دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نکاتی برای رسیدن به موفقیت

No image
نکاتی برای رسیدن به موفقیت

بهانه نیاورده‌اند. همه ما دو صدا داریم. یک صدایی که به شما می‌گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی‌مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می‌گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم. به بهانه‌هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه‌ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می‌توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.

موفقیتشان فقط به آنها مربوط نبوده است. موفقیت افرادی که واقعاً در زندگی خود موفق بوده‌اند به این دلیل بوده است که نه فقط در زندگی خود بلکه در زندگی دیگران هم ایجاد تغییر کرده‌اند. اگر چیزی که به شما انگیزه می‌دهد چیزی بزرگ‌تر از رسیدن به مقصد و هدفتان باشد مطمئناً سخت‌تر، طولانی‌تر و بیشتر تلاش خواهید کرد. درست است، وقتی هدف اولیه پول درآوردن را داشته باشیم، پول درخواهیم آورد. اما بعضی ممکن است از آن پول در راه درست استفاده کنند که بسیار عالی است اما همین پول درآوردن به تنهایی هیچ دستاورد خاصی به شمار نمی‌رود.

کسانی که در زندگی خود به موفقیت دست یافته‌اند برای آن زحمت کشیده‌اند.

بهترین وسیله. انرژی وسیله‌ای بسیار وسیع است که معمولاً در مورد آن صحبت نمی‌شود. واقعیت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، تمرکز کردن برایمان ساده‌تر خواهد شد و کیفیت کارمان بالاتر خواهد رفت.

اصول. برای خود قوانینی طراحی کنید که شما را در زمان‌های سخت هدایت کنند. این قوانین به هیچ قیمتی نباید تغییر کند.

همه ما زمان‌هایی درگیر تردید می‌شویم. حتی بهترین ما شک می‌کنیم که به آرزویمان می‌رسیم یا نه. شما هم می‌توانید لحظات تردید خود را داشته باشید، چون انسان هستید. اما نباید بگذارید آن تردید بر شما غلبه کند. باید بگذارید آن تردید به شما انگیزه دهد که ثابت کنید خوش‌بینی‌تان درست بوده است.

زمانی تحمل کردند که بقیه ناامید شده بودند. کسی که دست از دنبال کردن آرزوی خودش کشیده چطور می‌تواند بداند که برای رسیدن به موفقیت چه مقدار زمان نیاز داشته است؟ مطمئناً هیچ  کس چنین توانایی ندارد. ممکن است فردا باشد، ممکن است ده سال دیگر. آنچه که افراد موفق را از دیگران جدا می‌کند این واقعیت است که آنها هیچگاه دست از آرزویشان نمی‌کشند. برای آنها ناامیدی هیچوقت یک انتخاب نیست. فقط زمانی متوقف می‌شوند که به مقصدشان رسیده باشند. هیچکس نمی‌داند کی به موفقیت می‌رسد. پس با ناامید شدن و صرف نظر از ادامه راه شکستتان را تضمین نکنید. می‌توانید خودتان را سازگار کنید، تغییر دهید یا تکمیل شوید اما هیچوقت ناامید نشوید.

خطر کردن. اگر خطر نکنید، هیچ پاداشی در انتظارتان نخواهد بود. آنهایی که به موفقیت واقعی دست پیدا کرده‌اند بیشتر از دیگران خطر کرده‌اند. میلیاردها نفر در طول تاریخ بوده‌اند که توانایی رسیدن به موفقیت را داشته‌اند، اما چیزی که نداشته‌اند شجاعت لازم برای خطر کردن زندگی‌شان بوده است. همچنین اخلاق کاری لازم برای شناختن استعدادشان را هم نداشته‌اند. اگر واقعاً می‌خواهید با پاداش روبه‌رو شوید، باید ریسک کنید. آرزویتان را پیدا کنید. بعد برای رسیدن به آن همه چیز را به خطر بیندازید.

استقامت در کارها

استقامت یا «پایداری در کارها»، شرط اساسی غلبه بر ناکامی‌ها و رسیدن به پیروزی است. اهمیت این امر تا آنجاست که خداوند در قرآن کریم، با صراحت، پیامبر و پیروان شان را به استقامت دستور می‌دهد. نیز در آیه ای دیگر، با اشاره به پاداش‌های بزرگی که در انتظار انسان‌های مقاوم است، می‌فرماید: آنان که ا... را پروردگارشان دانسته اند و در این راه پایدار ماندند، فرشتگان بر آنان نازل شوند و مژده دهند که دیگر هیچ ترس و اندوهی نخواهید داشت و شما را به بهشت موعود بشارت باد. ما فرشتگان، یاران و دوستان شما در دنیا و آخرت خواهیم بود و برای شما از نعمت‌های بهشت، هر آنچه مایل باشید یا آرزو کنید، آماده خواهد بود. (فصلت: ۳۰ و ۳۱) حضرت علی (ع) نیز با تأکید بر پایداری در کارها فرموده است: به کار برخیزید، به کار برخیزید! پس به پایان رسانید، به پایان رسانید! و استقامت ورزید، استقامت ورزید! پس شکیبایی، شکیبایی! پس پارسایی، پارسایی! شما را پایانی است، خود را بدان برسانید. در حقیقت، توفیق یافتن در هر کاری و رسیدن به هدف‌های مادی و معنوی در زندگی، همچنین به جای آوردن شایسته وظایف فردی و اجتماعی و حل کردن تدریجی همه مشکلات، در گرو پایداری و استقامت آدمی ‌است. امیرمؤمنان علی(ع) استقامت نداشتن در مسیر راستی و هدایت را موجب گمراهی شخص معرفی کرده و فرموده است: «بدانید هر کس که از حق سود نجوید، باطل به او زیان رساند و کسی که به هدایت استقامت نپذیرد، گمراهی موجب هلاکتش شود». نیز در تعبیر دل نشین دیگری می‌فرماید: «هر کس خواهان سلامت است، باید استقامت را ملازم خویش سازد». البته، یکی از راه‌های رسیدن به پایداری در امور، ایستادگی در برابر خواسته‌های نارواست؛ زیرا آدمی ‌تا زمانی که در برابر هوای نفس نمی‌ایستد، نخواهد توانست در برابر برخی وسوسه‌های بیرونی همانند وسوسه قدرت، شهرت و ثروت استقامت ورزد. چنان که امام علی (ع) می‌فرماید: به نفس‌های خود رخصت مدهید؛ که این رخصت‌ها شما را به راه‌های ستم پیشگان می‌برد و با نفس‌های خود سازش نکنید؛ که این سازش کارهای شما را به نافرمانی و معصیت می‌کشاند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS