دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ تأثیرات گناه بخش سوم

در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به آثار و پیامدهای دنیوی گناهان شامل: 1- محرومیت از رزق و روزی 2- فقر 3- سلب نعمت 4- بیماری 5- کوتاهی عمر 6- نزول بلا 7- خشکسالی و نباریدن باران 8- عدم ایمنی از حوادث 9- حکومت جائران و ظالمان 10- ترس از حکام و زمامداران پرداختیم.
پرسش و پاسخ تأثیرات گناه بخش سوم
پرسش و پاسخ تأثیرات گناه بخش سوم

پرسش:

بر اساس آموزه‌های وحیانی گناهان چه آثار وپیامدهایی را در عرصه‌های مادی و دنیوی و معنوی و اخروی به همراه دارد؟

پاسخ:

در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به آثار و پیامدهای دنیوی گناهان شامل: 1- محرومیت از رزق و روزی 2- فقر 3- سلب نعمت 4- بیماری 5- کوتاهی عمر 6- نزول بلا 7- خشکسالی و نباریدن باران 8- عدم ایمنی از حوادث 9- حکومت جائران و ظالمان 10- ترس از حکام و زمامداران پرداختیم.

اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می‌گیریم.

ب) آثار و پیامدهای اُخروى گناهان

خداوند متعال در آيات متعددى از قرآن كريم، عذاب دوزخ را به عنوان يكى از پيامدهاى گناهان معرفى كرده است. در سوره نمل آمده است: «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةً فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى‌النّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ «آنان كه اعمال بدى انجام دهند به رو در آتش افكنده مى‌شوند آيا جزايى جز آنچه عمل مى‌كرديد خواهيد داشت. (نحل-90)» و در جاى ديگر مى‌فرمايد: «وَ مَنْ يَعْصِ‌اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً»؛ «و هر كس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست، جاودانه در آن مى‌مانند».(جن23)

در روايات ما علاوه‌بر اصل عذاب اخروى شخص گناهكار به پيامدهاى ديگر گناهان ‌اشاره شده است كه برخى از اهم آنها را ذكر مى‌كنيم:

۱. نابودى اعمال نيك

امام صادق(ع) مى‌فرمايند: «جدوا و اجتهدوا و إن لم تعلموا فلا تعصوا فإن من يبنى و لايهدم يرتفع بنيانه و إن كان يسيرا و من نبى و يهدم يوشك إن لا يرتفع بنائه؛ تلاش و كوشش كنيد [در عمل صالح] و اگر عمل [صالح] نمى‌كنيد گناه نكنيد، زيرا كسى كه بنا را مى‌سازد و خرابش نمى‌كند ساختمان او هر چند اندك بالا مى‌رود و كسى كه بنا را مى‌سازد و خراب مى‌كند بنايى ندارد. (بحارالانوار، ج 67، ص 286)

رسول خدا (ص) فرمودند: «كسى كه سبحان‌الله بگويد خداوند در بهشت درختى براى او مىكارد. مردى برخاست و عرض كرد: پس ما درختان زيادى در بهشت داريم. پيامبر(ص) فرمود: آرى ولى مبادا كه آتشى به سوى آنها روانه كنيد و همه را بسوزانيد. (وسائل‌الشیعه، ج 7، ص 186)

۲. پذيرفته نشدن اعمال نيك

پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‌فرمايند: «و لو صليتم حتى تكونوا كالاوتاد و صمتم حتى تكونوا كالحنايا لم يقبل‌اللّه منكم إلاّ بورعٍ حاجز»؛ «اگر آن قدر نماز گزاريد كه چون ميخ‌هاى كوبيده بر زمين شويد و آن قدر روزه بگيريد كه چون چوب‌هاى تراشيده ضعيف گرديد خدا از شما نمى‌پذيرد مگر با ورع بازدارنده از گناه» (عدة‌الداعی و نجاح‌الساعی، ص303)

3- محرومیت از آمرزش

خداوند بخشاینده گناهان است. بنده‌ای که پس از گناهان استغفار کند آمرزیده می‌شود ولی اگر برگناه خود اصرار کند از آمرزش خدا محروم می‌شود از این روست که امام صادق(ع) می‌فرمایند: «من هم بسیئةً فلا یعلمها فانه ربما عمل العبد السیئةً فیراه الرب فیقول: «و عزتی و جلالی لا اغفرلک بعد ذلک ابدا» کسی که آهنگ گناهی کرد باید از آن خودداری کند زیرا بسا که بنده گناهی کند و پروردگار او را ببیند و بگوید: قسم به شکوه و جلالم که پس از این دیگر تو را نیامرزم.(اصول کافی، ج 2، ص 272)

4- محرومیت از نماز شب

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «ان الرجل یذنب فیحرم صلوةً اللیل» «همانا شخص گناهی مرتکب می‌شود و در اثر آن از نماز شب محروم می‌شود.(همان)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 27 مرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS