دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هماهنگی تشریع و تکوین

ای بندگان خدا بیش از آن که مورد سنجش قرار گیرید خود را بسنجید، و قبل از آن که شما را به پای حساب ببرند، حساب خود را برسید… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
هماهنگی تشریع و تکوین
هماهنگی تشریع و تکوین

قال امیرالؤمنین علیه السلام:

…عباد الله، زنوا أنفسکم من قبل أن توزَنوا وحاسبُوها من قبلِ أن تُحاسَبوُا…

(نهج‌البلاغه، خطبه 90)

ترجمه :

…ای بندگان خدا بیش از آن که مورد سنجش قرار گیرید خود را بسنجید، و قبل از آن که شما را به پای حساب ببرند، حساب خود را برسید…

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح :

هماهنگی تشریع و تکوین

قرآن کریم، راههای تشریعی را همانند راههای تکوینی، به صورت باز و مبسوط بیان می‌کند؛ یعنی راهی را که انسان بدون اختیار باید در نظام تکوین طی کند، مشابه و معادل آن را به او ارائه می‌کند تا از راه صحیح و با اختیار خود در نظام تشریع طی کند؛ مثلاً، یکی از راههایی که در نظام تکوین، هر انسانی آن را طی می‌کند رجوع  به خداست؛ انسان بداند یا نداند و بخواهد یا نخواهد با مرگ، به سوی خدا رجوع می‌کند و ﴿إنّا لِلّه وإنّا إلیه راجعون﴾[1]، اصل کلّی حاکم بر حیات بشری است؛ همان گونه که ﴿کلُّ نفسٍ ذائقة الموت﴾[2]، اصل حاکم بر همگان است.

برای این که انسان، قبل از مرگ «طبیعی»، به موت «ارادی» بمیرد و قبل از «ارجاع طبیعی»‌به «مراجعه ارادی»، رجوع کند قرآن کریم راههای تهذیب روح را از نظر تشریع، تبیین کرده است. «توبه» و «انابه» نوعی مرگ و رجوع است. کسی که توبه می‌کند، در حقیقت از شهوت و غضب می‌میرد و آنها را «اِماته» می‌کند و می‌میراند. اماته شهوت و غضب، همان تعدیل این دو خوی سرکش است. اگر چنین شد، انسان از شهوت و غضب و همچنین جهل می‌میرد و برای این که این راه را ادامه دهد و به صِرف مرگ شهوت و غضب، اکتفا نکند، می‌کوشد آنچه را که عقل دستور می‌دهد همان را بفهمد و عمل کند؛ یعنی از لذایذ عقلی، طَرْفی ببندد.

این که به ما گفتند: «موتوا قَبل أنْ تَموتُوا»[3]: یعنی قبل از این که به مرگ طبیعی بمیرید، به موت ارادی بمیرید یا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید: «عباد الله، زِنوا أنفسکم من قبل أن توزَنوا وحاسبُوها من قبلِ أن تُحاسَبوُا»[4]؛ یعنی قبل از این که شما را به محاسبه دعوت کنند، حسابرس خود باشید، از همین آیات قرآن کریم مدد گرفته‌اند. وقتی انسان رجوع می‌کند، هجرتش آغاز می‌شود.

از سوی دیگر، رجوع تکوینی، مراتب و درجاتی دارد: برخی تا به اوج رجوع می‌رسند و برخی دیگر در وسط راه می‌مانند؛ مانند، آبها که به ابر و آنگاه به باران تبدیل می‌شود و دوباره به دریا بر می‌گردد؛ امّا آبهایی که به دریا برمی‌گردد بردو‌گونه است؛ قسمتی از آنها در نهرهای کوچک به سمت دریا حرکت می‌کند و چون فشار و شتاب آن زیاد نیست، در کرانه‌ها به دریا ملحق می‌شود و آن قدرت را ندارد که به عمق دریا راه پیدا کنند، ولی رودخانه‌های بزرگ خروشان است و هنگامی که به دریا می‌رسد، آبهای کنار دریا را می‌شکافد و خود را تا به عمق دریا می‌رساند.

بازگشت انسانها به «لقاء» خدا هم چنین است؛ گرچه همه انسانها به لقای حق بار می‌یابند: ﴿یا أیُّها الانسان إنّک کادحٌ إلی ربّک کدحاً فَملاقیه﴾[5]، امّا معنای «لقاء الله»، این نیست که همه به مرحله ﴿دَنی فتدَلّی٭ فَکانَ قابَ قوسینِ أوْ أدنی﴾[6]، برسند. در مرگ و رجوع طبیعی، همگان یکسان نیستند؛ چنانکه در مرگ و رجوع اختیاری نیز چنین است و از این رو بین تائب و مُنیب فرق گذاشته‌اند و اِنابه را بالاتر از توبه دانسته‌اند. گاهی انسان از معصیت و مخالفت به اطاعت و موافقت رجوع می‌کند و گاهی از دیدن غیر حق به دیدن حق رجوع می‌کند و در این حالت دوم به چیزی جز حقّ علاقه نخواهد داشت و این رجوع تام است. بنابراین، همان گونه که رجوع، در نظام تکوین درجاتی دارد، در نظام تشریع نیز درجاتی دارد که از توبه، شرو ع و به مراحل عالی اِنابه ختم می‌شود.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 161-162
    پی نوشت:
  • [1]ـ سوره بقره، آیه 156.
  • [2] ـ سوره آل عمران، آیه 185.
  • [3] ـ بحار، ج 69، ص 59.
  • [4] ـ نهج‌البلاغه، خطبه 90.
  • [5] ـ سوره انشقاق، آیه 6.
  • [6] ـ سوره نجم، آیات 8 ـ 9.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS