دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ راه رسيدن به خير كثير

No image
پرسش و پاسخ راه رسيدن به خير كثير

پرسش:انسان چگونه مي تواند به برکت و نيکي و خير کثير نائل شود؟

پاسخ:اگر انسان همه‌ عبادات را انجام دهد و همه‌ علوم را بياموزد و همه‌ مردم دوستدار و علاقمند به او باشند، باز به گفته‌ قرآن به خير و بركت گسترده نرسيده است؛ زيرا راهكار قرآن براي رسيدن به خير و ارزش هاي والا گذشت از چيزهاي مورد علاقه است: «لن نتالوا البر حتي تنفقوا ممّا تحبّون»، «لن تنالوا» هرگز به آن بركت نمي‌رسيد مگر از اين راه، يعني يك راه براي رسيدن به خير كثير وجود دارد و آن نظير ندارد.

اولين برندگان اين راه، شهدا هستند كه جان عزيز خود را در راه خدا هديه كردند.

گاهي انسان بايد از آبروي خود، از عنوان خود، از فرزند خود، از قبيله و وطن و شغل و درآمد و لباس و رفاه و دوست و همسر و عزيزان خود بگذرد تا به خير و بركت بيشتري برسد. در ميان انبيا، بيشترين بركت نصيب ابراهيم(عليه السلام) شد تا آنجا كه وقتي ما بر پيامبر اسلام درود مي‌فرستيم از خدا مي‌خواهيم كه نمونه‌ بركت ابراهيمي را به پيامبر اسلام نيز بدهد: «و بارك علي محمّد و آل محمّد كما باركت علي ابراهيم‌» چرا ابراهيم اين سهم از بركت را دريافت كرد؟ زيرا او از همه عزيزان و از آنچه دوست داشت، گذشت. آن حضرت از:

همسر، فرزند، وطن، عمر و جانش گذشت.

گرما و سرما و وسوسه شيطاني و پيري و غربت و تنهايي مانع او نشد.

فاطمه مادر يازده امام مي‌شود! او كه پيراهن عروسي خود را در راه رفتن به خانه داماد به فقير داد.

مريم مادر فرزندي همچون عيسي(ع) مي‌شود! او كه تمام عمرش را وقف خدا كرد.

امام حسين(عليه السلام) پدر نه امامي مي‌شود! او كه همه‌ «ما تحبّون‌» خود را در طي چند ساعت تقديم خدا كرد.

يوسف چهره‌ درخشان هستي مي‌شود! او كه از هيجاني‌ترين حالات جنسي خود را نجات داد.

علي بن ابيطالب مولاي مسلمانان و جانشين پيامبر اسلام مي‌شود! او كه خود را پيش مرگ پيامبر كرد: «و من النّاس من يشري نفسه ابتغاء مرضات اللّه» (بقره 207)

پاداش يك ضربه‌ علي(عليه السلام) در جنگ خندق، از عبادات جن و انس بيشتر مي‌شود! او كه در همان جنگ، توهين و پرتاب آب دهان دشمن را به خاطر خدا تحمل كرد.

لطف الهي بر اهل بيت سرازير مي‌شود! هماناني كه تنها غذاي افطارشان را به يتيم و اسير و مسكين دادند. (در سوره‌ي هل اتي براي اين اطعام خالصانه، حدود بيست نوع نعمت اخروي آمده است)

حال جا دارد اي انسان چند لحظه به عمر خود بنگر ببين در تمام عمر خود چند نوبت از چيزهاي مورد علاقه خود صرف نظر كرده و خواسته‌هاي نفساني خود را كنترل كرده‌اي؟ از كدام: مقام، ثروت، شهوت، شهرت و رفاه و مسكن و ... گذشته‌ايم و به ديگران داده‌ايم، متأسفانه گاهي حتي از عاريه دادن يك كتاب و قرض دادن مبلغ كمي‌ خودداري مي‌كنيم.

   

   

            روزنامه كيهان، شماره 21112 به تاريخ 1/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS