دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ خصلت‌های انسان کامل

از منظر آموزه‌های وحیانی انسان کامل چه خصلت‌ها و ویژگی‌هایی دارد؟
پرسش و پاسخ خصلت‌های انسان کامل
پرسش و پاسخ خصلت‌های انسان کامل

پرسش:

از منظر آموزه‌های وحیانی انسان کامل چه خصلت‌ها و ویژگی‌هایی دارد؟

پاسخ:

قرآن كريم و روايات معصومين(ع)، در آيات و روايات مختلف،‌تصويري گويا از سيرت يك انسان كامل را نشان داده‌اند كه برخی از اين علائم و نشانه‌ها عبارتند از:

1- انسان كامل، خود را مسافر در طريق رسيدن به پروردگار می‌بيند.

انا لله و انا اليه راجعون (بقره، 156) ما از خداييم و به سوی او باز می‌گرديم.

يا ايها الانسان انك كادح الی ربك كدحا فملاقيه (انشقاق، 6) ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی كرد.

خدای تبارک و تعالی در نظر او، وجودی پنهان و غايب از صحنه حيات انسانی و ساير وجودات امكانی نيست.

2- انسان كامل، در پرتو تعاليم دينی می‌داند، كه دل و جان به دوست سپردن و بالاترين محبت‌ها و عشق‌ها را نثار او كردن، به دست آوردن بالاترين ارزش‌ها است. الذين آمنوا‌اشدّ حبا لله (بقره، 165) كسانی كه ايمان آورده‌اند، به خدا محبت بيشتری دارند.

3- انسان كامل، سعادت خويش را در دل نبستن به دنيا و مظاهر و جلوه‌های آن می‌بيند و دنيا را گذرگاه و پلی به سوی حيات اخروی می‌داند: و ما الحيوه الدنيا الاّ متاع الغرور (آل عمران، 185) و زندگی دنيا جز مايه فريب نيست.

به همين جهت است كه سبكباری و وارستگی از تعلقات دنيا، از ويژگی‌های انسان كامل است.

علی (ع) فرمود: «تخففوا تلحقوا؛ سبكبار باشيد تا به مقصود برسيد» (نهج‌البلاغه، خطبه 21)

4- انسان كامل به «حيات طيبه» واصل شده است: من عمل صالحاً من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيبه (نحل 97) هر زن و مردی كه عمل صالح انجام دهد و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاكيزه‌ای حيات می‌بخشيم.

5- انسان كامل، به شدت ديگر خواه است و از غم انسان‌ها رنج می‌برد و تمامی همت خويش را مصروف نجات انسان‌ها و به كمال رساندن آنها می‌كند: «لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ماعنتم حريص عليكم؛ (توبه 128) قطعاً برای شما پيامبری از خودتان آمده كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به (هدايت) شما حريص و نسبت به مؤمنان، ‌دلسوز و مهربان است.»

اميرالمؤمنين علی(ع) در اين باره می‌فرمايد: مبادا هوای نفس بر من غلبه كند و حرص جلودار من گردد كه به دنبال انتخاب طعام بروم. آخر نكند كه در حجاز يا يمامه شكمی باشد كه هرگز سيری نديده است. آيا شكم سير به سر برم، در حالی كه در اطرافم شكم‌های گرسنه و جگرهای سوخته هست؟»(نهج‌البلاغه - نامه 45)

6- انسان كامل، در جست‌وجوی «خودآگاهی» است و در پی شناخت حقيقت خويش و كنار زدن «من» دروغين است. علی(ع) فرمود: عجبت لمن ينشد ضالّته و قد اضل نفسه فلا يطلبها؛ در شگفتم، از كسی كه اگر چيزی را گم كند، در جست‌وجوی آن برآيد و خود را گم كرده اما جست‌وجو نمی‌كند»(غررالحکم، ج 4، ص 340)

بنابراين، انسان كمال نيافته، از خود حقيقی خويش، غافل است اما از خود حيوانی و غير اصيل خويش نه تنها غفلت ندارد، بلكه اعتنا و اهتمام شديدی به آن دارد. و طائفة قد اهمتهم انفسهم يظنون بالله غير الحق (آل عمران، 154) و گروهی در فكر نفس خود بودند و درباره خدا گمان‌های ناروا می‌بردند.

7- انسان كامل، شخص فروتن و متواضع است: و عباد الرحمن الذين يمشون علی الارض هوناً (فرقان 63) بندگان خدا، آن كسانی هستند كه در روی زمين با تواضع راه می‌روند.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: «لا يدخل الجنّه من كان فی قلبه مثقال حبّه من خردل من كبر كيف يستعظم نفسه و يتكبر علی غيره، آن كه در قلبش به اندازه خردلی كبر و غرور باشد، وارد بهشت نمی‌شود بنگر او چگونه خود را بزرگ می‌شمارد و بر ديگری كبر می‌ورزد».(سفینه‌البحار، ج 7، ص 403)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 05 تیر ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS