیم. لاک و هابز متاله بودند. «باروخ اسپینوزا» نیز همین طور، ولی در عین حال متاله نیستند، چون نمی توان به عنوان متاله آثار آنها را مطالعه کرد؛ اما آنها با روش های جدید وارد مطالعات دینی شدند. استاد دانشگاه تهران در بیان علت و ضرورت شکل گیری روشنفکری دینی اذعان کرد: روشنفکری دینی، براساس یک ضرورت تاریخی بوجود آمد و اکنون به پایان رسیده است. این پدیده در جامعه ما همیشه متزلزل و بی پایه و پایگاه اجتماعی بوده است. در جامعه ما روشنفکر هیچ زمانی واجد حجیت نبوده است و نتوانسته و نمی تواند جامعه را مهیج کند.مولف کتاب «جامعه شناسی معرفت و تجدد» در ادامه سخنانش این سوالات را مطرح کرد و گفت: چه کسی می تواند رهبری جامعه دینی را بر عهده بگیرد؟ آیا کسی که در بیرون از دین اظهار می کند؟ چرا همیشه روشنفکر دینی ناکارا بوده و اکنون هم ناکاراست؟ و تاکید کرد: چون روشنفکران همیشه از بیرون دین و با ابزارهای غیردینی، برخواستند، فاقد پایگاه اجتماعی و قدرت عمل بودند و هستند. وی در مورد تاثیر و نقش روشنفکری دینی گفت: وجود یا عدم وجود روشنفکر دینی در بسیاری از روابط اجتماعی و... تاثیرگذار است و آینده جامعه قابل تغییر خواهد بود. ما قبل ازانقلاب اسلامی، زیر بار مدرنیته بودیم؛ اما الان ما به طور مستقل فکر می کنیم و بعضی از موضوعات و مسائل واضح و مشهور را زیر سوال می بریم. وی در بیان خصوصیات و ویژگی های روشنفکران دینی گفت: هیچ روشنفکر دینی وجود ندارد که درباره آخرت برای ما چیزی بگوید، ما با روشنفکران دینی توجه به آخرت پیدا نمی کنیم. روشنفکر دینی هیچ موقع به طور ماهوی، مناظره درون دینی نمی کند؛ یعنی هیچ موقع استناد به درون دینی نمی کند. نگاه بیرونی به دین برای فقها و مردم دینی هیچ معنایی ندارد؟ نقش تاریخی روشنفکران به پایان رسیده و به دلایل تاریخی فاقد مشروعیت تاریخی هستند که در جامعه ما دارای نقش و تاثیر کمرنگ هستند.عضو هیات علمی دانشگاه تهران نقش و تاثیرگذاری روشنفکران در جامعه معاصر را دارای تاثیری ضعیف دانست و اظهار کرد: مردم دیگر به روشنفکران مراجعه نمی کنند و به دلیل تاریخی و حضور کم علما در دهه های قبل از انقلاب، روشنفکران دینی نقشی داشتند، ولی اکنون مردم در پاسخ به پرسش های دینی دیگر به آنها مراجعه نمی کنند و بنابراین در غرب و کشور ما ضرورت تاریخی وجود روشنفکر دینی از بین رفته است و علمای دین، جایگاه روشنفکر دینی را در عمل گرفتند چرا همیشه روشنفکر دینی ناکارا بوده و الان هم ناکاراست.
روزنامه جام جم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS