دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نیک‌گمانی و مثبت‌نگری

No image
نیک‌گمانی و مثبت‌نگری

زهرا رضاييان

اسلام به اجتماع توجه و اهتمام خاصي مبذول داشته است؛ زيرا بسياري از شرايط رشد و تكامل انسان در مسير تقرب الي الله، در عمل اجتماعي تحقق می‌يابد و بسياري از اسماي الهي سرشته در ذات انسان‌ها در فعاليت‌های اجتماعي است كه فعليت می‌يابد. بر اين اساس، آموزه‌های اسلامي به گونه‌ای جهت گيري كرده تا جامعه‌ای سالم و زنده با انسجام و اتحاد اجتماعي سطح بالا تحقق يابد. بنابراين، هر رفتار و حتي آموزه‌ای كه دربردارنده اين جهت گيري اصلي و اساسي نباشد، مورد ترديد و تشكيك است. به سخن ديگر، كساني كه اسلام شناس هستند می‌دانند كه محورهايي در آموزه‌های اسلامي وجود دارد كه مدار احكام می‌باشند. از جمله اين محورهاي اساسي می‌توان به توحيد، عدالت، مؤمن صالح و جامعه سالم انساني اشاره كرد. جهت گيري همه آموزه‌های وحياني، تحقق اين اهداف و همانند آن است و به يك معنا اين امور بر همه احكام و قوانين ديگر وحياني، نوعي حاكميت و ورود اصولي دارد كه شيخ مرتضي انصاري آن را تبيين نموده است. بنابراين، هرگاه حكم و قانوني در جهت تحقق اين هدف نباشد يا با آن مخالفت داشته باشد در اسلامي بودن و وحياني بودن آن قانون، ترديد يا قطع می‌شود. براي دستيابي به جامعه سالم انساني، آموزه‌های وحياني، جهت گيري برخي از قوانين كلي و قواعد اصلي فقهي را به گونه‌ای سامان داده كه به همگرايي، همدلي، وفاق، اتحاد و انسجام اجتماعي و اسلامي بينجامد. از جمله اين قواعد اساسي می‌توان به خوش‌گماني، خوب‌گماني و حسن‌الظن به جاي بدگماني و سوءالظن و مثبت‌نگري به جاي منفي نگري اشاره كرد. براين اساس قواعدي چون اصالت صحت و مانند آن در تبيين رفتار ديگران مطرح شده تا هر عمل ديگران را بر وجه درست و صحيح آن حمل كنند و شخص به خود اجازه ندهد تا در عمل و رفتار ديگران به سادگي تشكيك و ترديد كند. بنابراين، مساله سوق المسلمين (بازار مسلمانان) به عنوان يك تصحيح رفتاري مطرح مي‌شود و شخص نمي‌تواند به خود اجازه ترديد در مالي دهد كه در دست فروشنده مسلمان است، بلكه می‌بايست آن مال را حلال و مشروع دانسته و خريد و فروش و مالكيت آن را مجاز بداند. اين گونه است كه در بازار مسلمانان به سادگي مي‌توان خريد و فروش كرد بي آنكه در حرمت و بطلان و عدم مشروعيت يا عدم صحت معامله و خريد و فروش ترديد روا داشت. اينها تنها بخشي كوچك از قوانين و قواعد اسلامي است كه براي تصحيح رفتارهاي اجتماعي و عمل ديگران مطرح شده است. اگر بخواهيم همه اين قوانين و قواعد و تاثير آن را بررسي و تبيين كنيم بايد كتابي در اين زمينه به رشته تحرير درآورد.اصالت اجتماع و تقويت بنيادهاي آن، از نظر اسلام چنان مهم و اساسي است كه خداوند در آياتي از جمله آيه 12 سوره حجرات، برخي از بدگماني ها را گناه می‌شمارد تا اين گونه، مردم را از افتادن در دام سلب اعتماد عمومي دور نگه دارد و موجبات افزايش اعتماد عمومي و تقويت ارتباطات اجتماعي ميان افراد جامعه را فراهم آورد. به هر حال، هرگونه رفتاري كه بنياد اجتماع را تهديد يا با بحران مواجه كند، از نظر اسلام و قرآن، مردود است و مقابله و مبارزه با آن در دستور كار قرار دارد. در حقيقت روح اسلام مقتضي آن است كه جامعه‌ای سالم با افزايش روابط سالم اجتماعي به دور از هرگونه بدگماني و سلب اعتماد عمومي و اجتماعي شكل گيرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS