دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وسواس و وسوسه

یاد ما اهل بیت، شفابخش هر ناخوشی و بیماری و وسوسه تردید آور است.
وسواس و وسوسه
وسواس و وسوسه

وسواس و وسوسه

قال علی(ع): «ذِکرُنا أهلَ البَیتِ شِفاءٌ مِن الوَعکِ و الأسقامِ و وَسواسِ الرّیبِ» (محمدی ری شهری، میزان الحکمه ، حدیث21703)

یکی از چیزهایی که در روایات بر آن تأکید شده لزوم پرهیز از وسواس در اعمال و عبادات است. وسوسه بر ضد یقین و نقطه مقابل آن است و در لغت به معنای همهمه می‌باشد از این رو به صدای آهسته نیز وسوسه می‌گویند و معنای آن خطوراتی است که به وسیله شیاطین جنّ و انس به قلب انسان وارد می‌شود.[1] حضرت امام خمینی در کتاب چهل حدیث خود راجع به وسواس می‌فرمایند: وسوسه و شک و تزلزل از القائات شیطانی است که در دل و قلب مردم می‌اندازد، چنانچه طمأنینه و یقین و ثبات از القائات رحمانی و الهی است.[2] وسواس بیش از حد در هیچ کاری پسندیده نیست. کسی که به وسوسه‌های نفسانی خود، گوش می‌دهد باید بداند که با این کار، به حرف شیطان گوش داده و او را خوشحال نموده است. راوی می‌گوید از مردی نزد امام صادق یاد کردم که در وضو و نمازش گرفتار وسواس است و گفتم او مردی عاقل است حضرت فرمود: چه عقلی دارد که فرمانبری شیطان می‌کند؟ عرض کردم چگونه فرمانبری شیطان می‌کند؟! فرمود: از او بپرس وسوسه‌ای که به وی دست می‌دهد از چیست؟ قطعاً به تو خواهد گفت: کار شیطان است.[3]

راه علاج وسواس این است که انسان در کارهای خود مثل متعارف مردم عمل کند و به وساوس نفسانی خود اعتنا نکند. اگر انسان زمینه بروز وسواس در خود از بین ببرد؛ دیگر شیطان به سراغ او نمی‌آید. می‌گویند روزی به مرحوم مدرس که متولی مدرسه سپهسالار (شهید مطهری) بود طلبه‌ها گفته بودند اتاق ما زیاد موش دارد. ایشان فرموده بوند: اتاق من که اصلاً موش ندارد و علّتش هم این است که شما نان خشک و گردو و غذاهایی که به درد موشها می‌خورد در اتاقتان در دسترس موشها قرار می‌دهید، لذا آنها علاوه بر خود دوستانشان را نیز مطلع می‌نمایند؛ اما من چنین کاری را انجام نمی‌دهم.[4] بنابر این انسان نباید به حرف شیطان گوش کند و خود را با پیروی از شیطان اسیر زنجیر وساوس او کند. حضرت امام خمینی در چهل حیث خود می‌فرمایند: چیزی را که از دین نیست و خدا نگفته است، باید آن را از شیطان حساب کرد نه اینکه آن را به حساب کمال نفس و تقوا گذاشت؛ اگر از کمال تقوا و احتیاط در دین است چه شده که بسیاری از این وسواسی‌های بی‌جا در جاهایی که احتیاط لازم است و خوب می‌باشد احتیاط نمی‌کنند؟! آیا تاکنون کسی را سراغ دارید راجع به اموال وسواسی باشد؟ تاکنون کدام وسواسی عوضِ یک مرتبه زکات و یا خمس چند مرتبه داده است؟[5] بنابر این احتیاط و وسواس بی‌مورد در هیچ کاری پسندیده نیست و انسان باید در تمام کارهای خود خداوند را در نظر داشته باشد و هر چه را که دین به آن امر کرده و یا از آن نهی کرده است انجام دهد و خود را گرفتار وساوس و القائات شیطانی نکند.

  • [1] - مظاهری ، حسین ، کاوشی نو در اخلاق اسلامی ، ترجمه محمد رضا آژیر ، محمود ابوالقاسمی ، تهران ، موسسه نشر و تحقیقات ذکر ، چاپ اول ، 1388هش ، ص253
  • [2] - امام خمینی ، چهل حدیث ، تهران ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، چاپ بیست دوّم ، 1379هش ، ص399
  • [3] - محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه، قم ، دار الحدیث ، (ویرایش دوم) ، ج13 ، حدیث21696
  • [4] - وحیدی ، محمد ، احکام آبها ، تهران ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، چاپ اول ، 1369 هش ، ص170
  • [5] - امام خمینی ، چهل حدیث ، ص402

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS