دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وقایع حقوقی

No image
وقایع حقوقی

كلمات كليدي : وقايع حقوقي،اراده، تولد، مرگ، موت، غصب

نویسنده : شعبانعلی جباری

وقایع حقوقی

وقایع جقوقی، وقایعی مستقل از اراده و قصد آدمی هستند؛ مثل اتلاف مال غیر، نسب و....

این رویدادها آثاری حقوقی دارند که نتیجۀ ارادۀ شخص نیست و به حکم قانون به وجود می‌آید. اعم از این‌که ایجاد خود واقعه و حادثه، ارادی باشد، مثل غصب و اتلاف مال غیر، یا طبیعی مثل مرگ و تولد شخص.

وقایع حقوقی دو قسم هستند:

1) وقایعی که بدون ارادۀ شخص ایجاد می‌شوند: که طبیعی هستند، مثل تولد و مرگ.

الف) تولد: اصولاً وجود شخص طبیعی، از لحاظ حقوقی، با تولد آغاز می‌شود، و از این تاریخ هست که انسان طرف حق قرار می‌گیرد، و از حقوق برخوردار می‌گردد، تولد را، با توجه به اینکه در ارادۀ شخص متولد شده نیست، جزء وقایعی به شمار می‌آورند که در آن، ایجاد اثر حقوقی، منوط به اراده کسی نیست، بلکه قانون است که اثراتی برای تولد بار می‌کند، و آن را دارای ماهیت حقوق کرده مقرراتی را برای آن وضع می‌کند.

تولد وقتی موجب اثر حقوقی است که جنین، زنده متولد شود، در غیر این‌صورت نمی‌تواند، دارنده حق و تکلیف باشد و جنین قبل از تولد نیز می‌تواند دارای حق باشد ولی مشروط است به زنده به دنیا آمدن. و پس از زنده متولد شدن است که قانون اثراتی همچون تابعیت را بر آن بار کرده است.

ب) مرگ؛ یا پایان وجود شخص طبیعی، انسان با مرگ، شخصیت خود را از نظر حقوقی از دست می‌دهد و دیگر نمی‌تواند مثل شخص زنده صاحب حق و تکلیف باشد، اگر چه کالبد و جسم بی‌جان انسان شایسته احترام است و نبش قبر از نظر شرع و قانون جرم است.

اقسام مرگ

الف) موت حقیقی: شخص پس از پایان عمر خود و یا از کار افتادن کامل سلول‌های مغزی خود از بین می‌رود.

ب) موت فرضی: در موردی که شخص مدتی طولانی ناپدید بوده و زنده بودنش مشکوک باشد. موت فرضی مربوط به غایب مفقود الأثر است.

آثار حقوقی مترتب بر موت که قانون‌گذار آن را بدون توجه به اراده شخصی، بار می‌کند عبارتند از:

1) تعیین ورثه: کسانی که بین آنها و شخص فوت شده توراث باشد، می‌توانند از وی ارث ببرند.

2) تعیین زمان انتقال قهری اموال و دارائی به ورثه و موصی له.

3) حالّ شدن دیون و بدهی‌های متوفی

4) تعیین ابتدای عدّۀ زوجه و همسر متوفی

2) وقایعی که ایجاد آن‌ها به اراده اشخاص است: مثل غصب و اتلاف مال غیر؛

الف) غصب: استیلای بر آن‌چه حق شخص دیگری است به اجبار و زور (عدوانی)، که ارادی بوده دارای اثراتی است که قانون بر آن بار کرده مثل برگرداندن شیء مغصوبه.

ب) اتلاف مال غیر: هر کس مال دیگری را تلف کند، ضامن آن است، اعم از اینکه از روی عمد باشد یا بدون عمد، قانونگذار اثر ضمان را بر آن بار کرده است بدون اینکه ارادۀ شخص تلف کننده را لحاظ نماید، همانطور که در ماده 328 قانون مدنی آمده است.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS