دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ جاذبه و دافعه

از منظر آموزه‌های وحیانی خطرناک‌ترین افراد که نباید آنها را در روابط اجتماعی به عنوان دوست و رفیق انتخاب کرد چه کسانی هستند؟
پرسش و پاسخ جاذبه و دافعه
پرسش و پاسخ جاذبه و دافعه

پرسش:

از منظر آموزه‌های وحیانی خطرناک‌ترین افراد که نباید آنها را در روابط اجتماعی به عنوان دوست و رفیق انتخاب کرد چه کسانی هستند؟

پاسخ:

اکثريت مردم فکر میکنند حسن خلق و لطف معاشرت و اجتماعی بودن به اين است که انسان همه را با خود دوست کند در حالی که برای يک انسان صاحب مرام و مسلک که فکر و ايده خاصی را در اجتماع تعقيب می‌کند و فقط در فکر منفعت شخصی خود نمی‌باشد، اين معنی که خوب و بد او را دوست داشته و او نيز با خوب و بد دوست باشد، ميسر نيست زيرا همه مردم نه مسلک واحدی دارند و نه پسندهای واحدی.

در بين مردم، عادل، ظالم، گنهکار و بیگناه و... وجود دارد و اينان نمیتوانند همه يکسان با آدمی که برای زندگی خود هدفی را دنبال می نمايد، رابطه داشته باشند لذا برای افراد هدفمند روابط انسان با ديگران و دوستی و محبت انسان نسبت به آنان فرق می‌کند، عدهای را جذب و عدهای را دفع می‌کند و اين يک مطلبی است روشن و آشکار.

اسلام دين محبت و عشق است و خداوند متعال پيامبر اسلام (ص) را رحمت برای عالميان معرفی می‌نمايد.(الانبیاء - 1‍07)

او حتی نسبت به خطرناک ترين دشمنان خود رحمت است و به آنان محبت بايد بکند امّا محبتی که قرآن سفارش آن را نموده و به آن دستور میدهد اين نيست که مطابق ميل هر کسی عمل شود و در رفتار خود به بهانه دوست داشتن ديگران طبق خوشايند آنان تصميم گرفته و عمل شود.

اين نوع علاقه داشتن دليل بر خوش اخلاقی نبوده و مورد پذيرش عقل نمیباشد، بلکه نفاق و دوروئی است البته اينکه انسان در جامعه با خوب و بد با مدارا رفتار کند غير از اين است که با خوب و بد خو کند، و رفیق و دوست شود.

بر اين اساس ما مؤظف هستيم که در جهت حفظ آئين خود کسانی را به عنوان دوست برگزينيم. امام(ع) میفرمايد: «اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان؛ ناتوان ترين مردم کسی است که از دوست يافتن ناتوان باشد.»(نهج‌‌البلاغه - حکمت 11) و همين طور ناچاريم با يک عده دوست نباشيم، ولي بايد از دوستی با هواپرستان، پول و منفعت پرستان و منافقان پرهيز کنيم.

در اين ميان وقتی به روايات اسلامی که يکی از منابع دينی ما می‌باشد مراجعه میکنيم مشاهده می‌کنيم که به دوستی پاک دلان و مؤمنان ما را دعوت کرده است. ابن عباس می‌گويد: از رسول اکرم(ص) سؤال کردند بهترين هم‌نشينان کيست؟ حضرت فرمود:

((من ذکّرکم بالله رؤيته وزادکم فی علمکم منطقه و ذکّرکم بالآخرة عمله؛ آن کس که ديدنش شما را به ياد خدا بيندازد و گفتارش بر دانش شما بيفزايد و رفتار او شما را به ياد آخرت بيندازد)).(بحارالانوار، ج 1، ص 203)

و در زمينه افراد بیدين و آلوده و ناپاک به شدت ما را برحذر داشته است زيرا دوستی با آنان زمينه از دست دادن عقيده و ايمان انسان را فراهم میکند چون هر دوستی انسان را به سوی مشاکلت و مشابهت میکشاند و در نتيجه انسان هم سنخ محبوب خود میشود. همان‌گونه که پیامبر گرامی می‌فرماید «المرء علی دین خلیله و قرینه» سبک زندگی انسان بر طبق مذهب و سیره دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود. (وسایل الشیعه، ج 4، ص 207)

در نگاه اميرمؤمنان علی ـ عليه السلام ـ دوستی با افرادی مورد ضرر و خطر رسيدن به دين و دنيای مؤمنان میگردد و لذا بايد از آنها دوری گردد، آنها عبارتند از:

1-دروغگو: «و إياک ومصادقة الکذّاب فانه يقرّب البعيد و يبعد عليک القريب، دوری کن از دوستی کردن با دروغگو پس به درستی که او دور را نزديک جلوه می‌دهد و نزديک را دور». (بحارالانوار، ج71، ص 209) يعنی امری را که دور است از تو و رسيدن به آن دشوار است چنان مینمايد که آن امر نزديک است و انسان را بر سعی از برای آن وا میدارد و امری را که تحصيل آن آسان است، چنان مینمايد که دور است و مانع از سعی انسان برای رسيدن به آن میشود.

2. افراد شرور: «اياک و معاشرة الاشرار فانّهم کالنّار مباشرتها تحرق؛ از همنشينی و معاشرت با اشرار بپرهيز زيرا آنان همانند آتش‌اند و معاشرت با آنان سوزاننده است».(الحکم الزاهره، ص 561)

3. چاپلوس: علی(ع) می‌فرماید: «شرّ اخوانک من داهنک فی نفسک و ساترک عيبک؛ کسی که در امر خواهش نفس با تو چاپلوسی کند و عيب تو را بپوشاند از بدترين دوستان تو است».(غررالحکم، ص 446)

4. تنها گذاشتن در گرفتاریها: امام علی(ع) می‌فرماید: «شر الاخوان المواصل عند الرّخا و المفاصل عند البلاء؛ بدترين دوستان آن کس است که به هنگام آسايش بپيوند و وقت گرفتاری جدايی جسته و تنها بگذارد». (غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 545)

5. انسان های نادان، بخیل و ستم پيشه: امام علی(ع) در نامه‌ای  به امام حسن(ع) فرموده است: «يا بنيّ اياک و مصادقة الاحمق فانّه يريد ان ينفعک فيضرک و اياک و مصادقة البخيل فانه يقعد عنک أحوج ما تکون اليه واياک و مصادقة الفاجر فانه يبيعک بالتاقه؛ فرزندم از دوستی با نادان بپرهيز که میخواهد به تو نفعی برساند پس ضرر میزند و از دوستی بخيل بپرهيز که او در مورد حاجت تو به گونهای مینشيند که گويا محتاج‌تر از تو است و از دوستی فاجر بپرهيز که به فروختن تو به قيمت ناچيزی حاضر می‌گردد. زيرا دين ندارد و از خداوند نمی‌ترسد».(بحارالانوار، ج 71، ص 209)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 06 تیر ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS