دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگی های مخبتین

No image
ویژگی های مخبتین

مخبتین چه کسانی هستند؟ آیا برترین بندگان مخبتین هستند؟ درجه آنان بالاتر از توکل کنندگان درگاه خداوند است؟ قرآن چه ویژگی‌هایی برای آنان بیان می‌کند؟ مخبتین همان متواضعان و خاشعان هستند یا مقامی‌بالاتر دارند؟

 معنی واژه اخبات

واژه مخبتین از «خبت» گرفته شده است و در لغت به معنی خضوع و خشوع است [1] اما بین خضوع و اخبات خیلی تفاوت وجود دارد، درست است که دو کلمه مترادف هستند ولی معنایی که در اخبات است در خضوع نمی‌باشد، مخبت کسی است که همواره ملازم به طاعت می‌باشد یعنی کسی که دائماً در حال عبادت است اما این استمرار و مداومت در کلمه خضوع وجود ندارد. پس مخبتین دائماً در حال عبادت خداوند هستند و لحظه‌ای از اطاعت او غافل نمی‌شوند.[2]

 ویژگی‌های مخبتین

خداوند در آیه 34 و 35 حج از مخبتین یاد می‌کند. در آیه 35بعد از بیان مناسک حج از جمله قربانی کردن بیان می‌کند در برابر خدا تسلیم شوید و در ادامه مخبتین را بشارت می‌دهد و به معرفی و توصیف آن‌ها می‌پردازد و چهار ویژگی از آنان ذکر می‌کند:1. هنگامی‌که نام خدا را می‌شنوند ، دل‌هایشان مملو از خوف می‌شود.2. نسبت به آن مصائبی که به آنان می‌رسد ، صبور و شکیبا هستند.3. برپادارندگان نمازند.4. از آنچه خداوند روزیشان می‌کند انفاق می‌کنند.ذکر واژه مخبتین بعد از حج، خود نشان دهنده اهمیت این واژه است. علامه طباطبایی می‌فرمایند: تمام صفات مذکور در این آیه همه اش در حج می‌باشد.[3] حج یکی از اعمال عبادی مسلمانان است که مظهر عبودیت محض است. امام علی علیه السلام در روایتی می‌فرمایند: حج مایه خروج انسان از تكبر و غرور و باعث آرامش روح است».[4]

 مقام تسلیم

اگر از مصادیق کسانی که تسلیم محض بودند بخواهیم یاد کنیم می‌توان از حضرت ابراهیم علیه السلام نام برد که وی مصداق بارز مسلم در برابر فرمان الهی بود، [5] حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهاالسلام پس از بالا بردن پایه‌های خانه خدا از خداوند درخواست کردند که تسلیم فرمان او باشند و از دودمان آن‌ها نیز امت مسلمانى به‌پاخیزد.(سوره بقره)  هنگامى كه پروردگارش به او فرمود: «تسلیم شو»، گفت: «به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.» ( سوره بقره) وی هم خود تسلیم امر خداوند گردید و هم به فرزندان خود توصیه می‌نمود. زمانی که حضرت ابراهیم علیه‌السلام در خواب چنین دید که باید پسر خود را قربانی کند، برای پسر خود تعریف نمود، اسماعیل گفت: «یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُومَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ»، وی در این امتحان هم سربلند بیرون آمد و آنچه خداوند فرموده بود به انجام رسانید و تسلیم امر او شد.مقام تسلیم مقامی‌است والا و از مقام توکل و رضا هم گذر می‌کند، حضرت ابراهیم در اینجا از خود خواسته‌ای نداشت و آنچه پروردگار عالمیان فرموده بود پذیرفت؛ زیرا در مقام تسلیم، عبد از خود خواسته‌اى ندارد و هر آنچه خدا امر کند می‌پذیرد، ولی در مقام توكل، شخص كارى را مى‌طلبد و چون خودش نمى‌تواند آن كار را به خوبى انجام دهد، وكیل مى‌گیرد و چون هیچ كسى بهتر از خدا كار را نمى‌داند و نمى‌تواند انجام دهد، بهتر از همه آن است كه خداوند را وكیل قرار دهد و بر او توكل كند. در مقام رضا ، خواسته خدا اصل و خواسته بنده فرع است ولی در مقام تسلیم، بنده از خود هیچ خواسته‌ای ندارد فقط گوش به فرمان خداست. لذا مقام تسلیم از این دو مقام والاتر می‌باشد.[6]روایتی از امام صادق علیه السلام هست که تا قلب کسی پاک و مطهر نشود، مقام تسلیم را به وی عطا نخواهند نمود.[7]

  نتیجه‌گیری

از مطالبی که گذشت چنین می‌توان بیان داشت که مخبتین جزو عابدان و تسلیم‌شدگانند و بالاتر از متوکلان و راضی‌شدگان درگاه اویند.

عواقب گناهان کبیره

ریشه اغلب مشکلات و گرفتاری‌های بشر به گناه خود انسان برمی‌گردد و به همین جهت قرآن مجید بر خودداری از گناهان به‌ویژه معاصی کبیره تاکید زیادی کرده و درباره برخی از آنها از جمله کم فروشی، رباخواری، ترک نماز و ریا مکررا هشدار داده است. اغلب بدبختی‌هایی که دامنگیر فرد یا جامعه می‌شود، همانا آلودگی بر گناه و معصیت است. گناه یعنی مخالفت با قوانین الهی و پیروی بدون قید و شرط از تمایلات و هوای نفس، پیروی از تمایلات نفسانی که برخلاف قوانین تکوین باشد. در اینجا چند نمونه از گناهان کبیره را که قرآن مجید بر آنها تاکید کرده مورد بررسی قرار می‌دهیم.

  ترک نماز: خداوند مهربان درباره این عبادت بزرگ، یعنی نماز بیش از  122 آیه نازل فرموده است. نماز در برابر نعمتهای بیشماری که خداوند به ما ارزانی داشته سپاسگزاری و شکر نعمت محسوب می‌شود. نماز بهترین راهنمایی است که انسان را از گناه باز می‌دارد و او را در صراط مستقیم استوار می‌سازد. خداوند متعال کسانی را رستگار معرفی می‌کند که در نماز خشوع و حضور قلب دارند. ترک نماز از گناهانی است که قرآن مجید درباره آن وعده عذاب داده است.  رسول خدا (ص) در مورد ترک نماز فرموده کسی که نماز خود را سبک بشمارد و در به‌جا آوردنش سستی نماید خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می‌سازد، شش بلا در دنیا و سه تا در موقع مردنش و سه تا در قبر و سه تا در قیامت هنگامی که از قبر بیرون می‌آید.

  کم فروشی: قرآن درباره کم فروشی و تقلب در وزن و پیمانه شدیدا هشدار داده و می‌فرماید وای بر کم‌فروشان آنها که هنگام خرید، حق خود را به طور کامل می‌گیرند و هنگام فروش از کیل و وزن کم می‌گذارند.

  رباخواری: رباخواری تعادل اقتصادی را در جوامع به هم می‌زند، چرا که رباخواری یک نوع تبادل اقتصادی ناسالم است که عواطف و پیوند‌ها را سست می‌کند و موجب دشمنی در دلها می‌شود. در روایات اسلامی به اثر سوء اخلاقی ربا اشاره شده است.

  ریا: اصل ریا از کلمه رویت است و در اصطلاح به معنی طلب مقام و منزلت در قلوب مردم است که به وسیله نشان دادن اعمال خوب و تظاهر فراهم می‌شود. ریا مراتب مختلفی دارد و بعضی از درجات آن شدیدتر است.

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS