دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همه نحوست ها در این عمل است!

No image
همه نحوست ها در این عمل است!

قدس آنلاین: همه ما از نحوست بدمان می آید و از آن در هراسیم و می کوشیم به طرق مختلف محسی و بداقبالی را از خود دور کنیم در حالی که همه نحسی ها در یک عمل نهفته است.

به گزارش قدس آنلاین، از نشانه‏ هاى فقاهت بردبارى و علم و خاموشى است، همانا خاموشى يكى از درهاى حكمت است، چراکه خاموشى محبت مى‏ آورد و راهنماى هر امر خيرى است چراکه انسان با تفكر به هر خيرى مي رسد و خاموشى موجب و مزيد تفكر است.

رسول خدا (ص) به مردى كه خدمتشان آمد، فرمودند: «نمي خواهى تو را به امرى راهنمائى كنم كه خدا به سبب آن بهشتت برد؟» عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه (ص)! فرمودند: «از آنچه خدا به تو داده بده»، عرض كرد: اگر خودم از آنكه به او دهم نيازمندتر باشم چه كنم؟ فرمودند: «مظلوم را يارى كن»، عرض كرد: اگر خودم از آنكه ياريش كنم ناتوانتر باشم چه كنم؟ فرمودند: «كارى براى نادان كن- يعنى نادان را راهنمائى كن»، عرض كردم: اگر خودم نادانتر از او بودم چه كنم؟ فرمودند: «زبانت را جز از خير خاموش دار. آيا شادمان نيستى كه يكى از اين خصال را داشته باشى كه تو را به بهشت برد.»

امام باقر (ع) می فرمایند: «شيعيان ما بى‏زبانند (كم كوى و گزيده گويند).»

ابوعلى جوانى گويد: امام صادق (ع) را ديدم انگشت بالاى لب هاى شريفش گذاشته و به غلامشان سالم مي فرمايد: «اى سالم زبانت را نگه دار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما سوار مكن (يعنى از فضائل و مناقب ما آنچه خلاف تقيه است به مردم مگو تا بر ما نشورند).»

امام صادق (ع) فرموده اند: «لقمان به پسرش گفت: پسر جان اگر خيال كنى سخن از نقره‏ است، بدان كه خاموشى از طلا است.»

همچنین، رسول خدا (ص) فرمودند: «زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقه‏اي است كه به خود مي دهى (چون خاموشى تو را از بلا نگهدارد)» سپس فرمودند: «هيچ بنده‏ئى حقيقت ايمان را نشناسد، تا برخى از زبانش را نگهدارد (و تنها آنچه را به سود دنيا يا آخرتش باشد رها كند و بگويد).»

و ایشان می فرمایند: «نجات مؤمن در نگهداشتن زبانش باشد.»

ابو بصير گويد: شنيدم امام باقر (ع) فرمودند: «ابو ذر- رحمه اللَّه- مي گفت اى دانش جو همانا اين زبان كليد خير و كليد شر است، پس همچنان كه بر طلا و نقره‏ات مهر ميزنى، بر زبانت هم مهر بزن.»

روایت است که مردى خدمت پيغمبر (ص) آمد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! مرا سفارشى كن، فرمودند: «زبانت را نگهدار.» گفت: يا رسول اللَّه (ص)! مرا سفارشى كن! فرمودند: «زبانت را نگهدار»، گفت: يا رسول اللَّه (ص)! مرا سفارشى كن، فرمودند: «زبانت را نگهدار. واى بر تو! آيا مردم را جز دروشده‏هاى زبانشان برو در آتش اندازد.»

امام صادق (ع) نیز فرموده اند: «حضرت عيسى (ع) مي فرمود: به جز ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانى كه به جز ذكر خدا سخن بسيار گويند، دل هاشان سخت است و نمي دانند.»

علاوه بر این، على بن الحسين عليهما السّلام فرموده اند: «در هر بامداد زبان آدميزاد بر تمام اعضائش مشرف شود و گويد: چگونه هستيد؟ گويند: اگر تو ما را رها كنى خوبيم و مي گويند: خدا را خدا را نسبت به ما بياد آور و سوگندش دهند و گويند ما به سبب تو ثواب و عقاب بينيم.»

همچنین، رسول خدا (ص) می فرمایند: «كسى كه سخنش را از عملش نشمارد، خطاهايش زياد شود و عذابش فرا رسد.»

و نیز از ایشان است که: «اگر در چيزى نحسى باشد در زبان است.»

امام رضا (ع) فرموده اند: «هر گاه مردى از بنى اسرائيل مي خواست عبادت كند، 10 سال پيش از آن خاموشى مي گزيد. (يعنى سخن بيهوده نمي گفت و فكر خود را متوجه علوم و معارف دينى مي نمود و سپس به تعليم و هدايت خلق مي پرداخت).»

و نهایتا آنکه می فرمایند: «هر كه محل سخنش را از كردارش بيند (يعنى سخنش را از كردارش شمارد و آن را بيشتر از هر كارش داند) سخن گفتنش كم شود، مگر در باره آنچه برايش سودمند باشد.»

أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، جلد سوم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS