دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وفور نعمت در جامعه با پاسداشت ارزش ها‌

در یک جامعه اسلامی ارزش‌ها و معیار هایی وجود دارد که باعث افزایش نعمت الطاف خداوند بر افراد این جامعه می‌گردد.
وفور نعمت در جامعه با پاسداشت ارزش ها‌
وفور نعمت در جامعه با پاسداشت ارزش ها‌
نویسنده: آیدین تبریزی

در یک جامعه اسلامی ارزش‌ها و معیار هایی وجود دارد که باعث افزایش نعمت الطاف خداوند بر افراد این جامعه می‌گردد. برخی از آیات قرآن به بیان تاثیر عوامل معنوی و ارزش‌های دینی در افزایش نعمت و روزی پرداخته اند و این معیارها را بیان نموده اند. ایمان به خدا، استغفار و توبه، اقامه و اجرای شریعت‌های آسمانی، سپاسگزاری و شکر نعمت؛ «لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید»، تقوا و توکل یا عمل صالح؛ استقامت در راه حق؛ «والو استقاموا علی الطریقه لاسقینا هم ماء غدقاً».‌

به این ترتیب، در آیات متعدد از یک سو پیوند و رابطه محکمی بین ارزش‌های معنوی و اخلاقی انسانی در جامعه و از سوی دیگر اصلاح شئون مادی، سر و سامان یافتن امور اقتصادی مردم، آسودگی آنها از ناراحتی‌ها و مشکلات معیشت و حتی فراوانی وفور نعمت‌های خدادادی را ملاحظه می‌کنیم. بررسی پیوند کثرت و فراوانی نعمت در رابطه مستقیم با کلماتی از قبیل «قوم» و «قریه»، «اهل القری» نشان می‌دهد که این رابطه به طور دقیق یک پیوند اجتماعی است. یعنی هر گاه جامعه اهل صلاح و تقوی شود، سرچشمه‌های طبیعت برای مردم آن جامعه زاینده تر و برکات آن فراوان تر عرضه می‌شود. در حقیقت این پیوند در رابطه با مسائل اجتماعی است. آنچه از تعبیرات قرآن در مورد پیوند ارزش‌ها با مسائل فردی استفاده می‌شود، فراوانی نیست؛ گویا وفور نعمت ارتباط مستقیم با جامعه صالح دارد.‌

در مورد افراد صالح تعبیر این گونه حاکم است: در روزی اهل تقوی تسهیلاتی منظور شده است که از راه‌های پیش بینی نشده تامین می‌شود و یا خدا آنها را کفایت می‌کند. این تعبیر غیر از کثرت و فراوانی است، بلکه نشان دهنده آسودگی خیال آنها از نظر زندگی مادی، تمرکز فکر و عمل روی خدمات خداپسندانه و عبادات و خدمات اخلاقی و اجتماعی است. در واقع اعمال صالح و کارهای نیک اهل تقوی و با ایمان باعث افزایش لطف و توجه خداوند به جامعه آنها می‌شود.‌

باید دانست آسایش و تسهیل زندگی مادی و اقتصادی افراد منافاتی با اصل ابتلاو امتحان ندارد، زیرا مشکلات و مصائب مورد ابتلادر معیشت زندگی و مسائل اقتصادی خلاصه نمی شود. رونق اقتصادی خود مورد ابتلاو ابتلائات دیگر نیز وسیله آزمایش مومن می‌تواند باشد. در مورد اینکه پیوند ارزش‌ها با وفور نعمت، علل ظاهری دارد یا معنوی، باید با مطالعه و بررسی علمی بدان پاسخ گفت، در کل شکی نیست که در محیط مردم مومن و با تقوی توجه به معنویت و ارزش‌های الهی، افکار و علایق جامعه را به خود معطوف کرده و عامل موثری در خودداری از احتکار و ذخیره مواد غذایی و ترجیح خود بر دیگران است. آنها باید احسان، هدایا ، صلات وصدقات را ایثارگرانه و با طیب نفس در اختیار دیگران بگذارند و زندگی خود را با محرومان برادرانه نزدیک سازند، چرا که ناراحتی و سختی زندگی محرومان و مستضعفان باعث می‌گردد که آن جامعه از نعمت‌ها و رحمت‌های الهی دور بماند.‌

علاوه بر این، هنگامی که افراد با همت و اراده شکست ناپذیر ناشی از ایمان به ارزش‌های الهی و معنوی که سستی، پیری و وجود تامین مادی و حالت تنبلی و راحت طلبی آن را نتواند متزلزل سازد، کار اقتصادی را وظیفه می‌دانند، به کارهای کشاورزی و صنعتی می‌پردازند و پیوسته در گسترش تولید و خود کفایی گام بر می‌دارند، فراوانی در جامعه مشهود می‌شود. به این ترتیب رحمت و الطاف خداوند شامل حال افرادی می‌شود که راه صلاح و تقوی را پیشه خود سازند وخداوند از راه‌های مختلف عنایات و کمک‌های خود را به مدد اهل ایمان و تقوی می‌فرستد.

مقاله

نویسنده آیدین تبریزی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS