دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هوس مداری و حاکمیّت فساد

واگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها ومعابد یهود و نصاری ومساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود ، ویران می گردد. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
هوس مداری و حاکمیّت فساد
هوس مداری و حاکمیّت فساد

قال الله تعالی :

ولولا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع وبیع وصلوات ومساجد یذکر فیها اسم الله کثیراً

سوره حج/ آیه 40

واگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها ومعابد یهود و نصاری ومساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود ، ویران می گردد.

توضیح:

هوس مداری و حاکمیّت فساد

در قرآن کریم، به منظور ارائه خطر، آیات فراوانی وجود دارد مانند: "ولو اتّبع الحقّ أهواءَهُمْ لفسدت السموات والأرض ومن فیهنّ"[1]: اگر حقّ و حقیقت، تابع هوسِ هوس مداران باشد (در بخش توحید، تابع عقاید ملحدان اعتقادی باشد و ربّ را واحد نداند و به "أرباب متفرقّون"[2] رضا بدهد، در مسائل اخلاقی، تابع رذیلت. مدارها و در مسائل عبادی و احوال شخصی، تابع افراد هوس باز باشد) نظام کیهانی به هم می خورد؛ اگر مسائل قانونی و حقوقی، تابع هوس اینها باشد، نه تنها زمین فاسد می شود، بلکه فساد به آسمانها هم سرایت می کند و اگر روزی بشر بر اثر پیشرفت علم، توانست در آسمانها هم کاری انجام دهد و در منظومه های شمسی نیرو پیاده کرده و زندگی کند، آنجا هم مثل زمین فاسد خواهد شد.

قرآن در بخشی دیگر می فرماید: "ظهر الفساد فی البرّ والبحر بما کسبت أیدی النّاس"[3] یعنی، تبه‌کاران نه تنها خشکیها را به تباهی کشیده اند بلکه دریاها را هم آلوده کرده اند. چنانکه در جنگ خلیج فارس دریا هم آلوده شد و انسان معاصر با داشتن قانون محیط سالم و زیست در اثر نداشتن اخلاق نه در خشکی به سلامت زیست و نه در دریا از سلامت بهره برد.

ذات اقدس خداوند، این فساد را هم گوشزد کرده،باز می فرماید: "ولوْلا دفْع الله النّاس بعضهم ببعضٍ لفسدت الارض"[4]: اگر نیروهای الهی در جامعه زندگی نکنند، تبهکاران همه زمین را تباه می کنند. و در جای دیگر می فرماید:

ولولا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع وبیع وصلوات ومساجد یذکر فیها اسم الله کثیراً[5]

یعنی، اگر به وسیله مردان فداکار و نستوه الهی، جلو تهاجم و تجاوز متجاوزان گرفته نشود، مراکز مذهب ویران می شود؛ این چهار آیه، نشان می دهد که اگر افراد جامعه از رذیلت آزاد نشوند، هرگز توان تشکیل مدینه فاضله را نخواهند داشت و انبیا که یکی از اهداف اصیل آنها تأمین و تأسیس مدینه فاضله است، در کمال دقت بررسی کرده اند که این هدف سامی، جز با انسان شناسی و تهذیب روح و اخلاق، میسّر نیست.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ص 232-233
    پی نوشت:
  • [1] - سوره مؤمنون، آیه 71.
  • [2] - سوره یوسف، آیه 39
  • [3] - سوره روم، آیه 41.
  • [4] - سوره بقره، آیه 251.
  • [5] - سوره حج، آیه 40

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS